معرفت ادیان، سال 1404، جلد هفدهم، شماره اول، پیاپی 65، زمستان, صفحه‌ها 131-150

    عوامل شکل‌گیری و تقویت دیدگاه‌های افراطی و تفریطی دربارة زنان در آیین هندو

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ مهدی هنرجو / دانشجوی دکتری دانشگاه معارف، قم، ایران / mahdihonarjoo2790@gmail.com
    dor 20.1001.1.20088116.1404.17.1.7.9
    doi10.22034/marefateadyan.2025.5001816
    چکیده: 
    اندیشه‌های افراطی و تفریطی دربارة جایگاه زن در آیین هندو تأثیر عمیقی بر ساختار فرهنگی و اجتماعی جوامع هندو داشته است. این نگرش‌ها، که در متون مقدس هندو و همچنین در نظام طبقاتی کاست ریشه دارند، در تعیین حقوق و مسئولیت‌های زنان نقشی محوری ایفا کرده‌اند. ازیک‌سو نگرش‌های افراطی، به اِعمال محدودیت‌های سخت‌گیرانه و کاهش مشارکت زنان در حوزه‌های اجتماعی منجر شده‌اند و ازسوی‌دیگر، نگرش‌های تفریطی، به تضعیف جایگاه آنان در جامعه انجامیده‌اند. این پژوهش با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از روش اسنادی، به بررسی عوامل مؤثر در شکل‌گیری و تقویت این دیدگاه‌ها می‌پردازد. ضرورت انجام این پژوهش، بررسی و تبیین آموزه‌های دینی برای رفع سوءبرداشت‌ها و تبیین جایگاه زن در آیین هندو، همچنین کمک به درک بهتر باورهای هندوان دربارة زنان و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی آنهاست. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهند که ترکیب آموزه‌های دینی، نظام اجتماعی کاست و تفسیرهای سنتی، مهم‌ترین عوامل در تثبیت این دیدگاه‌هایند و امکان اصلاح آنها مستلزم بازخوانی متون دینی و تغییرات فرهنگی ـ اجتماعی گسترده است.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    Factors in the Formation and Reinforcement of Exaggerated and Negligent Views Concerning Women in Hinduism
    Abstract: 
    Exaggerated and negligent ideas about the status of women in Hinduism have had a profound impact on the cultural and social structure of Hindu societies. These attitudes, rooted in Hindu sacred texts as well as the caste system, have played a pivotal role in determining women's rights and responsibilities. On one hand, exaggerated views have led to the imposition of severe restrictions and the reduction of women's participation in social spheres, while on the other hand, negligent views have resulted in the undermining of their position in society. This research, employing a descriptive-analytical approach and using documentary methods, examines the factors influencing the formation and reinforcement of these perspectives. The necessity of this research lies in investigating and elucidating religious doctrines to remove misconceptions and clarify the status of women in Hinduism, as well as contributing to a better understanding of Hindus' beliefs about women and their impact on women's social lives. The findings indicate that the combination of religious teachings, the social caste system, and traditional interpretations are the most significant factors in consolidating these views, and their potential reformation requires a re-reading of religious texts and extensive socio-cultural changes.
    References: 
    •  Agni Purana. (1999). Agni Purana (R. K. Ojha, Trans.). Motilal Banarsidass. (Original work composed circa 4th–6th century CE).
    • Atharva Veda (2014).  author PANDIT SHRIRAM SHARMA ACHARYA. Publisher Yug Nirman Yojna Vistaar Trust.
    • Bhikkhu, Thanissaro (1996). The Wings to Awakening: An Anthology from the Pali Canon. Publisher Dhamma Dana Publications.
    • Bhikkhu, Thanissaro (2013). Therigatha: Verses of the elder nuns (BCBS Edition). Access to Insight.
    • Buhler, Georg. (Trans.) (1886). The laws of Manu. Oxford:  Clarendon Press.
    • Chakravarti, Uma (1989). The word of the Bhaktin in South Indian traditions: The body and beyond. Manushi,  10(50-52), 18-29.
    • Das, Sukla (1993). Status of women in the Vedic period: Genesis and gender polarity. In: Dimensions of Indian Womanhood. Ed. C.M. Agrawal. Almora: Almora Book Depot.
    • Garuda Purana. (2000). Trans. by: G. V. Tagare. Publisher Motilal Banarsidass.
    • Kane, p. V. (1974). History of Dharmasastras. Publisher Bhandarkar Oriental Research Institute.
    • Kannabiran, Kalpana (2004). Gender and changing social values in Hinduism. In R. Rinehart (Ed.), Contemporary Hinduism: Ritual, culture, and practice. ABC-Clio.
    • Kaur, G. & Tariq, T. (2021). Devadasi system - The sacred prostitution. The Journal of Oriental Research Madras. [no volume & issue]
    • Kausiki Books (Ed. & Trans.). (2021). Brahma Purana: Gautami Mahatmya (English translation only without slokas). Publisher Kausiki Publications.
