پارادایمهای متفاوت آمرزش با واکاوی تطبیقی نقش عمل صالح و فدا در اسلام و مسیحیت
/ استادیارگروه آموزش معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان تهران، تهران، ایران / d.basirat@cfu.ac.ir
/ مدرس گروه آموزش معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان تهران، تهران، ایران. / hamid.es135@yahoo.com
/ استادیار گروه آموزش معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان تهران، تهران، ایران / m.tavakolian@cfu.ac.irArticle data in English (انگلیسی)
- Aquinas, T. (1952). Summa theologiae. (Original work published 1265–1274). Part III, Question 69: The effects of baptism.
- Küng, Hans (1976). On Being a Christian. New York: Doubleday & Company.
- Lossky, V. (1976). The mystical theology of the Eastern Church. : St. Vladimir’s Seminary Press.
- Luther, M. (1960). The freedom of a Christian. In: J. Dillenberger (Ed.). Martin Luther: Selections from his writings (p.43–85). Doubleday. (Original work published 1520).
- Meyendorff, J. (1974). Byzantine theology: Historical trends and doctrinal themes (2nd ed). Fordham University Press.
- Schmemann, A. (1973). For the life of the world: Sacraments and Orthodoxy. St. Vladimir’s Seminary Press.
- References
- The Holy Qur’an. Trans. Ayatollah Naser Makarem Shirazi.
- The Bible (Old and New Testaments). Old and New Translations.
- Ibn Babawayh, Sheikh Saduq Abu Ja’far Muhammad (2010). Iʿtiqādāt-e Sheikh Saduq. Ed. Imam al-Hadi Institute. Qom: Imam al-Hadi Institute.
- Qushayri Nishapuri, Abu al-Hussein Muslim ibn Hajjaj (1955 CE). Ṣaḥīḥ Muslim. Ed. Muhammad Fu’ad Abd al-Baqi. Cairo: Matba’at Isa al-Babi al-Halabi.
- Asadabadi, Qadi Abu al-Hasan Abd al-Jabbar (1988 CE). Sharḥ Uṣūl al-Khamsa. Annot. Ahmad ibn Hussein ibn Abi Hashim. Ed. Abd al-Karim Uthman. Cairo: Maktabat Wahba.
- Ansarian, Hamid (2023). “A Historical Reexamination of the Emergence and Evolution of Takfir in Non-Imami Islam.” Faslnāmeh-ye Ma’rifat, 32(8), 61–69.
- Brown, Robert McAfee (2003). The Spirit of Protestantism. Trans. Fariborz Majidi. Tehran: Negah-e Mo’aser.
- Thiessen, Henry (n.d.). Christian Theology. Trans. T. Mikailian. Tehran: Hayat-e Abadi.
- Hurr Amili, Muhammad ibn al-Hasan (1997 CE). Al-Fuṣūl al-Muhimma fī Uṣūl al-Aʾimma. Ed. Muhammad ibn Muhammad al-Hussein al-Qa’ini. Qom: Imam Reza Islamic Studies Institute.
- Husseini Zubaydi, Seyyed Muhammad Murtada (1993 CE). Tāj al-ʿArūs min Jawāhir al-Qāmūs. Qom: Dar al-Fikr.
- Husseini Qaleh-Bahman, Seyyed Akbar (2025). “Christian Anthropology: Dualist or Trinitarian.” Faslnāmeh-ye Ma’rifat-e Adyan, 16(4), 43–58.
- Hilli, Abi Mansur Hasan ibn Yusuf (2009). Kashf al-Murād fī Sharḥ Tajrīd al-Iʿtiqād. Trans. and Comm. Abul Hassan Sha’rani. Tehran: Hermes.
- Zamakhshari, Abi al-Qasim Jarallah Mahmoud ibn Umar (1987 CE). Al-Kashshāf ʿan Ḥaqāʾiq Ghawāmiḍ al-Tanzīl. Beirut: Dar al-Kitab al-Arabi.
- Sobhani, Ja’far (1991). Maʿād-shenāsī dar Partow-e Ketāb, Sonnat va ʿAql. Trans. Ali Shirvani. Tehran: Al-Zahra.
- Sobhani, Ja’far (2004). Manshūr-e Jāvīd: ʿAdl, Imāmat, Shafāʿat, Tawba, Iḥbāṭ va Takfīr. Qom: Imam Sadiq Institute.
- Sobhani, Ja’far (1992 CE). Al-Ilāhiyyāt ʿalā Hudā al-Kitāb wa al-Sunna wa al-ʿAql. Qom: Imam al-Sadiq Institute.
- Sobhani, Ja’far (2006 CE). Buḥūth fī al-Milal wa al-Niḥal. Qom: Imam Sadiq Institute.
- Tabatabai, Seyyed Mohammad Hossein (1996 CE). Al-Mīzān fī Tafsīr al-Qurʾān. Qom: Islamic Publications Office of the Society of Seminary Teachers of Qom.
- Tabarsi, Fazl ibn Hasan (1993). Majmaʿ al-Bayān fī Tafsīr al-Qurʾān. Res. and Intro. Mohammad Javad Balaghi. Tehran: Naser Khosrow.
- Tabarsi, Fazl ibn Hasan (1998). Tafsīr Jawāmiʿ al-Jāmiʿ. Tehran: University of Tehran and Management of the Qom Seminary.
- Tabari, Abu Ja’far Muhammad ibn Jarir (1991 CE). Jāmiʿ al-Bayān fī Tafsīr al-Qurʾān. Beirut: Dar al-Ma’rifa.
- Tarihi, Fakhr al-Din (1996). Majmaʿ al-Baḥrayn. Tehran: Mortazavi.
- Tusi, Abu Ja’far Muhammad (1979 CE). Al-Iqtiṣād al-Hādī ilā Ṭarīq al-Rashād. Tehran: Maktabat Jami’ Chehelsotoun.
- Tusi, Abu Ja’far Muhammad (n.d.). Al-Tibyān fī Tafsīr al-Qurʾān. Res. and Intro. Sheikh Agha Bozorg Tehrani and Ahmad Qasir Ameli. Beirut: Dar Ihya al-Turath al-Arabi.
- Tusi, Khwaja Nasir al-Din Muhammad ibn Muhammad (1995 CE). Qawāʿid al-ʿAqāʾid. Ed. Ali Rabbani Golpayegani. Qom: Center for the Management of the Qom Seminary.
- Abduh, Muhammad, and Rashid Rida, Seyyed Muhammad (n.d.). Tafsīr al-Qurʾān al-Ḥakīm (Al-Manār). Beirut: Dar al-Kufr.
- Fakhr al-Razi, Fakhr al-Din Abu Abdullah Muhammad ibn Umar (1981 CE). Tafsīr al-Kabīr wa Mafātīḥ al-Ghayb. Beirut: Dar al-Fikr.
- Kulini, Muhammad ibn Yaqub (1986 CE). Al-Kāfī. Ed. Ali Akbar Ghaffari and Muhammad Akhundi. Tehran: Dar al-Kutub al-Islamiyya.
- Majlisi, Muhammad Baqir (1983 CE). Biḥār al-Anwār al-Jāmiʿa li-Durar Akhbār al-Aʾimma al-Aṭhār. Beirut: Mu’assasat al-Wafa.
- Mesbah Yazdi, Mohammad Taqi (1998). Āmūzesh-e ʿAqāʾid. Qom: Islamic Propagation Organization.
- Mesbah Yazdi, Mohammad Taqi (2023). “Degrees of Faith and Disbelief.” Faslnāmeh-ye Ma’rifat, 32(9), 5–7.
- Mughniyeh, Muhammad Jawad (n.d.). Al-Tafsīr al-Kāshif. Beirut: Dar al-Anwar lil-Tiba’a wa al-Nashr.
- McGrath, Alister (2006). An Introduction to Christian Theology. Trans. Masih Dibaj. Tehran: Ketab-e Roshan.
- Hume, David (2018). Dialogues Concerning Natural Religion. Trans. Rasoul Rasoulipour and Soudeh Mahtabpour. Tehran: Hekmat.
مقدمه
یکی از مسائل بنیادین در الهیات ادیان، نسبت ایمان و عمل صالح با سعادت اخروی، و در مقابل، نقش گناه و معصیت در شقاوت ابدی انسان است. پرسش اساسی این است که: آیا اعمال نیک انسان میتواند آثار گناهان پیشین او را بپوشاند و نابود کند؟ و اگر پاسخ مثبت است، سازوکار تحقق این امر چیست و چگونه میتوان آن را تبیین کرد؟ در اسلام، این پرسش در قالب مفهوم «تکفیر» مطرح میشود؛ مفهومی که قرآن کریم در آیات متعددی بدان تصریح کرده است؛ اما در مسیحیت، اصطلاح «تکفیر» وجود ندارد و بهجای آن، آموزههایی چون «کفاره»، «فدا» و «نجات» جایگزین شدهاند.
