آیین «سُوطاه» پیچیدهترین سازوکار قضایی-آیینی در فقه تلمودی است که به اتهام خیانت زناشویی زنان اختصاص دارد. این آیین که در رساله «ناشیم» از تلمود بابلی تفصیل یافته، زن را صرفاً بر پایه «ظن محض» شوهر—بدون نیاز به شاهد عینی یا اثبات نیت مجرمانه—در معرض فرایندی تحقیرآمیز قرار میدهد. مراحل آن شامل هشدار رسمی در حضور شهود، احضار به معبد، برهنهسازی جزئی و گشودن موی زن در ملأعام، سلب زیورآلات، پوشاندن لباس سیاه و نوشاندن «آب لعنت» (آمیختهای از آب مقدس، خاک معبد و نوشته نام خدا) است تا گناهکاری یا بیگناهی وی به شکلی ماوراءالطبیعی آشکار گردد. پژوهش حاضر با روش تاریخی-تحلیلی و واکاوی متون دست اول تلمودی (رساله سُوطاه) به تبیین منطق قدرت نهفته در این آیین میپردازد. یافتهها نشان میدهد آیین سُوطاه، فراتر از دادگاهی برای کشف حقیقت، سامانهای تمامعیار برای نمایش قدرت و کنترل جنسیتی است. این آیین از رهگذر تشریفات خود، تحقیر سیستماتیک بدنی، روانی و اجتماعی زن را نهادینه کرده، حقوق مالی او را محدود و وی را به «ابژهای نمایشی» برای عبرتآموزی عمومی بدل میکند. در نقطه مقابل، مرد به عنوان متهمکننده، نهتنها فاقد مسئولیت است، بلکه با نقض شرایط آیین نیز مصون میماند. استفاده از نام خداوند