    • Kurma Purana. (1995). Kurma Purana (M. N. Dutt, Trans.). Publisher Motilal Banarsidass.
    • Leslie, J. (Ed.). (1991). The traditional repertoire of the Tiruttani temple dancers. In: Roles and rituals for Hindu women. London: Pinter (Reprinted by Motilal Banarsidass).
    • Manusmṛti with the Commentary of Medhātithi  (1920). Trans. by: G. Jha. Publisher Wisdom Library. https://www.wisdomlib.org/hinduism/book/manusmriti-with-the-commentary-of-medhatithi
    • Mishra, p. C. (2014). Tradition of Devadasi: A conceptual framework in India and abroad. Odisha Review. [no volume & issue]
    • Murray, M. (1994). Status and sacredness: A general theory of status relations and an analysis of Indian culture. Oxford: Oxford University Press.
    • Phule, J. (2002a). Slavery. In G. p. Deshpande (Ed.), Selected writings of Jotirao Phule. Publisher LeftWord Books.
    • Phule, J. (2002b). Opinion from Jotteerao Govindrao Phulay on Note No. II, by Mr. B. M. Malabari on enforced widowhood. In: G. p. Deshpande (Ed.). Selected writings of Jotirao Phule. Publisher LeftWord Books.
    • Roy, A. (2012). Women in Purana tradition. Publisher Raka Prakashan.
    • Singh, D. K. S. (2004). Kutch in festival and custom. Publisher Har Anand Publications.
    • Sharma Acharya, Pandit Shriram. (2023) A Collection of Four Vedas (Rigveda Samhita, Yajurveda Samhita, Samaveda Samhita, Atharva Veda Samhita). Publisher Yug Nirman Yojna Vistaar Trust.
    • Soneji, D. (Ed.) (2010). Bharata Natyam: A reader. Oxford: Oxford University Press.
    • Tharu, S. & Lalita, K. (Eds.) (1991). Women writing in India: 600 B.C. to the early 20th century. Oxford: Oxford University Press.
    • Tandon, N. (2016). Ikkiswin sadi ke sarokaar aur stri vimarsh ka yatharth [The realities of 21st-century discourse and women›s issues] [Research project report]. Publisher Kumaun University.
    متن کامل مقاله: 

    مقدمه
    چنانچه اعتدال در اندیشه و رفتارهای دینی لحاظ نشود، افراط و تفریط جای آن را می‌گیرد؛ حال، این دو مقوله ممکن است بر اساس متون باشد یا در گفتار و عمل بزرگان دین بروز یابد. افراط و تفریط از مهم‌ترین مفاهیم در تحلیل‌ رفتارها و نگرش‌های دینی و اجتماعی به‌شمار می‌آیند. این دو اصطلاح به حالاتی اشاره دارند که در آن، فرد یا جامعه از مسیر تعادل و میانه‌روی خارج می‌شوند و به یکی از دو قطب زیاده‌روی یا سهل‌انگاری گرایش می‌یابند. 
    این دو رویکرد، نه‌تنها در سطح فردی، بلکه در سطح ساختارهای دینی، فرهنگی و تاریخی نیز قابل بررسی‌اند. در بسیاری از جوامع، آنچه به‌نام دین ترویج شده، متأثر از عملکرد رهبران، مفسران و مروجان دینی در طول نسل‌ها و دوره‌های مختلف بوده است؛ افرادی که نقش کلیدی در تفسیر و انتقال مفاهیم دینی به جامعه داشته‌اند. در این فرایند، اگر معیارهای عقلانی، انسانی و متنی به‌درستی رعایت نشود، آموزه‌های دینی ممکن است به ابزار توجیه‌گر افراط یا زمینه‌ساز تفریط تبدیل شوند. به‌بیان‌دیگر، افراط و تفریط می‌توانند نه‌فقط از متن دین، بلکه از قرائت‌ها، روایت‌ها و شیوه‌های ترویج آن توسط نخبگان دینی سرچشمه گیرند (مطهری، 1379، ج14، ص140). 
    در این پژوهش، مراد از افراط و تفریط، فراتر یا فروتر رفتن از حدود متعادل و خردپذیر در نگرش دینی به جایگاه زن در آیین هندوست؛ نگرش‌هایی که در متون دینی، سنت‌های تفسیری و ساختارهای اجتماعی تثبیت شده‌اند. افراط در این زمینه در قالب محدودیت‌های شدید برای زنان، انکار حق مشارکت اجتماعی آنان و نگاه ابزاری یا فرودست به زن بروز می‌یابد. در مقابل، تفریط در این حوزه به‌صورت نادیده گرفتن شأن، توانمندی‌ها و نقش‌های فعال زن در ساختار معنوی و اجتماعی دین نمایان می‌شود. 