اهمیت این مسئله در آن است که تبیین صحیح آن میتواند به شکلگیری نگرشی متوازن در دینداران بینجامد؛ نگرشی که انسان را میان خوف و رجا قرار دهد: خوف از کیفر گناهان مانع از غرور و غفلت اخلاقی میشود؛ و امید به آمرزش، از یأس و ناامیدی جلوگیری میکند. ازهمینرو آموزة «تکفیر» نهتنها نقش اخلاقی و روانشناختی دارد، بلکه بر اساس عدل و رحمت الهی نیز معنا مییابد و از مباحث کلیدی در الهیات اسلامی بهشمار میآید (سبحانی، 1413ق، ص363). در مقابل، آموزة «فدا» در مسیحیت با تأکید بر نقش مرگ عیسی مسیح؟ع؟ بهعنوان قربانی، انسان را صرفاً دریافتکنندة فیض الهی میداند و برای اعمال نیک او نقشی در آمرزش قائل نیست (مکگراث، ۱۳۸۵، ص۴۵۰).
ضرورت و اهمیت بحث
بررسی تطبیقی «تکفیر» در اسلام و «فدا» در مسیحیت، از چند جهت اهمیت دارد: نخست آنکه آموزة تکفیر در اسلام، ازیکسو امید به رحمت الهی را در دل مؤمنان زنده نگه میدارد؛ و ازسویدیگر آنان را به پرهیز از گناه و انجام اعمال صالح ترغیب میکند. اگر این آموزه بهدرستی فهم نشود، میتواند زمینة سوءبرداشتهایی را فراهم آورد؛ برای مثال، ممکن است برخی گمان کنند که انجام اعمال صالح بهتنهایی کفایت میکند و نیازی به ایمان و توبه نیست یا بالعکس، تصور کنند که آمرزش تنها در گرو رحمت الهی است و عمل انسان هیچ نقشی ندارد.
دوم آنکه آموزة فدا در مسیحیت نیز پیامدهای گستردهای در عرصة اخلاق دینی دارد. اگر آمرزش صرفاً بهواسطة مرگ مسیح تحقق یابد، جایگاه عمل اخلاقی انسان در چه سطحی قرار میگیرد؟ آیا چنین نگاهی میتواند انگیزة کافی برای پایبندی به اخلاق دینی ایجاد کند؟ این پرسشها نشان میدهند که مقایسة این دو رویکرد میتواند ابعاد تازهای از رابطة ایمان، عمل و رحمت الهی را روشن سازد.
سوم آنکه مطالعة تطبیقی این دو پارادایم، علاوه بر غنای علمی، میتواند به گفتوگوی میاندینی نیز یاری رساند. فهم درست تفاوتها و شباهتها امکان گفتوگوی سازنده میان پیروان اسلام و مسیحیت را فراهم میآورد و زمینة درک عمیقتر از آموزههای الهی را مهیا میسازد.
پیشینة تحقیق
بررسی تطبیقی مفهوم «تکفیر» در اسلام و مسیحیت تا کنون بهصورت یک پژوهش مستقل، جامع و نظاممند مورد توجه جدی قرار نگرفته است. بااینحال شماری از مطالعات مرتبط از زوایای دیگر به موضوعاتی نزدیک با این حوزه پرداختهاند و میتوان آنها را بهمنزلة زمینههای مقدماتی یا بسترهای مفهومی این پژوهش در نظر گرفت.
از جمله آثار قابل توجه در این زمینه، کتاب نجاتشناسی در اسلام و مسیحیت، نوشتة حجتالاسلام محمد کاشانی است که به تحلیل مسئلة نجات از منظر این دو دین پرداخته و وجوه اشتراک و افتراق این آموزه را بررسی کرده است. همچنین کتاب نجاتشناسی اسلام و مسیحیت: بررسی تطبیقی قرآن و کتاب مقدس، اثر مجتبی امامی نیز کوشیده است تا با تکیه بر منابع اصلی دو دین، تصویری تطبیقی از مسئلة نجات و رستگاری ارائه دهد.
همچنین در پایاننامهای (1395) با عنوان بررسی مسئلة نجات و رستگاری از دیدگاه اسلام، مسیحیت و یهودیت با محوریت قرآن، نوشتة سیدیحیی هاشمی، به مسئلة فیض خداوند و مرگ عیسی مسیح؟ع؟ بهعنوان فدیه و کفارة گناه موروثی انسانها و نقش اساسی آن در امر نجات پرداخته شده است. نویسنده از میان شاخصهها و ملاکها در دیدگاه اسلامی، ایمان و عمل صالح را دارای اهمیت بیشتری میداند و درعینحال برای حصول به رستگاری مطلوب، وجود شاخصههای دیگری چون تقوا، نماز، زکات و... را شرط لازم شمرده است. این پایاننامه، گرچه تا حدودی با عنوان مقالة پیش رو تطابق دارد، ولی به مسئلة تکفیر و آثار آن در اسلام و تطبیق آن با مسیحیت اشارهای نکرده است.
افزون بر پژوهشهای یادشده، مقالة «نجاتشناسی از دیدگاه مسیحیت و اسلام»، نوشتة حسن طالبی در شمارة ۱۰ و ۱۱ نشریة طلوع (تابستان و پاییز ۱۳۸۳)، به واکاوی تطبیقی مفاهیم نجات، فلاح و رستگاری و نیز عوامل و موانع دستیابی به آنها از منظر اسلام و مسیحیت میپردازد. هرچند این پژوهش بهطور مستقیم به مسئلة تکفیر وارد نشده است، اما مباحث آن در حوزة مبانی رستگاری و کفر، بستری نظری برای تحلیلهای مرتبط با تکفیر فراهم میآورد. مقالة دیگر، «نجات در اسلام و مسیحیت (با تأکید بر قرآن کریم و کتاب مقدس)»، نوشتة مصطفی آزادیان در شمارة 4 مجلة نقد و نظر (زمستان 1390) است که مهمترین مسائل مربوط به آموزة نجات را بر اساس قرآن کریم و کتاب مقدس بررسی میکند.
پژوهش دیگر، مقالة «نجات در قرآن و مقایسة آن با آموزة نجات مسیحی»، نوشتة مجتبی امامی، در شمارة 43 مجلة قبسات (بهار 1386) است که به تفاوتهای اساسی میان نجات اسلامی و مسیحی پرداخته است. نجات در مفهوم اسلامی معنای عدمی و سلبی دارد و بهمعنای خلاصی یا دور شدن از مصیبت، سختی، درد و رنج و مهلکة گناه است و در مفهوم مسیحی بهمعنای اسارت انسان در گناه و مرگ است که از ناحیة خود قابلیت نجات ندارد. خداوند با حضور مستقیم خود در کالبد عیسای ناصری و با فدیه یا قربانی شدنش، تاوان گناه انسان را میپردازد و او را از اسارت گناه نجات میدهد. این مقاله به بررسی مسئلة نجات پرداخته است؛ اما بخشی از آنچه در این مقاله به آن پرداخته شده، خصوصاً پیرامون از بین رفتن گناه سابق با ایمان لاحق، مورد غفلت واقع شده است.
از دیگر پژوهشهای مرتبط میتوان به مقالة «مطالعة تطبیقی انگارههای دووجهی گناه و توبه در قرآن کریم و انجیل»، نوشتة سیده صفورا رزاقپور رضایی و همکاران اشاره کرد که در نشریة پژوهشهای قرآنی، دورة ۲۸، شمارة ۱۰۸ (آذر ۱۴۰۲) منتشر شده است. این مقاله به تحلیل تطبیقی مفاهیم گناه و توبه در قرآن و انجیل پرداخته و ابعاد لغوی و اصطلاحی آن را واکاویده است. افزون بر این، مجازات گناه و نیز شرایط و مراحل تحقق توبه و آثار دنیوی و اخروی آن در دو کتاب مقدس مورد بررسی قرار گرفته است. اگرچه محور اصلی این مقاله تمرکز بر گناه و انواع آن در دو دین است، اما با توجه به پیوند وثیق تکفیر با مقولات گناه و خروج از ایمان، نتایج این پژوهش میتواند در تبیین برخی ابعاد نظری تکفیر، بهویژه در زمینة تعریف و کارکرد آن، راهگشا باشد.
در مجموع با وجود این تلاشها، خلأ پژوهشهای مستقیم در خصوص بررسی تطبیقی تکفیر در اسلام و مسیحیت همچنان محسوس است. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی آن است که با رویکردی مستقل و جامع، به تبیین، تحلیل و مقایسة این مفهوم در دو سنت دینی بپردازد و بدین وسیله خلأ موجود در ادبیات پژوهشی را جبران کند.
1. مفهومشناسی تکفیر
«تکفیر» یک اصطلاح کلامی در مقابل «احباط» است (انصاریان، 1402، ص62) که از ریشة «کفر» بهمعنای پوشاندن و محو کردن مشتق شده. زبیدی در تاج العروس آن را بهمعنای پوشاندن و زایل کردن دانسته (حسینی زبیدی، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۴۵۱) و طریحی نیز در مجمع البحرین همین معنا را تأیید کرده است (طریحی، 1375، ج3، ص475). در اصطلاح اسلامی، تکفیر بهمعنای محو آثار گناهان گذشته از طریق اعمال صالح است. قرآن کریم در آیات متعددی این معنا را بیان کرده؛ از جمله در سورة هود، آیة 114: «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ» و در سورة فرقان، آیة 70: «فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ».
مفسران اسلامی نیز به تبیین این مفهوم پرداختهاند. شیخ طوسی در الاقتصاد بیان میکند که اعمال نیک میتوانند عقوبت گناهان را از میان بردارند (طوسی، 1400ق، ص205). طبرسی در مجمع البیان و علامه طباطبائی در المیزان نیز تأکید دارند که تکفیر، هم جنبة قرآنی دارد و هم جنبة عقلانی (طباطبائی، 1417ق، ج2، ص174). در مقابل، در مسیحیت چنین اصطلاحی وجود ندارد و آمرزش به فدای عیسی مسیح تبیین میشود. رساله به افسسیان (1: 7) میگوید: «در او فدیه داریم؛ یعنی آمرزش گناهان بهحسب دولت فیض او یافتهایم». همچنین رساله به تیطوس (2: 14) تأکید میکند که مسیح خود را فدا کرد تا ما را از هر عصیان برهاند.
1ـ1. حقیقت تکفیر و چگونگی عملکرد آن در اسلام و مسیحیت
یکی از مهمترین مباحث در الهیات تطبیقی میان اسلام و مسیحیت، موضوع آمرزش گناهان و سازوکار تحقق آن است. در متون اسلامی این سازوکار با عنوان «تکفیر» شناخته میشود؛ درحالیکه در مسیحیت آموزة «فدا» محور اصلی آمرزش تلقی میگردد. پرسش اساسی این است که حقیقت تکفیر چیست؛ چگونه عمل میکند و چه مستنداتی در منابع دو دین بزرگ برای آن وجود دارد. پاسخ به این پرسش، نهتنها در شناخت تفاوتهای کلامی میان اسلام و مسیحیت اهمیت دارد، بلکه بر نحوة تلقی پیروان این ادیان از رابطة خدا و انسان و نیز مسئولیت اخلاقی بشر تأثیر مستقیم میگذارد.
1ـ1ـ1. حقیقت و سازوکار تکفیر در اسلام
در منابع اسلامی، تکفیر از موضوعاتی است که هم در قرآن و هم در روایات به آن تصریح شده است. متکلمان دربارة ماهیت و نحوة اثرگذاری آن مباحث فراوانی مطرح کردهاند. مرحوم شیخ حر عاملی در الفصول المهمه مینویسد: تکفیر در قبال کفر و گناهان پیش از ایمان، حتمی و فراگیر است؛ اما نسبتبه گناهان پس از ایمان عمومیت ندارد و تحقق آن منوط به شرایط خاصی است. او تأکید میکند، قول صحیح آن است که وقتی مؤمن طاعتی انجام میدهد، مستحق ثواب میشود و گاه ثواب او چنان است که عقاب پیشین را از بین میبرد (حر عاملی، 1418ق، ص۲۸۴).
علامه مجلسی نیز در بحار الانوار معتقد است که عقاب کفر بهوسیلة ایمانی که تا پایان عمر باقی بماند، ساقط میشود. وی افزوده است: روایات بسیاری وجود دارد که ثواب فراوان برخی طاعات موجب تکفیر بسیاری از سیئات میشود و افزون بر این، آیات متعددی نیز بر این معنا دلالت دارند. بهباور او، دلیل معتبری که این قول را نقض کند، وجود ندارد (مجلسی، 1403ق، ج۵، ص۳۳۳ـ۳۳۴؛ ج۶۸، ص۱۹۸).
از جمله شواهد قرآنی، آیة ۲۷۱ سورة بقره است: «إِن تُبْدُواْ الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاء فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَيُكَفِّرُ عَنكُم مِّن سَيِّئَاتِكُمْ». شماری از مفسران شیعه، مانند طوسی در التبیان، طبرسی در مجمع البیان و مغنیه در تفسیر کاشف، این آیه را بیانگر آن دانستهاند که صدقه، بهویژه اگر با نیت خالص برای رضای خدا باشد، گناهان صغیره را تکفیر میکند (طوسی، بیتا، ج۲، ص۳۵۳؛ طبرسی، 1372، ج۱، ص۳۸۵؛ مغنیه، بیتا، ج۱، ص۴۲۴).
طوسی در ذیل آیة ۳۱ سورة نساء نیز آورده است که بر اساس دیدگاه معتزله، خداوند گناهان صغیرة کسی را که از کبایر اجتناب کند، میپوشاند و مؤاخذه بر آن، ظلم خواهد بود. البته بهباور امامیه، خداوند از باب تفضل چنین وعدهای داده و اگر بخواهد عقاب کند، هیچ ظلمی صورت نگرفته است. وی همچنین در تفسیر آیة ۴۵ سورة مائده معتقد است که علاوه بر توبه و اجتناب از کبایر، برخی اعمال خیر نیز میتوانند موجب تکفیر شوند و خداوند از سر فضل، عقوبت گناه را ساقط میکند (طوسی، بیتا، ج۳، ص۱۸۳ و ۵۳۲).
طبرسی در جوامع الجامع مینویسد: تکفیر سیئات، گاه بهوسیلة توبه و مغفرت صورت میگیرد و گاه بدون توبه نیز ممکن است. او در مجمع البیان تصریح میکند که اجتناب از گناهان بزرگ سبب تکفیر گناهان کوچک است (طبرسی، 1377، ج۱، ص۲۳۰؛ طبرسی، 1372، ج۲، ص۳۸).
علامه طباطبائی در المیزان بر این باور است که تکفیر بهطور اجمالی در قرآن تثبیت شده است و پارهای از طاعات، مانند نماز و حج و نیز اجتناب از کبایر، میتوانند برخی سیئات را بپوشانند (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۷۲؛ ج۴، ص۳۲۲). وی در تفسیر آیة ۳۱ سورة نساء میافزاید: آنچه از آیات قرآن میتوان دریافت، این است که حسنات و سیئات تا حدی یکدیگر را خنثی میکنند؛ اما دلیلی بر این وجود ندارد که هر حسنهای هر سیئهای را بهطور مطلق از بین ببرد (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۳۳۱).
آیتالله سبحانی نیز در منشور جاوید توضیح میدهد که مقصود از تکفیر، بخشش گناهان از سوی خداوند بهسبب عواملی خاص است. او این پدیده را در کنار «احباط» مینشاند و میگوید: همانگونهکه گاهی گناهان مانع تأثیر اعمال نیک میشوند، گاه حسنات نیز آثار گناهان را میزدایند. از دیدگاه او، تکفیر نهتنها عقلاً ممکن، بلکه با عفو الهی سازگار است؛ زیرا عقوبت حق خداست و گذشت از آن، نه ظلم است و نه مخالف عدل؛ مشروط به اینکه مصلحتی در کار باشد. او درعینحال یادآور میشود که اطلاق آیات نباید بهمعنای بخشش همة گناهان بدون قید و شرط تلقی شود؛ بلکه هر مورد تابع شرایطی است (سبحانی، 1383، ج۸، ص۲۶۸ـ۲۶۹؛ سبحانی، 1427ق، ج۳، ص۵۷۶؛ سبحانی، 1370، ص۲۳۴؛ سبحانی، 1413ق، ج۴، ص۳۷۷). همین مضمون را شیخ صدوق نیز در اعتقادات مطرح کرده است (ابنبابویه، 1389، ص۱۷۴).
آیتالله مصباح یزدی نیز در آموزش عقاید مینویسد: رابطة میان کارهای نیک و بد شبیه رابطة ایمان و کفر است؛ اما نه بهطور مطلق. برخی اعمال نیک آثار گناهان را از بین میبرند؛ مانند توبة حقیقی؛ لذا مؤمن در صورت ارتکاب گناه بهسرعت توبه میکند تا به ایمانش لطمهای وارد نشود و سعی میکند که دیگر آن را تکرار نکند (مصباح یزدی، 1402، ص7)؛ اما هر عمل نیکی اثر هر گناهی را محو نمیکند. تعیین دقیق این تأثیرات نیز تنها از طریق وحی و سخنان معصومان ممکن است (مصباح یزدی، 1377، ج۳، ص۱۵۴ـ۱۵۵).
در نتیجه میتوان گفت که در الهیات اسلامی، تکفیر سازوکاری پویا و مشروط است که هم در نصوص و هم در عقلانیت دینی جایگاهی روشن دارد.
2ـ1ـ1. حقیقت و سازوکار تکفیر در مسیحیت
در مسیحیت، مقولة آمرزش گناهان با آموزة فدا گره خورده است. اساس این آموزه بر «سقوط بشر» بهواسطة گناه آدم استوار است. بهباور الهیات مسیحی، انسان بهسبب گناه نخستین در معرض غضب الهی قرار گرفت و صرف توبه کافی نبود؛ ازاینرو همانگونهکه در عبرانیان ۹: ۲۲ آمده است، «بدون ریختن خون، آمرزش نیست».