    نگرش‌های افراطی و تفریطی به زن در آیین هندو، در منابعی چون وداها (Vedas)، مهاباراتا (Mahabharata) و رامایانا (Ramayana) ریشه دارند و درهم‌تنیدگی با نظام‌های اجتماعی، مانند کاست، به تثبیت جایگاه خاصی برای زنان انجامیده‌اند؛ جایگاهی که در آن، گاه زن مظهر طهارت و نیرو شناخته شده و گاه به‌مثابة منشأ ناپاکی یا محدودیت مورد قضاوت قرار گرفته است. تحلیل این نگرش‌های دوگانه، زمینه‌ای برای بررسی رابطة دین، فرهنگ و ساختار اجتماعی فراهم می‌آورد و می‌تواند به شناخت دقیق‌تر از عوامل شکل‌گیری و تقویت دیدگاه‌های افراطی و تفریطی دربارة زن در این آیین کمک کند و به یکی از دو قطب زیاده‌روی یا سهل‌انگاری گرایش می‌یابد. افراط، به‌معنای فرارَوی از حد معقول و قابل پذیرش در باور یا رفتار، معمولاً در قالب سخت‌گیری‌های بی‌قاعده، تحمیل‌های اعتقادی یا قداست‌بخشی بی‌ضابطه به متون، اشخاص یا آداب ظاهر می‌شود. در مقابل، تفریط به نادیده گرفتن، بی‌تفاوتی یا سستی در برخورد با آموزه‌ها و ارزش‌های دینی اطلاق می‌شود؛ به‌گونه‌ای‌که جوهر و نقش دین در زندگی فردی و جمعی کم‌رنگ یا حتی حذف می‌شود. 
    اهمیت نگارش این مقاله در ضرورت شناخت دقیق ادیان و تأثیر عمیق آنها بر شکل‌گیری باورها، ارزش‌ها و سبک زندگی فردی و اجتماعی نهفته است. ادیان به‌عنوان نظام‌های معنایی جامع، الگوهایی مشخص برای رفتار، روابط اجتماعی و هویت جنسیتی ارائه می‌دهند. ازاین‌رو بررسی محتوای آنها و نحوة تفسیر و اِعمال آموزه‌های دینی، به‌ویژه در آیین‌هایی با سابقة تاریخی و جمعیت پیروان گسترده مانند هندوئیسم، برای تحلیل دقیق ساختارهای اجتماعی و فرهنگی ضروری است. مطالعة افراط و تفریط‌های موجود در نگرش‌های مربوط به زن در آیین هندو، نه‌فقط در فهم جایگاه زن در این دین مؤثر است، بلکه بستری فراهم می‌آورد برای ارزیابی نقادانة نقش دین در بازتولید یا اصلاح نگرش‌های جنسیتی در جامعه. این مقاله می‌کوشد که با تمرکز بر مصادیق افراطی و تفریطی در منابع، سنت‌ها و عملکردهای اجتماعی هندوئیسم، به درکی جامع‌تر از چگونگی شکل‌گیری این دیدگاه‌ها و پیامدهای آنها دست یابد. این شناخت می‌تواند در محیط‌های علمی و پژوهشی که به تحلیل پدیده‌های دینی و اجتماعی می‌پردازند، زمینه‌ساز ارزیابی آگاهانه‌تر دربارة دین، جنسیت و جامعه باشد. 
    ضرورت انجام این پژوهش در سه محور اصلی قابل توجه است: نخست، بررسی تطبیقی آموزه‌های دینی به‌منظور رفع سوءبرداشت‌ها و ارائة تصویری روشن از جایگاه زن در آیین‌های دینی، به‌ویژه در مقایسه میان دیدگاه‌های سنتی و تفسیری دربارة زنان در آیین هندو؛ دوم، فهم عمیق‌تر از نگرش‌ها و باورهای آیین هندو دربارة زنان و بررسی پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و روان‌شناختی آن بر زندگی زنان در جوامع هندو؛ و سوم، پاسخ به نیازهای پژوهشی در محیط‌های علمی و دانشگاهی، که با توجه به گسترش مطالعات تطبیقی ادیان و تنوع فرهنگی پژوهشگران، نیازمند تحلیل‌های دقیق‌تری دربارة نگاه ادیان مختلف به مسئلة زن هستند. این پژوهش می‌تواند با تبیین ریشه‌های شکل‌گیری دیدگاه‌های افراطی و تفریطی، زمینه‌ای برای ارزیابی انتقادی آموزه‌ها و اصلاح نگرش‌های فرهنگی در بستر دین فراهم آورد. 
    هدف اصلی این پژوهش، تحلیل ریشه‌های افراط و تفریط در نگرش به زنان در آیین هندو، با تأکید بر عوامل تاریخی، فرهنگی و اعتقادی است. این مطالعه می‌کوشد تا تأثیر متقابل ساختارهای اجتماعی، تفسیرهای دینی و زمینه‌های فرهنگی را در شکل‌گیری دیدگاه‌های افراطی و تفریطی دربارة زنان شناسایی کند. تمرکز بر منابع اصلی آیین هندو و بازتاب‌های اجتماعی این نگرش‌ها، به درک روشن‌تری از چگونگی تثبیت یا تغییر جایگاه زن در این سنت دینی می‌انجامد. فرضیة محوری پژوهش بر این مبنا استوار است که نظام طبقاتی (کاست / The Caste System / Varna System)، خوانش‌های خاص از متون مقدس، و باورهای تثبیت‌شده در سنت اجتماعی هندوئیسم نقشی برجسته در تولید، تداوم و نهادینه‌سازی نگرش‌های افراطی و تفریطی به زنان داشته‌اند. در این چهارچوب، مقالة پیش رو در پی آن است که با رویکردی تحلیلی، زمینه‌ای برای فهم بهتر رابطة میان دین، فرهنگ و جنسیت در بستر آیین هندو فراهم آورد. 
    در زمینة پیشینة پژوهش، مطالعات متعددی به بررسی جایگاه زن در آیین هندو پرداخته‌اند. از جمله مقالة «بررسی تحلیلی و مقایسه‌ای ارزش و جایگاه زن در اسلام و آیین هندو»، نوشتة موسوی و حسینی، که به مقایسة تطبیقی جایگاه زن در اسلام و هندوئیسم پرداخته و برتری جایگاه زن در اسلام را نشان داده است. همچنین مقالة «جایگاه و حقوق زن در هندوئیسم و قوانین جدید هند»، نوشتة توکلی، بیشتر بر مقایسة جایگاه زن در گذشته و حال در جامعة هندو تمرکز دارد. بااین‌حال، پژوهش حاضر از حیث روش‌شناختی و محتوایی دارای ویژگی‌های نوآورانه‌ای است؛ از جمله اینکه به‌جای رویکرد صرفاً توصیفی، به تحلیل نگرش‌های افراطی در آیین هندو می‌پردازد و با رویکردی مقایسه‌ای، جنبه‌های افراطی و تفریطی نگرش به زن را بررسی می‌کند. 
    1. عوامل اجتماعی تقویت نگرش‌های افراطی و تفریطی به زن در آیین هندو 
    نگرش‌های افراطی و تفریطی به زنان در آیین هندو ریشه در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی عمیقاً نهادینه‌شدة این جامعه دارد. در این بخش، عوامل اجتماعی مؤثر بر شکل‌گیری این رویکردهای متضاد به زنان هندو بررسی می‌شود. 
    1ـ1. دیوا‌داسی‌ها (Devadasi)، تقدس آیینی یا استثمار زنانه
    سنت دیواداسی یکی از نمونه‌های تاریخی و بحث‌برانگیز در آیین هندوست که جلوه‌ای از نگرش تفریطی به زن را نمایان می‌سازد. این سنت، که ریشه در باورهای دینی و آیینی دارد، زنان را در قالب «خدمتگزاران مقدس معبد» به خدایان وقف می‌کرد؛ اما با گذر زمان، شکل‌هایی از سوءاستفاده و تبعیض ساختاری دربارة آنان پیدا کرد. 
    ۱ـ1ـ1. پیشینه و ساختار سنت دیواداسی
    قدمت سنت دیواداسی به‌حدی است که منشأ دقیق آن مبهم مانده است؛ اما شواهدی از منابع کتیبه‌ای و معماری معابد، اطلاعاتی مهم دربارة آن در اختیار قرار می‌دهد. در نگاه آیینی، دیواداسی زنی بود که رقص خود را نه برای انسان‌ها، بلکه به‌قصد سرگرم کردن الهگان اجرا می‌کرد؛ اما در عمل، حضور عمومی مردم در مراسم رقص، او را به منبعی برای سرگرمی عمومی بدل کرد. در دوران باستان، دیواداسی‌ها به هفت دسته تقسیم می‌شدند که این دسته‌بندی‌ها نشان‌دهندة منشأ و جایگاه اجتماعی آنها بود: 
    •    دوتا (Dutta): دخترانی که توسط خانواده‌های مقدس وقف معبد می‌شدند؛ 
    •    هروتا (Hruta): زنانی که ربوده و در معابد به‌کار گرفته می‌شدند؛ 
    •    بیکریتا (Bikrita): زنانی که فروخته می‌شدند و به‌عنوان دیواداسی خدمت می‌کردند؛
    •    بهروتیا (Bhrutya): داوطلبانی که خود برای خدمت در معابد اعلام آمادگی می‌کردند؛ 
    •    باکتا (Bhakta): زنانی که از سر ایمان، خود را وقف معبد می‌کردند؛ 
    •    آلانکارا (Alankara): زنانی با مهارت‌های هنری که با زیورآلات خاص به معابد اهدا می‌شدند؛ 
    •    گوپیکا یا رودراگانیکا (Gopika / Rudraganika): دیواداسی‌هایی که در ازای اجرای رقص و موسیقی آیینی، حقوق و املاک دریافت می‌کردند (Mishra, 2014). 