در عهد عتیق، قربانیهای حیوانی برای جبران گناهان پیشبینی شده بود؛ اما نویسندة عبرانیان تأکید میکند که این قربانیها هرگز قادر به محو کامل گناه نبودند (عبرانیان ۱۰: ۱ـ۱۲). ازآنجاکه انسانها خود گناهکار بودند، نمیتوانستند قربانی کامل و بیعیب به خدا عرضه کنند. بنابراین نیاز به منجیای بود که هم انسان باشد و هم مبرا از گناه، تا بتواند بهجای انسان قربانی شود. این منجی کسی جز عیسی مسیح نبود که به صلیب کشیده شد و خون او بهعنوان بهای آزادی بشر از گناه ریخته شد (تیطس 2: 14).
رسالة اول پطرس این معنا را چنین بیان میکند: «شما نه با چیزهای فانی چون زر و سیم، بلکه با خون گرانبهای مسیح، همچون برهای بیعیب و بیلکه، فدیه شدید» (اول پطرس 1: 18ـ19). همچنین پولس رسول در افسسیان ۱: ۷ مینویسد: «بهوسیلة خون او رهایی داریم؛ یعنی آمرزش گناهان، برحسب دولت فیض او».
مکگراث در تبیین الهیات مسیحی مینویسد: در این نظام، مرگ مسیح نخست بر خدا تأثیر گذاشت و غضب او را فرونشاند. بهبیاندیگر، صلیب نقطهای است که در آن، «نه»ی خدا به «آری» بدل میشود و راه نجات برای بشر گشوده میگردد (مکگراث، 1385، ص۴۵۰). در این دیدگاه، صلیب، نه فقط یک رویداد تاریخی، بلکه قلب الهیات مسیحی است. اگر جنبة فدیهای مرگ مسیح حذف شود، مسیحیت به مجموعهای از تعالیم اخلاقی فروکاسته میشود و از محتوای نجاتبخش تهی میگردد.
محورهای اصلی این آموزه سه رکن دارد:
۱. کفاره (Atonement): بهمعنای یکی شدن با خدا و ترمیم رابطة شکستهشده میان او و انسان از طریق مرگ مسیح؛
۲. نجاتشناسی (Soteriology): شاخهای از الهیات که نجات و رستگاری را بررسی میکند و اساس آن، مرگ فدیهای مسیح است؛
۳. تصلیب (Crucifixion): رویداد مصلوب شدن عیسی، که هم جنبة تاریخی دارد و هم بار الهیاتی عمیق (تیسن، بیتا، ص219).
بهطور خلاصه، سازوکار بخشش در مسیحیت اینگونه ترسیم میشود: نخست، مسیح بهعنوان «جانشین» بشر، بار گناه او را بر دوش کشید و مجازات او را متحمل شد؛ دوم، مرگ او بر صلیب نشانة کاملترین فداکاری جانشینانه بود و سبب آشتی خدا و انسان شد. سوم، این مرگ غضب الهی را فرونشاند و رضایت خدا را جلب کرد؛ بهگونهایکه دیگر نیاز به کسب رضایت او از طریق اعمال انسانی باقی نماند.
بنابراین در مسیحیت، تکفیر و آمرزش تنها از مسیر ایمان به مرگ و فدا شدن عیسی مسیح امکانپذیر است و اعمال انسانی در آن نقشی مستقل ندارند.
2. ادله و مستندات تکفیر در اسلام و مسیحیت
1ـ2. ادلة قرآنی و روایی در اسلام
قرآن کریم در موارد متعددی بر امکان آمرزش و پوشانده شدن گناهان بهواسطة اعمال صالح و ایمان تأکید کرده است. این آیات را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: آیاتی که تکفیر را مشروط به اجتناب از کبایر میدانند و آیاتی که عمل صالح را عامل مستقیم زوال گناهان معرفی میکنند.
در سورة نساء، آیة ۳۱ میخوانیم: «إِن تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلًا كَرِيمًا». این آیه بهصراحت اجتناب از کبایر را شرط اصلی تکفیر معرفی میکند. مفسران اسلامی مانند شیخ طوسی در التبیان (طوسی، بیتا، ج۳، ص۱۸۳) و طبرسی در مجمع البیان (طبرسی، 1372، ج۲، ص۳۸) بر این نکته تأکید دارند که اگر انسان از گناهان بزرگ دوری کند، خداوند گناهان کوچک او را خواهد پوشاند و بدینسان آمرزش تحقق مییابد. فخرالدین رازی نیز در التفسیر الکبیر تصریح میکند که تکفیر در این آیه بهمعنای رفع عقاب صغایر است؛ زیرا اجتناب از کبایر ثواب عظیمی دارد که عقوبت خطاهای کوچک را جبران میکند (فخر رازی، 1401ق، ج۱۰، ص۹۱).
ازسویدیگر آیاتی وجود دارند که عمل صالح را عامل مستقیم زوال گناهان میدانند. در سورة هود، آیة ۱۱۴، خداوند خطاب به پیامبر؟ص؟ میفرماید: «أَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ». بسیاری از مفسران، از جمله طبری، زمخشری و علامه طباطبائی، این آیه را دلیل قرآنی بر نقش اعمال صالح در محو گناهان دانستهاند. زمخشری در الکشاف (زمخشری، 1407ق، ج۲، ص۵۰۳) تصریح میکند که نمازها و طاعات مداوم، همانند نوری هستند که ظلمت گناه را از دل انسان میزدایند. علامه طباطبائی نیز در المیزان (طباطبائی، 1417ق، ج۴، ص۳۲۳) توضیح میدهد که حسنات تأثیر روانی و اخلاقی گناه را محو میکنند و انسان را به مسیر صحیح بازمیگردانند.
آیة دیگری که در این زمینه اهمیت ویژه دارد، آیة ۷۰ سورة فرقان است: «إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ». این آیه نهتنها به محو گناه، بلکه به تبدیل سیئات به حسنات اشاره میکند. علامه طباطبائی در تفسیر این آیه مینویسد: این وعدة الهی نشاندهندة فضل گستردة خداوند است که حتی گناهان گذشته را میتواند به سرمایة معنوی جدید بدل سازد (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۱۵، ص۲۹۷).
افزون بر قرآن، روایات متعددی نیز بر نقش اعمال صالح در تکفیر گناهان تأکید دارند. برای مثال در روایتی از پیامبر اکرم؟ص؟ آمده است: «الصلوات الخمس والجمعة إلی الجمعة ورمضان إلی رمضان كفارات لما بینهن إذا اجتنب الكبائر»؛ یعنی نمازهای پنجگانه، نماز جمعه تا جمعة دیگر و ماه رمضان تا رمضان آینده، کفارة گناهان میان آنها هستند؛ بهشرط آنکه از گناهان کبیره اجتناب شود (قشيري نيسابوري، 1374ق، ص203). این روایت نشان میدهد که عبادات دینی، با شرایطی، میتوانند اثر گناه را بزدایند.
2ـ2. استدلالهای عقلی در اسلام
متکلمان اسلامی برای پذیرش تکفیر، تنها به نصوص قرآنی و روایی بسنده نکردهاند؛ بلکه از ادلة عقلی نیز بهره بردهاند. قاضی عبدالجبار، متکلم بزرگ معتزلی، در شرح الاصول الخمسه (اسدآبادی، 1408ق، ص۶۲۵) چنین استدلال میکند: اگر میزان ثواب عملی نیک بیشتر از عقاب عملی بد باشد، عقل حکم میکند که ثواب بر عقاب غلبه کند. او این امر را به عدالت عرفی تشبیه میکند؛ همانگونهکه اگر فردی بارها به کسی نیکی کند و تنها یک بار خطایی کوچک مرتکب شود، عرف آن خطا را در برابر احسانهای بزرگ نادیده میگیرد.
برخی از متکلمان شیعه، مانند خواجه نصیرالدین طوسی و علامه حلی (طوسی، ۱۴۱۶ق، ص99؛ حلی، ۱۳۸۸، ص125) نیز همین استدلال را تأیید کردهاند. علامه طباطبائی در المیزان (طباطبائی، 1417ق، ج۴، ص۳۳۱) اضافه میکند که تکفیر نه بهمعنای نابودی ماهوی گناه، بلکه بهمعنای رفع استحقاق عقوبت آن است. آیتالله سبحانی نیز در منشور جاوید (سبحانی، 1383، ج۸، ص۲۶۸) بر این نکته تأکید دارد که تکفیر تجلی فضل الهی است و هیچ منافاتی با عدل خداوند ندارد؛ زیرا عقوبت گناه از حقوق خداوند است و او میتواند از حق خود در مقام مجازات چشمپوشی کند.