    ۲ـ1ـ1. سوءتعبیرهای اجتماعی و پیچیدگی ساختار طبقاتی
    با اینکه واژة دیواداسی در ابتدا مفهومی آیینی داشت، به‌تدریج با سوءتعبیرهایی مواجه شد. یکی از اشتباهات رایج، تلقی دیواداسی و خانواده‌اش به‌عنوان «طبقه» یا «کاست» مجزا بود؛ درحالی‌که طبق گزارش‌ها، چیزی به‌نام کاست دیواداسی (Jāti) وجود نداشت. آنچه وجود داشت، «حق سنتی» (Murai) یا «شغل موروثی» (Vrtti) بود که با شرایطی خاص قابل انتقال یا اعمال بود. برای نمونه، دختری با وجود دارا بودن تمام شرایط (مهارت، زیبایی و شهرت خوب)، صرفاً به‌دلیل عدم صلاحیت مادرش در تشرف، از ورود به سنت دیواداسی محروم شد. این نشان می‌دهد که این سنت، هرچند ظاهراً آیینی، در عمل تابع داوری‌های اجتماعی پیچیده‌ای نیز بود (Leslie, 1991؛ Soneji, 2010). 
    ۳ـ1ـ1. استمرار فرهنگی و تلاش‌های قانونی برای توقف سنت دیواداسی
    با وجود تلاش‌های حقوقی و اجتماعی برای از بین بردن این سنت، سیستم دیواداسی تا دهه‌های اخیر نیز پابرجا مانده است. اگرچه این رسم در ۲۶ نوامبر ۱۹۴۷م به‌طور رسمی غیرقانونی اعلام شد، اما شواهد نشان می‌دهند که همچنان در برخی مناطق هند تداوم دارد. در سال ۲۰۱۰م تخمین زده شد که ۲۳ هزار دیواداسی تنها در ایالت کارناتاکا فعال هستند و حدود ۲۵۰ هزار دختر در جنوب هند به‌نوعی وقف خدمت به خدا شده‌اند. 
    تلاش‌هایی برای توقف این سنت صورت گرفته است که از جمله مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از: تصویب قانون دیواداسی بمبئی (۱۹۳۴م) برای جلوگیری از وقف دختران؛ قانون دیواداسی مدرس (۱۹۴۷م) برای پیشگیری از تداوم این عمل؛ و قانون دیواداسی کارناتاکا (۱۹۸۲م) که صراحتاً وقف دختران را ممنوع اعلام کرد (Kaur & Tariq, 2021). 
    بنابراین، سنت دیواداسی، هرچند در چهارچوب آیینی و دینی شکل گرفت، در عمل به ابزاری برای سلطه، استثمار و نادیده گرفتن شأن زن بدل شد. این سنت نمونه‌ای بارز از تفریط اجتماعی دربارة زن در آیین هندوست که نقش او را نه به‌عنوان انسان مستقل، بلکه به‌عنوان مظهر تقدس ابزاری و تابع قدرت نهادهای مذهبی تعریف می‌کرد. تلاش‌های قانونی و اجتماعی برای توقف آن نشان می‌دهد که این سنت همواره موضوع مناقشه میان تقدس و نقض کرامت انسانی بوده است. بررسی دیواداسی، نه‌تنها به درک بهتر نگاه‌های افراطی یا تفریطی به زن در سنت‌های مذهبی کمک می‌کند، بلکه بستری نیز برای نقد و اصلاح ساختارهای دینی مبتنی بر نابرابری فراهم می‌سازد. 
    2ـ1. تأثیر نظام طبقاتی بر حقوق و محدودیت‌های زنان در آیین هندو
    نظام طبقاتی در هند (شامل برهمنان، کشَتریه، ویشیه و شودره) تأثیر بسزایی بر حقوق و محدودیت‌های زنان داشته است. در دوره‌های متأخر تاریخ هند، برخی باورها و آیین‌های مرتبط با نجات روح، جایگاه پسر را برتر از دختر قرار داده بودند. بر این اساس، دختران تنها در صورت نبود پسر حق مالکیت اموال خانوادگی را داشتند. همچنین انجام آیین‌های تدفین والدین متوفی و اجرای مراسم شراده (shraddha) و پیند دان (pind daan) که برای نجات روح والدین ضروری تلقی می‌شد، تنها به پسران اختصاص داشت. این در حالی است که این آیین‌ها در متون بنیادین هندو، مانند وداها و گیتا (Gita)، ممنوع اعلام شده بودند؛ اما در متون متأخرتر، از جمله پوراناها، مورد تأیید قرار گرفتند. برای نمونه، گارودا پورانا (Garuda Purana) تصریح می‌کند: «برای مردی که پسر نداشته باشد، هیچ نجات و رستگاری وجود ندارد» (Singh, 2004, p.62).
    افزون‌براین، باورهای تبعیض‌آمیز مبتنی بر تولد و جنسیت، که تا به امروز نیز در برخی مناطق دیده می‌شود، به تقویت این نابرابری دامن زده‌اند. اساس این نظام طبقاتی بر مفاهیمی مانند پاکی و ناپاکی استوار است. برهمنان که در بالاترین طبقه قرار دارند، مسئول انجام آیین‌های مذهبی‌اند؛ درحالی‌که شودراها (Shudra)، که در پایین‌ترین مرتبة اجتماعی قرار دارند، به‌دلیل انجام کارهای پست، آلوده محسوب می‌شوند. بر این اساس، موادی که از بدن انسان خارج می‌شوند، مانند مو، ناخن، آب دهان، خون، منی، ادرار، مدفوع و حتی اشک‌ها، ناپاک در نظر گرفته می‌شوند (Murray, 1994, p.174).