3ـ2. آموزة فدا در مسیحیت
در الهیات مسیحی، ادلة اصلی بر فدا و آمرزش مبتنی بر عهد جدید است. در عبرانیان 9: 22 آمده است: «بدون ریختن خون، آمرزش نیست». این عبارت اساس الهیات فدا را تشکیل میدهد. همچنین در عبرانیان 10: 1ـ12، قربانیهای عهد عتیق ناتوان از کفارة نهایی معرفی میشوند و مرگ مسیح بهعنوان قربانی کامل و نهایی توصیف میشود.
پولس رسول در رساله به رومیان مینویسد: «همه بهطور رایگان بهواسطة فیض خداوند و بهوسیلة فدیهای که در مسیح عیسی است، عادل شمرده میشوند. خدا او را وسیلة کفاره ساخت تا بهواسطة ایمان در خون او، عدالت خویش را نشان دهد» (رساله به رومیان 3: 24ـ25). این آیات بهوضوح نشان میدهند که بخشش گناهان در الهیات پولسی، نه نتیجة اعمال انسان، بلکه ثمرة ایمان به مرگ و خون مسیح است.
در رسالة اول پطرس نیز آمده است: «میدانید که از سیرت باطل خود که از پدران به شما رسیده بود، فدیه شدید؛ نه به چیزهای فانی چون نقره و طلا؛ بلکه به خون گرانبهای مسیح، همچون برهای بیعیب و بیلکه» (رسالة اول پطرس 1: 18ـ19). این آیه نشاندهندة جایگزینی کامل آموزة فدا بهجای هر نوع کفارة انسانی یا حیوانی است.
4ـ2. تفاوت دیدگاههای مسیحی
هرچند آموزة فدا در همة شاخههای مسیحیت بر محور نجات است، اما تفسیر آن میان کاتولیکها، ارتدوکسها و پروتستانها متفاوت است. در الهیات کاتولیک، ایمان به مسیح شرط اصلی نجات است؛ اما این ایمان باید در عمل با مشارکت در آیینهای مقدس، مانند تعمید، عشای ربانی و اعتراف، تثبیت شود. بهباور توماس آکویناس، فیض الهی از طریق این آیینها جاری میشود و بدون آنها نجات کامل تحقق نمییابد (Aquinas, 1952, part.III, Q.62 & 69).
در الهیات ارتدوکس، بیشتر بر بُعد آشتیبخش فدا تأکید میشود. مسیح با مرگ و رستاخیز خود، رابطة گسسته میان خدا و انسان را ترمیم کرد و انسان را به حیات تازه فراخواند. آیینهای کلیسایی در این سنت نیز نقشی محوری در انتقال فیض دارند (Lossky, 1976, p.133-139; Meyendorff, 1974, p.144-150; Schmemann, 1973, p.28-334)؛ اما در سنت پروتستانی، بهویژه پس از مارتین لوتر، آموزة «تبرئه تنها از طریق ایمان» (sola fide) مطرح شد. بر اساس این دیدگاه، انسان صرفاً با ایمان قلبی به فدای مسیح نجات مییابد و اعمال یا آیینهای کلیسایی هیچ نقشی در آمرزش ندارند. لوتر صریحاً اعلام کرد که «انسان بهوسیلة ایمان عادل شمرده میشود، نه بهواسطة اعمال شریعت» (رومیان 3: 28؛ Luther,1960). این تفاوت نشان میدهد که اگرچه فدا محور مشترک است، اما شرایط بهرهمندی از آن در سنتهای مسیحی متفاوت فهم شده است.
5ـ2. تحلیل تطبیقی
مقایسة ادلة اسلامی و مسیحی روشن میسازد که اسلام تکفیر را بر پایة ایمان، توبه و عمل صالح قرار داده و برای انسان نقشی فعال در فرایند آمرزش قائل است. قرآن کریم بارها بر این نکته تأکید کرده که انسان با اجتناب از کبایر و انجام عبادات میتواند به بخشش الهی امید داشته باشد. این نگرش، علاوه بر آنکه با عدالت الهی هماهنگ است، انگیزة اخلاقی و مسئولیت فردی را نیز تقویت میکند.
در مقابل، الهیات مسیحی آمرزش را صرفاً بر مرگ مسیح استوار میسازد و اعمال انسان را در این فرایند بیاثر میداند. هرچند این آموزه بر محبت و فیض رایگان خداوند تأکید دارد، اما پرسشهای جدی در باب عدالت الهی و نقش اخلاقی انسان برمیانگیزد؛ بهویژه اینکه اگر آمرزش تنها بهواسطة ایمان به فدای مسیح تحقق یابد، جایگاه عمل اخلاقی چه خواهد بود؟ آیا چنین دیدگاهی نمیتواند انگیزة عمل صالح را تضعیف کند؟
3. شرایط تحقق تکفیر در اسلام و مقایسة آن با دیدگاه مسیحیت
1ـ3. شرایط، قوانین و محدودیتهای تکفیر در الهیات اسلامی
مفهوم تکفیر در اسلام، هرچند از نظر آیات و روایات اصل مسلمی است، اما تحقق آن مطلق و بدون قید نیست. مفسران و متکلمان اسلامی کوشیدهاند شرایط و قوانین این فرایند را تبیین کنند تا ازیکسو امید به آمرزش در مؤمنان باقی بماند و ازسویدیگر زمینة سوءبرداشت و سستی اخلاقی فراهم نشود.
یکی از مهمترین شرایط تحقق تکفیر، اجتناب از گناهان کبیره است. قرآن کریم در آیة ۳۱ سورة نساء میفرماید: «إِن تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ». مفسران، از جمله شیخ طوسی در التبیان (طوسی، بیتا، ج۳، ص۱۸۳) و طبرسی در مجمع البیان (طبرسی، 1372، ج۲، ص۳۸) تصریح کردهاند که اجتناب از گناهان بزرگ شرط اساسی برای پوشانده شدن گناهان صغیره است. زمخشری در الکشاف (زمخشری، 1407ق، ج۱، ص۵۰۳) نیز با همین استدلال میگوید که ثواب حاصل از اجتناب کبایر چنان فراوان است که عقاب صغایر را زایل میکند.
در مقابل، برخی مفسران به نقش اعمال صالح در تحقق تکفیر تأکید بیشتری داشتهاند. آنان معتقدند که حتی اگر انسان گرفتار برخی گناهان باشد، استمرار در اعمال صالح میتواند آثار آنها را کاهش دهد یا بزداید. آیة ۱۱۴ سورة هود: «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ» شاهدی روشن بر این معناست. علامه طباطبائی در المیزان (طباطبائی، 1417ق، ج۴، ص۳۲۳) این آیه را ناظر به آن دانسته است که حسنات همچون نوری در دل انسان آثار تاریک گناه را محو میکنند و او را به مسیر فطرت بازمیگردانند.
دیدگاه سوم که برخی متکلمان معاصر بر آن تأکید دارند، ترکیب اجتناب و عمل صالح است. بهباور آنان، هیچ یک از این دو شرط بهتنهایی برای تحقق تکفیر کافی نیست؛ بلکه اجتناب از گناهان بزرگ در کنار استمرار در طاعات، زمینة واقعی محو گناهان را فراهم میکند. صاحب تفسیر المنار، محمد عبده، در تفسیر آیة ۱۱۴ سورة هود همین معنا را بیان میکند و میگوید: حسنات آثار سوء گناهان را از میان میبرد؛ اما شرط آن اجتناب از گناهان کبیره و توبة حقیقی است (عبده، بیتا، ج۵، ص۵۳).
شرط دیگر که در روایات و مباحث کلامی مطرح شده، توبة صادقانه است. تکفیر بدون توبه معنایی ناقص خواهد داشت؛ زیرا گناهکار باید از کردة خویش پشیمان باشد و تصمیم به ترک آن بگیرد. روایات متعددی در این زمینه وجود دارد. در روایتی از امام باقر؟ع؟ آمده است: «التائب من الذنب كمن لا ذنب له»؛ یعنی کسی که از گناه توبه کند، مانند کسی است که هرگز گناه نکرده است (کلینی، 1407ق، ج2، ص435). این حدیث نشان میدهد که توبه زمینة اصلی برای محو گناه است و اعمال صالح نقش تکمیلکننده دارند.
برخی متکلمان نیز به مسئلة اخلاص اشاره کردهاند. بهباور آنان، اعمال صالح زمانی قدرت تکفیر دارند که با نیت خالص انجام شوند. اگر عمل نیک برای ریا یا انگیزههای دنیوی انجام گیرد، نهتنها تکفیر حاصل نمیشود، بلکه خود میتواند موجب عقوبت شود. آیتالله سبحانی در منشور جاوید (سبحانی، ۱۳۸۳، ج۸، ص۲۶۸) تأکید میکند که شرط اساسی در تکفیر، خلوص نیت و جهتگیری عمل بهسوی خداوند است.
نکتة دیگر، تفاوت میان سیئات صغیره و کبیره است. بسیاری از مفسران معتقدند که تکفیر ناظر به صغایر است و گناهان کبیره تنها با توبة صریح بخشوده میشوند. برای نمونه، فخرالدین رازی در التفسیر الکبیر (فخر رازی، 1401ق، ج۱۸، ص۷۴) معتقد است که نمازهای پنجگانه تنها گناهان صغیره را میپوشانند؛ اما گناهان بزرگ مانند قتل یا زنا تنها با توبة صادقانه ممکن است بخشوده شوند.
همچنین تکفیر در الهیات اسلامی مطلق و بیقید نیست. گرچه قرآن کریم وعدة آمرزش داده است، اما این آمرزش در چهارچوب عدل و حکمت الهی تحقق مییابد. علامه طباطبائی در المیزان (طباطبائی، 1417ق، ج۴، ص۳۳۱) مینویسد: «تکفیر بهمعنای محو آثار گناه است، نه نابودی ماهوی آن. خداوند بهواسطة فضل خود، از عقوبت بندگان میگذرد؛ اما این گذشت مشروط به شرایطی است که در آیات و روایات ذکر شده است».
متکلمان همچنین به این نکته توجه دادهاند که تکفیر تنها مربوط به حقوق الهی است، نه حقوقالناس. اگر گناه انسان متوجه حقوق دیگران باشد، مانند ظلم یا غصب مال، این گناه تنها زمانی بخشوده میشود که حق صاحبان آن ادا شود یا رضایت آنان جلب گردد. در غیر این صورت، هیچ عمل صالحی نمیتواند کفارة چنین گناهی باشد. این شرط مهم، در فقه و کلام اسلامی بهصراحت بیان شده است (مصباح یزدی، 1377، ج۳، ص۱۵۴).
2ـ3. شرایط آمرزش در مسیحیت
در الهیات مسیحی، تحقق آمرزش ساختار کاملاً متفاوتی دارد. آموزة فدا اساس نجات در مسیحیت است و در نتیجه، شرایط آمرزش، نه به اجتناب از گناه یا انجام اعمال صالح، بلکه به ایمان به مسیح و پذیرش مرگ او بهعنوان فدیة گناهان وابسته است.
کتاب مقدس در عبرانیان ۹: ۲۲ تصریح میکند که «بدون ریختن خون، آمرزش نیست» و این خون همان خون مسیح است؛ بنابراین، شرط اصلی بخشش در مسیحیت، ایمان به این واقعه است. پولس رسول در رساله به رومیان مینویسد: «اگر به زبان خود عیسی خداوند را اعتراف کنی و در دل خود ایمان بیاوری که خدا او را از مردگان برخیزانید، نجات خواهی یافت» (رساله به رومیان ۱۰: ۹). این آیه نشان میدهد که شرط اصلی نجات، ایمان قلبی به مرگ و رستاخیز مسیح است. طبق ديدگاه پولس، مرگ انسان با گناه و عصيان آدم، و زنده شدن او با نجات عيسی است. در اين حالت، با عصيان آدم ابوالبشر، روح انسان كه ارتباط او با خدا را شكل ميدهد، دچار مرگ شد و با آمدن عيسي يا آدم ثاني، با فديه و كفاره شدنش، اين ارتباط دوباره برقرار گشت و روح او دوباره زنده و متولد شد (حسینی قلعهبهمن، 1404، ص57).
در سنت کاتولیک و ارتدوکس، ایمان باید با مشارکت در آیینهای مقدس همچون تعمید، اعتراف و عشای ربانی تثبیت شود. این آیینها مسیر انتقال فیض الهیاند و بدون آنها نجات کامل تحقق نمییابد (براون، 1382، ص۱۲۳)؛ اما در سنت پروتستان، بهویژه در الهیات لوتر و کالون، تنها ایمان کافی است و هیچ عمل یا آیینی شرط نجات نیست.
3ـ3. مقایسة تطبیقی
با مقایسة این دو دیدگاه میتوان گفت که اسلام تکفیر را فرایندی مشروط و اخلاقمحور میداند که در آن، انسان نقشی فعال دارد. اجتناب از کبایر، انجام اعمال صالح، توبة صادقانه، اخلاص نیت و جبران حقوق دیگران، همگی از شرایط اساسی آمرزشاند. این نگرش، نظامی پویا بهدست میدهد که هم امید به رحمت الهی را زنده نگه میدارد و هم مسئولیت فردی را تقویت میکند.
در مقابل، مسیحیت بخشش را صرفاً در گرو ایمان به فدای مسیح میداند و عمل انسانی را در این زمینه بیتأثیر میشمارد. هرچند این دیدگاه بر محبت و فیض رایگان خداوند تأکید میکند، اما از منظر عقلانی و اخلاقی با چالشهایی مواجه است؛ از جمله تضعیف نقش عمل صالح و ایجاد این تصور که انسان بدون تلاش فردی نیز میتواند نجات یابد.
4. اشکالات وارد بر آموزة فدا و نقد الهیات مسیحی
همانطورکه گذشت، آموزة فدا یکی از ارکان بنیادین الهیات مسیحی است و محور اصلی نجات در این سنت دینی بهشمار میرود. بر اساس این آموزه، انسان بهسبب گناه نخستین در وضعیتی سقوطکرده قرار دارد و توان رهایی از این وضعیت را ندارد. تنها راه آمرزش، مرگ عیسی مسیح بر صلیب و ریخته شدن خون اوست که بهعنوان قربانی کامل و بیعیب، کفارهای برای گناهان بشر محسوب میشود (عبرانیان ۹: ۲۲). این عقیده، با اینکه جایگاهی محوری در الهیات مسیحی دارد، همواره در معرض نقدهای جدی، چه از سوی متفکران مسلمان و چه مسیحی، بوده است. در این بخش به مهمترین اشکالاتی که برآموزة فدا وارد شده، میپردازیم.
1ـ4. سرنوشت انسانها پیش از فدا
اگر کفارة گناهان بشریت تنها از طریق مرگ عیسی مسیح محقق شده باشد، این سؤال مطرح میشود که وضعیت رستگاری یا عدم رستگاری انسانها و جوامع پیش از عصر مسیحیت، بهویژه انبیا و افراد صالح در ادیان ابراهیمی، نظیر حضرت ابراهیم و حضرت موسی؟ع؟ چگونه تبیین میشود؟ آیا آنان از رستگاری محروم بودهاند یا راه دیگری برای نجات برای ایشان وجود داشته است؟ این پرسش به مسئلة «رستگاری برون از مسیحیت» و ابعاد تاریخی آن میپردازد.
2ـ4. ناسازگاری با عدالت الهی
یکی از مهمترین نقدهایی که متکلمان مسلمان مطرح کردهاند، ناسازگاری آموزة فدا با عدالت الهی است. عدالت اقتضا دارد که هر فرد تنها مسئول اعمال خویش باشد. قرآن کریم در آیات متعددی بر این اصل تأکید دارد: «وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى» (انعام: ۱۶۴). بر اساس این اصل، محال است که بار گناه یک فرد بر دوش دیگری نهاده شود. اگر عیسی مسیح بیگناه است، چگونه میتواند مجازات گناهان دیگران را بر عهده گیرد؟ متکلمان اسلامی این آموزه را نهتنها مخالف عدالت، بلکه مخالف عقل سلیم دانستهاند.
برخی الهیدانان مسیحی نیز این نقد را جدی گرفتهاند. برای مثال، هیوم، فیلسوف انگلیسی در قرن هجدهم، تصریح میکند که عقیده به کفارة نیابتی با اصول عدالت انسانی ناسازگار است؛ زیرا هیچ دادگاه عادلانهای فرد بیگناه را بهجای مجرم مجازات نمیکند (هیوم، 1397، ص۹۵).
3ـ4. ابهام در معنای گناه نخستین
آموزة فدا بر پیشفرضی استوار است بهنام «گناه نخستین» که بهروایت عهد عتیق، بهسبب نافرمانی آدم و حوا در خوردن میوة ممنوعه بر تمام نسل بشر تحمیل شده است (پیدایش ۳). بر اساس این دیدگاه، همة انسانها وارث این گناه هستند و نیازمند نجاتی بیرونیاند. متکلمان مسلمان این پیشفرض را مردود میدانند. قرآن کریم بهصراحت اعلام میکند که آدم پس از لغزش توبه کرد و خداوند توبة او را پذیرفت: «فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ» (بقره: ۳۷)؛ بنابراین، گناه آدم، نه موروثی است و نه دامنگیر نسل بشر. هر فرد تنها مسئول اعمال خویش است.
از منظر عقلی نیز سرایت گناه والدین به فرزندان امری غیرقابل دفاع است. اگر عدالت الهی را بپذیریم، نمیتوان گفت که کودکی تازهمتولدشده بهسبب عملی که هزاران سال پیش رخ داده، ذاتاً گناهکار است. این اشکال بنیادین، مبنای آموزة فدا را سست میکند؛ زیرا اگر گناه نخستین وجود نداشته باشد، نیازی به فدا هم باقی نمیماند.