    به‌طور کلی، نظام طبقاتی هندو، نه‌تنها در تعیین جایگاه اجتماعی افراد نقش داشته، بلکه به‌طور مستقیم بر حقوق و محدودیت‌های زنان نیز تأثیرگذار بوده است. این ساختار، برتری مردان را در امور مذهبی و ارثی تثبیت کرده و زنان را به حاشیه رانده است. درک این تأثیرات، برای شناخت بهتر نابرابری‌های جنسیتی در تاریخ و جامعة هند ضروری است. 
    3ـ1. نقش خانواده و ارتباط خویشاوندی در جایگاه زن هندو
    خانواده همواره نقشی اساسی در تعیین جایگاه زن در جوامع مختلف داشته است و این امر در آیین هندو نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. در این سنت، زن نه‌تنها در مقام همسر، بلکه در ساختارهای خویشاوندی نیز جایگاهی تعریف‌شده دارد. مسائلی همچون ازدواج، نوع ارتباط با همسر، وضعیت او پس از درگذشت شوهر و سایر جنبه‌های خانوادگی، مسئولیت‌ها و تبعات متعددی را بر دوش زن هندو می‌گذارد. در طول تاریخ، این موضوع به‌دلیل تأثیر سنت‌ها و آموزه‌های مذهبی، نگرش‌های افراطی و تفریطی به زن را در جامعة هندو شکل داده است. ازیک‌سو، برخی تعالیم او را مظهر تقدس و مادر معنوی معرفی می‌کنند و ازسوی‌دیگر در برخی شرایط، جایگاه او به وابستگی شدید به همسر و خانواده محدود می‌شود. 
    1ـ3ـ1. ازدواج و جهیزیه در آیین هندو
    ازدواج در آیین هندو صرفاً یک پیوند فردی محسوب نمی‌شود؛ بلکه یک قرارداد اجتماعی و خانوادگی تلقی می‌شود که تحت تأثیر سنت‌ها و تصمیمات خانوادگی قرار دارد. برخلاف نگرش‌های مدرن که بر انتخاب آگاهانه و اختیاری در ازدواج تأکید دارند، در سنت هندو برخی رویکردهای افراطی و تفریطی به مسئلة ازدواج، به‌ویژه در مورد سن و ارادة فردی، مشاهده می‌شود. 
    الف) ازدواج کودکان و پیامدهای آن
    یکی از نمونه‌های تفریط در این سنت، ازدواج کودکان است که به‌ویژه در گذشته رواج زیادی داشت. در برخی جوامع هندو، دختران حتی در سنین بسیار پایین ـ گاهی در شش‌ماهگی ـ به عقد ازدواج درمی‌آمدند و پس از آن، خانوادة داماد مسئولیت پرورش آنها را به‌عنوان عروس آینده بر عهده می‌گرفت. در این شرایط، دختران نه‌تنها از حق انتخاب محروم بودند، بلکه به‌دلیل نداشتن بلوغ فکری و جسمانی هیچ آمادگی برای پذیرش مسئولیت‌های ازدواج نداشتند. این سنت بر این باور استوار بود که ازدواج، بیش از آنکه پیوندی میان دو فرد باشد، یک تعهد میان دو خانواده است. به همین دلیل، رضایت والدین و بستگان بر ارادة شخصی دختر و پسر ارجحیت داشت. در این ساختار سنتی، بلوغ عقلانی و آمادگی روانی برای ازدواج نادیده گرفته می‌شد و همین امر می‌توانست پیامدهای گسترده‌ای بر زندگی فردی و اجتماعی داشته باشد. هرچند در دوران معاصر قوانین و اصلاحات اجتماعی در بسیاری از مناطق هند تلاش کرده‌اند که این سنت‌ها را محدود کنند، اما همچنان در برخی جوامع بقایای این سنت دیده می‌شود‌ (منسکی، ۱۳۹۳، ص66). اگرچه در قرن بیستم، دولت هند اقداماتی برای مقابله با ازدواج کودکان انجام داد و کمترین سن ازدواج را برای دختران پانزده و برای پسران هجده سال تعیین کرد، اما اجرای این قوانین همچنان با چالش‌هایی روبه‌روست. در برخی مناطق، باورهای سنتی همچنان بر قوانین رسمی غلبه دارند و ازدواج کودکان به‌عنوان یک امر پذیرفته‌شده باقی مانده است. این مسئله نشان می‌دهد که برای ریشه‌کن کردن چنین سنت‌هایی، علاوه بر اصلاحات قانونی، تغییرات فرهنگی و اجتماعی عمیق‌تری نیز لازم است. 
    ب) بیوگی و محدودیت‌های اجتماعی زنان
    جوتیبا فوله، از پیشگامان نقد ساختارهای دینی و اجتماعی در ایالت ماهاراشترا، نخستین انتقادات نظام‌مند را به جایگاه زنان در آیین هندو مطرح کرد. وی در اثر خود تحت عنوان «حساس‌ترین موضوع، یعنی بیوگی اجباری زنان برهمن»، پیامدهای چندهمسری، فساد اخلاقی و ستم‌های ساختاری بر زنان، به‌ویژه بیوگان را تحلیل کرد. به‌باور فوله، نهادهای دینی با مشروعیت‌بخشی به چندهمسری، زمینه‌ساز بی‌اخلاقی‌های اجتماعی شده‌اند و بیوگان را به موجوداتی پست‌تر از مجرمان و حیوانات تقلیل داده‌اند (Phule, 2002a, p.195; Phule, 2002b, p.195). 
    در متون هندو، به‌ویژه منوسمرتی، دیدگاه‌های افراطی به زنان بیوه به‌روشنی دیده می‌شود. بندهای متعددی از فصل نهم این متن، ازدواج مجدد بیوگان را به‌صراحت منع کرده‌اند؛ از جمله بند ۶۴، که آن را نقض قانون ابدی می‌داند؛ و بند ۶۵، که بر عدم ذکر ازدواج بیوه‌ها در متون مقدس تأکید دارد (Manusmṛti, 1920, v.9, p.64-65 )؛ در بند ۶۰ نیز رسم «نیوگا» تشریح می‌شود که در آن، بیوه تنها برای تولید مثل به‌کار گرفته می‌شود و سپس باید به انزوای اجتماعی بازگردد (Manusmṛti 1920, v.9, p.60)؛ بند ۶۲ بر تبدیل رابطة جنسی به رابطه‌ای غیرشهوانی پس از عمل تولید مثل تأکید دارد (Manusmṛti, 1920, v.9, p.62)؛ و بند ۱۷۵، ازدواج مجدد خودسرانة بیوه را موجب تولد فرزندی با جایگاه اجتماعی پست می‌داند (Manusmṛti, 1920, v.9, p.175)؛ همچنین بند ۱۹۰ نشان می‌دهد که بیوه حتی از حق مالکیت بر دارایی شوهر نیز محروم است و باید آن را به فرزند مرد واگذار کند (Manusmṛti, 1920, v.9, p.190). 
    این آموزه‌ها با تأکید بر زهد، انزوا و اطاعت، بیوگان را از حقوق اجتماعی و انسانی محروم می‌سازند و آنها را در چهارچوبی سخت‌گیرانه و تحقیرآمیز قرار می‌دهند. تخطی از این احکام، نه‌تنها موجب ننگ دنیوی، بلکه باعث محرومیت از پاداش اخروی تلقی می‌شود (موحدیان عطار و رستمیان، ۱۳۸۶، ص73). 
    بررسی آرا و نقدهای جوتیبا فوله در کنار تحلیل متون هندو، به‌ویژه منوسمرتی، نشان می‌دهد که وضعیت زنان بیوه در آیین هندو محصول تلفیق ساختارهای دینی، اجتماعی و فرهنگی است که در طی قرون تثبیت و نهادینه شده‌اند. این ساختارها با رویکردی جنسیت‌محور، نه‌تنها حقوق انسانی و اجتماعی زنان را انکار کرده‌اند، بلکه آنان را به حاشیه رانده و در قالب‌هایی زاهدانه و تحقیرآمیز محصور ساخته‌اند. تحلیل این روندها ضرورت بازنگری در تفاسیر سنتی و مطالعات تطبیقی دربارة جایگاه زن در سنت‌های دینی را برجسته می‌سازد. 
    ج) آیین ساتی (Sati Pratha)
    آیین ساتی، به‌عنوان یکی از رسوم بحث‌برانگیز در تاریخ هند، بازتابی از وضعیت دشوار زنان بیوه در جامعة هندو بوده است. مرگ شوهر برای زنان بیوه همراه با نگاه منفی جامعه و تحمل بار گناهان شوهر (شر کرمه) تلقی می‌شد. این باور وجود داشت که زن بیوه به‌دلیل عمر طولانی‌تر از شوهرش، مسئول مرگ زودهنگام اوست و به همین دلیل مورد بی‌مهری و تحقیر قرار می‌گرفت. برای مواجهه با این شرایط، آیین ساتی به‌عنوان راه‌حلی مذهبی و اجتماعی مطرح شد. در این مراسم، زن بیوه بر تلی از هیزم می‌نشست و همراه جسد شوهرش سوزانده می‌شد تا گناهان شوهر را پاک کند و به او در زندگی بعدی بپیوندد. این عمل، نه‌تنها یک فداکاری مذهبی بود، بلکه راهی برای فرار از ننگ اجتماعی ناشی از بیوگی به‌شمار می‌آمد (موحدیان عطار و رستمیان، ۱۳۸۶، ص73).