4ـ4. بیاثر شدن مسئولیت اخلاقی
یکی دیگر از نقدهای جدی، پیامدهای اخلاقی آموزة فداست. اگر مرگ مسیح کفارة همة گناهان است و انسان تنها با ایمان به او نجات مییابد، چه ضرورتی برای عمل صالح باقی میماند؟ این نگرانی از همان قرون اولیه در مسیحیت وجود داشته است. در رسالة یعقوب 2: 14 آمده است: «ای برادران من! چه سود دارد اگر کسی گوید ایمان دارم و عمل ندارد؟ آیا ایمان میتواند او را نجات دهد؟» این نشان میدهد که حتی در عهد جدید نیز این پرسش جدی بوده است.
در سنت پروتستانی که بر «تبرئه تنها بهواسطة ایمان» (sola fide) تأکید دارد، این اشکال بیشتر برجسته است. منتقدان معتقدند که چنین دیدگاهی میتواند به بیتفاوتی اخلاقی بینجامد؛ زیرا فرد گمان میکند صرفاً با ایمان قلبی، بدون نیاز به تلاش اخلاقی، نجات یافته است. متکلمان مسلمان این پیامد را با آموزة اسلامی مقایسه کرده و بر برتری نظام تکفیر تأکید نمودهاند؛ زیرا در اسلام، عمل صالح و اجتناب از گناه نقشی محوری در آمرزش دارند.
5ـ4. ناسازگاری با مفهوم رحمت الهی
آموزة فدا همچنین با مفهوم رحمت مطلق الهی ناسازگار دانسته شده است. اگر خداوند رحیم و غفور است، چرا باید برای بخشودن گناهان بشر نیازمند قربانی کردن پسر خود باشد؟ در قرآن بارها آمده است که خداوند «یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا» (زمر: ۵۳)؛ یعنی آمرزش الهی بینیاز از فدا و خونریزی است. متکلمان مسلمان این موضوع را شاهدی بر فضل و کرم خدا میدانند و آموزة فدا را نوعی محدودسازی رحمت الهی تلقی میکنند.
حتی برخی الهیدانان مسیحی معاصر نیز این پرسش را مطرح کردهاند. هانس کونگ، الهیدان کاتولیک، مینویسد: «اگر خداوند قادر مطلق است، چرا تنها راه آمرزش را در مرگ خشونتبار پسر خویش میبیند؟ آیا نمیتوانست بدون خونریزی ببخشد؟» (Küng, Hans, 1976, p.340).
6ـ4. تنوع و تعارض نظریههای فدا
یکی دیگر از اشکالات اساسی، تنوع و گاه تعارض نظریههای مسیحی دربارة فداست. در طول تاریخ کلیسا، نظریههای متعددی دربارة معنای مرگ مسیح ارائه شده است:
- نظریة فدیه به شیطان (Ransom Theory)، که در الهیات اولیه مطرح بود و میگفت: مرگ مسیح بهایی است که به شیطان پرداخت شد تا بشر آزاد شود.
- نظریة کفارة جانشینی (Substitutionary Atonement)، که در الهیات آگوستین و آنسلم برجسته شد و تأکید داشت که مسیح بهجای بشر مجازات شد.
- نظریة الگو و الهام اخلاقی (Moral Influence Theory)، که آبلارد مطرح کرد و مرگ مسیح را نمونهای برای بیداری اخلاقی بشر دانست.
- نظریة پیروزی بر نیروهای شر (Christus Victor)، که در الهیات معاصر برجسته شده است و مرگ و رستاخیز مسیح را پیروزی بر گناه و مرگ تفسیر میکند.
این تنوع نظریهها، خود نشاندهندة دشواری دفاع عقلانی از آموزة فداست. اگر مرگ مسیح حقیقتی قطعی و تردیدناپذیر بود، چرا باید چنین تفسیرهای متعارضی از آن وجود داشته باشد؟ (مکگراث، 1385، ص۴۶۲).
7ـ4. نقد قرآنی
قرآن کریم صریحاً روایت مرگ عیسی بر صلیب را رد میکند: «وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِن شُبِّهَ لَهُمْ» (نساء: ۱۵۷). این آیه اساس تاریخی آموزة فدا را زیر سؤال میبرد؛ زیرا اگر مسیح مصلوب نشده باشد، کل بنیان این آموزه فرومیریزد. مفسران اسلامی، از جمله طبری و علامه طباطبائی، این آیه را دلیلی قطعی بر بطلان صلیب میدانند (طبری، 1412ق، ج۶، ص9؛ طباطبائی، 1417ق، ج۶، ص۲۴).
جمعبندی
بر اساس آنچه گفته شد، آموزة فدا با مجموعهای از اشکالات روبهروست: مخالفت با عدالت الهی؛ تزلزل مبنای گناه نخستین؛ تضعیف مسئولیت اخلاقی؛ ناسازگاری با رحمت خداوند؛ تنوع و تعارض نظریهها؛ و مخالفت صریح قرآن با صلیب. این اشکالات موجب شدهاند که آموزة فدا از منظر متکلمان مسلمان، نهتنها ناکافی، بلکه نادرست تلقی شود. در مقابل، آموزة تکفیر در اسلام با تکیه بر ایمان، توبه و عمل صالح، هم با عقل سازگار است، هم با عدالت و رحمت الهی هماهنگی دارد و هم مسئولیت اخلاقی انسان را تقویت میکند.
نتیجهگیری تطبیقی و دستاوردهای پژوهش
1. جمعبندی مباحث اسلامی
بررسی آموزة تکفیر در متون اسلامی نشان داد که قرآن و روایات اساس این مفهوم را بهوضوح تثبیت کردهاند. آیات متعددی همچون هود: ۱۱۴، نساء: ۳۱ و فرقان: ۷۰ بر این معنا دلالت دارند که حسنات میتوانند سیئات را بزدایند یا حتی به حسنات تبدیل کنند. روایات نبوی و احادیث ائمة معصوم؟عهم؟ نیز همین مضمون را تأیید کردهاند؛ مانند حدیث «الصَّلواتُ الخَمسُ... كفَّاراتٌ لِما بينَهنَّ ما لَمْ يَغْشَ الكبائرَ»، که نشان میدهد عبادات دینی میتوانند کارکرد کفاره داشته باشند.
از منظر کلامی و تفسیری، متکلمان و مفسران شیعه و سنی کوشیدهاند تا ابعاد این مفهوم را تبیین کنند. برخی بر نقش اجتناب از کبایر تأکید کردهاند؛ برخی دیگر عمل صالح را محور دانستهاند و گروهی ترکیب این دو را شرط تحقق تکفیر شمردهاند. افزون بر این، شرایطی چون توبة صادقانه، اخلاص نیت و جبران حقوق دیگران نیز در کلام اسلامی جایگاه محوری دارند. از نظر عقلی نیز متکلمان معتزلی و شیعی بر این نکته پافشاری کردهاند که اگر میزان ثواب عملی نیک بیشتر از عقاب گناهی باشد، عدالت اقتضا دارد که ثواب غالب شود و عقاب را بپوشاند. در این چهارچوب، تکفیر بهمنزلة تجلی فضل و رحمت الهی فهمیده میشود که با عدل الهی منافاتی ندارد؛ زیرا عقوبت گناه از حقوق خداست و او میتواند از حق خویش در مقام مجازات چشم بپوشد.
بنابراین، آموزة تکفیر در اسلام سه ویژگی مهم دارد: نخست، تطابق با عقل و عدالت؛ زیرا مسئولیت فردی حفظ میشود و هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد؛ دوم، پیوند با رحمت الهی؛ چراکه خداوند با فضل خویش زمینة بازگشت انسان را فراهم میسازد؛ سوم، تقویت مسئولیت اخلاقی؛ چون آمرزش در گرو ایمان، توبه و عمل صالح است و انسان همواره باید در مسیر اصلاح خویش گام بردارد.
2. جمعبندی مباحث مسیحی
در سوی دیگر، آموزة فدا در مسیحیت بر این ایده استوار است که انسان بهسبب گناه نخستین ناتوان از نجات خویش است و تنها مرگ عیسی مسیح بهعنوان قربانی کامل میتواند کفارة گناهان او باشد. آیات عهد جدید، مانند عبرانیان 9: 22 و رومیان 3: 24ـ25، این باور را تقویت میکنند. در این چهارچوب، آمرزش تنها از طریق ایمان به مسیح ممکن است و اعمال صالح نقش شرطی در آن ندارند؛ بلکه بهعنوان ثمرة ایمان تفسیر میشوند.
بااینحال در درون مسیحیت نیز تفاسیر متفاوتی از معنای فدا ارائه شده است: کاتولیکها بر آیینهای مقدس تأکید دارند؛ ارتدوکسها بر بُعد آشتیبخش و پروتستانها بر ایمان صرف. این تنوع نشان میدهد که آموزة فدا در تبیین عقلانی خود با دشواری روبهرو بوده است.
از منظر نقد، چند اشکال اساسی متوجه این آموزه است: ناسازگاری با عدالت الهی؛ مبنای سست گناه نخستین؛ تضعیف مسئولیت اخلاقی؛ ناسازگاری با رحمت خداوند؛ تعارض نظریههای متعدد فدا؛ و مخالفت قرآن با ماجرای صلیب. این اشکالات موجب شدهاند که آموزة فدا از دیدگاه متفکران مسلمان، نهتنها ناکافی، بلکه متناقض تلقی شود.
3. مقایسة تطبیقی
مقایسة نهایی نشان میدهد که دو سنت دینی در رویکرد به مسئلة آمرزش تفاوتهای بنیادین دارند. اسلام بر تعامل انسان و خدا در فرایند آمرزش تأکید میکند. انسان با ایمان، توبه و عمل صالح نقش فعالی دارد و خداوند نیز با رحمت و فضل خویش گناهان او را میپوشاند. این نگرش، هم عدالت را حفظ میکند و هم رحمت را متجلی میسازد. در مقابل، مسیحیت آمرزش را بهطور کامل به عمل تاریخی فدا وابسته میداند و نقش انسان را به ایمان منفعلانه محدود میکند.
تفاوت دوم در پیامدهای اخلاقی است. نظام اسلامی با تأکید بر مسئولیت فردی، انگیزة عمل صالح و پرهیز از گناه را تقویت میکند؛ اما آموزة فدا، بهویژه در سنت پروتستان، خطر بیاثر شدن انگیزة اخلاقی را در پی دارد؛ زیرا «نجات» مستقل از اعمال انسان دانسته میشود.
تفاوت سوم در تصویر از خداوند است. در اسلام، خداوند، هم عادل است و هم رحیم؛ او میتواند بدون نیاز به قربانی انسانی، گناهان را ببخشد؛ اما در مسیحیت، خداوند بهگونهای تصویر میشود که گویی برای آمرزش نیازمند قربانی خونین است؛ و این با رحمت مطلق و قدرت بیکران او سازگار بهنظر نمیرسد.
4. دستاوردهای پژوهش
این پژوهش با مقایسة آموزة تکفیر و فدا، چند دستاورد مهم بههمراه داشت:
نخست، نشان داد که آموزة تکفیر در اسلام نظامی عقلانی، اخلاقی و عادلانه است که بهخوبی با آموزههای قرآنی و روایی سازگار است؛ دوم، آشکار کرد که آموزة فدا در مسیحیت با چالشهای جدی روبهروست و در دفاع عقلانی دچار ضعف است؛ سوم، روشن کرد که رویکرد اسلامی به آمرزش، امید و مسئولیت را توأمان تقویت میکند؛ درحالیکه رویکرد مسیحی بیشتر بر ایمان منفعلانه تأکید دارد؛ چهارم، از منظر تطبیقی میتوان نتیجه گرفت که آموزة اسلامی در ایجاد تعادل میان خوف و رجا، عدل و رحمت، و عقل و نقل، توفیق بیشتری دارد.
5. نتیجة نهایی
بنابراین میتوان گفت که آموزة تکفیر در اسلام با تکیه بر قرآن، سنت و عقل، سازوکاری پویا برای آمرزش ارائه میدهد که در آن، انسان همواره فرصت بازگشت دارد و خداوند با رحمت بیپایان خود او را میپذیرد. در مقابل، آموزة فدا در مسیحیت، هرچند ناظر به بیان محبت خداوند است، بهسبب مبانی سست و پیامدهای اخلاقی و کلامی، کمتر توانسته است دفاع عقلانی و جامع بیابد. این مقایسه نشان میدهد که اسلام تصویری کاملتر و متوازنتر از رابطة میان خدا، انسان و آمرزش ارائه میدهد.
- قرآن کریم. ترجمة آیتالله ناصر مکارم شیرازی.
- کتاب مقدس (عهدین). ترجمة قدیم و جدید.
- ابنبابویه، شیخ صدوق ابیجعفر محمد (1389). اعتقادات شیخ صدوق. تصحیح: مؤسسة الامام الهادی؟ع؟. قم: مؤسسة الامام الهادی؟ع؟.
- قشیری نیسابوری، ابوالحسین مسلمبنحجاج (1374ق). صحیح مسلم، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی. قاهره: مطبعة عیسى البابی الحلبی.
- اسدآبادی، قاضی ابیالحسن عبدالجبار (1408ق). شرح اصول الخمسه. تعلیق: احمدبنحسینبنابیهاشم. تحقیق: عبدالکریم عثمان. قاهره: مکتبة وهبة.
- انصاریان، حمید (1402). بازکاوی تاریخی پیدایش و تطور تکفیر در غیر امامیه. فصلنامة معرفت، 32(8)، 61ـ69.
- براون، رابرت مکآفی (1382). روح آیین پروتستان. ترجمة فریبرز مجیدی. تهران: نگاه معاصر.
- تیسن، هنری (بیتا). الهیات مسیحی. ترجمة ط. میکائیلیان. تهران: حیات ابدی.
- حر عاملى، محمدبنالحسن (1418ق). الفصول المهمّة فى اصول الائمّة. تحقیق و اشراف: محمدبنمحمد الحسین القائینی. قم: مؤسسة معارف اسلامی امام رضا؟ع؟.
- حسینی زبیدی، سیدمحمدمرتضى (1414ق). تاج العروس من جواهر القاموس. قم: دار الفکر.
- حسینی قلعهبهمن، سیداکبر (1404). انسانشناسی مسیحی، دوگانهگرا یا سهگانهگرا. فصلنامة معرفت ادیان، 16(4)، 43ـ58.
- حلی، ابیمنصور حسنبنیوسف (1388). کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد. ترجمه و شرح ابوالحسن شعرانی. تهران: هرمس.
- زمخشری، ابیالقاسم جارالله محمودبنعمر (1407ق). الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل. بیروت: دار الکتاب العربی.
- سبحانی، جعفر (1370). معادشناسی در پرتو کتاب، سنت و عقل. ترجمة علی شیروانی. تهران: الزهراء.
- سبحانی، جعفر (1383). منشور جاوید: عدل، امامت، شفاعت، توبه، احباط و تکفیر. قم: مؤسسة امام صادق؟ع؟.
- سبحانی، جعفر (1413ق). الإلهیات علی هدی الکتاب والسنة والعقل. قم: مؤسسة الإمام الصادق؟ع؟.
- سبحانی، جعفر (1427ق). بحوث فی الملل والنحل. قم: مؤسسة امام صادق؟ع؟.
- طباطبایی، سیدمحمدحسین (1417ق). المیزان فی تفسیر القرآن. قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعة مدرسین حوزة علمیة قم.
- طبرسی، فضلبنحسن (1372). مجمع البیان فی تفسیر القرآن. تحقیق و مقدمه: محمدجواد بلاغی. تهران: ناصرخسرو.
- طبرسى، فضلبنحسن (1377). تفسیر جوامع الجامع. تهران: دانشگاه تهران و مدیریت حوزة علمیة قم.
- طبرى، ابوجعفر محمدبنجریر (1412ق). جامع البیان فى تفسیر القرآن. بیروت: دار المعرفه.
- طریحی، فخرالدین (1375). مجمع البحرین. تهران: مرتضوی.
- طوسی، ابوجعفر محمد (1400ق). الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد. تهران: مکتبة جامع چهلستون.
- طوسی، ابوجعفر محمد (بیتا). التبیان فی تفسیر القرآن. تحقیق و مقدمه: شیخآغابزرگ تهرانی و احمد قصیر عاملی. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
- طوسی، خواجه نصیرالدین محمدبنمحمد (1416ق). قواعد العقائد. تحقیق: علی ربانی گلپایگانی. قم: مرکز مدیریت حوزة علمیة قم.
- عبده، محمد و رشید رضا، سیدمحمد (بیتا). تفسیر القرآن الحکیم (المنار). بیروت: دار الکفر.
- فخر رازی، فخرالدین ابوعبدالله محمدبنعمر (1401ق). تفسیر الکبیر ومفاتیح الغیب (تفسیر الفخر الرازی). بیروت: دار الفکر.
- کلینی، محمدبنیعقوب (1407ق). الکافی. تصحیح: علیاکبر غفارى و محمد آخوندى. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
- مجلسی، محمدباقر (1403ق). بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار. بیروت: مؤسسة وفاء.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1377). آموزش عقاید. قم: سازمان تبلیغات اسلامی.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1402). درجات ایمان و کفر. فصلنامة معرفت، 32(9)، 5ـ7.
- مغنیه، محمدجواد (بیتا). التفسیر الکاشف. بیروت: دار الأنوار للطباعة والنشر.
- مکگراث، آلیستر (1385). درآمدی بر الهیات مسیحی. ترجمة مسیح دیباح. تهران: کتاب روشن.
- هیوم، دیوید (1397). گفتوگوهایی دربارة دین طبیعی. ترجمة رسول رسولیپور و سوده مهتابپور. تهران: حکمت.
Copyright © 2026 The Author(s). This article is published under the Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.