    متون مقدس هندو، از جمله پورانه‌ها، به‌طور گسترده‌ای به تشویق و ترویج آیین ساتی پرداخته‌اند. در پورانة آگنی آمده است: «زنی که همراه با شوهرش وارد آتش می‌شود، به بهشت خواهد رسید» (Agni Purana, 1999, p.19-23). پورانة کورما تأکید می‌کند: «زنی که همراه با شوهرش وارد تودة آتش می‌شود، حتی اگر شوهرش قاتل یک برهمن یا فردی گناهکار باشد، او را به بهشت می‌برد» (Kurma Purana, 1995, v.2, ch.34, p.108-109). پورانة گارودا نیز به‌تفصیل به این موضوع پرداخته است. در این متن آمده است: «زنی که پس از مرگ شوهرش وارد آتش می‌شود، به‌مدت سه و نیم کرور سال در بهشت خواهد ماند» (Garuda Purana, 2000, v.1, p.107-129). همچنین تأکید شده است: «زنی که پس از مرگ شوهرش خود را در آتش می‌سوزاند، نه‌تنها خود به بهشت می‌رود، بلکه شوهرش را نیز از جهنم نجات می‌دهد و با او در بهشت زندگی می‌کند» (Garuda Purana, 2000, v.2, ch.4, p.88-97). 
    در پورانة براهمه آمده است که «مرگ بلافاصله پس از شوهر، بزرگ‌ترین وظیفة زن است. این راهی است که در وداها تعیین شده و در جهان مورد احترام است» (Kausiki Books, 2021, v.2, ch.10, p.75). 
    بااین‌حال برخی متون نیز به زنانی که از این رسم پیروی نکرده‌اند، اشاره کرده‌اند. در پورانة گارودا آمده است: «نمی‌دانستم وظیفه‌ام چیست؛ نه به شوهرم خدمت کردم و نه پس از مرگ او وارد آتش شدم. بیوه شدم و هیچ ریاضتی انجام ندادم. ای ساکن بدن! برای هر کاری که انجام داده‌ای، کفاره بده» (Garuda Purana, 2000, v.2, p.40). این متون نشان‌دهندة تأکید شدید بر وفاداری زن به شوهر و فداکاری نهایی او هستند. بااین‌حال، این رسم در دوران معاصر به‌عنوان نقض حقوق بشر شناخته و در هند ممنوع اعلام شده است. 
    بررسی متون مقدس هندو نشان می‌دهد که آیین ساتی به‌عنوان یک وظیفة مذهبی و اجتماعی برای زنان بیوه ترویج شده است. این آیین، که بر پایة وفاداری مطلق زن به شوهر و فداکاری نهایی او استوار است، نشان‌دهندة افراط در نقش‌آفرینی زن در جامعة هندوست. ازسوی‌دیگر، تحقیر زنان بیوه‌ای که از این رسم پیروی نمی‌کردند و بی‌مهری به آنان، نشان‌دهندة تفریط در ارزش‌گذاری به زندگی و حقوق زنان است. این دوگانگی در نگرش به زنان، بازتابی از افراط و تفریط آیین هندو دربارة زن است که در متون مقدس آن به‌وضوح دیده می‌شود. 
    2ـ3ـ1. ساختار خانواده در آیین هندو و تأثیر آن بر جایگاه زنان؛ پرده‌نشینی زنان
    در جوامع مختلف، خانواده‌ها به دو شکل اصلی هسته‌ای (والدین و فرزندان) و گسترده (چندین نسل در کنار هم) سازمان‌دهی می‌شوند. در آیین هندو، خانواده‌های گسترده یا مشترک رایج‌ترند که در آنها چندین نسل در یک خانه زندگی می‌کنند و منافع اقتصادی و اجتماعی خود را به‌اشتراک می‌گذارند. بااین‌حال، این ساختار با تفکیک شدید نقش‌های جنسیتی و محدودیت‌های اجتماعی برای زنان همراه است. زنان در خانواده‌های مشترک هندو در محیطی مجزا از مردان زندگی می‌کنند و ارتباط آنها حتی با مردان محرم خانواده نیز محدود است. این محدودیت‌ها بر پایة باورهای مذهبی و فرهنگی استوار است که پاک‌دامنی زنان را در گرو رعایت پرده‌نشینی و دوری از مردان می‌داند. این محدودیت‌ها به‌حدی گسترده است که زنان از معاشرت با مردان غریبه و حتی همنشینی و خلوت با محارم خود پرهیز می‌کنند. حتی اظهار محبت به همسر در محیط عمومی نیز نقض مرزهای پاک‌دامنی تلقی می‌شود. چنین محدودیت‌هایی موجب انزوای اجتماعی زنان و محرومیت آنها از تعاملات طبیعی و اجتماعی می‌شود. این ساختار خانوادگی، اگرچه مزایایی مانند حمایت جمعی و تقسیم مسئولیت‌ها را به‌همراه دارد، اما به‌دلیل محدودیت‌های شدید اعمال‌شده بر زنان، آنها را از دستیابی به آزادی‌های فردی و اجتماعی بازمی‌دارد‌ (منسکی، ۱۳۹۳، ص74).
    در ساختار خانوادة گستردة هندو، زنان با محدودیت‌های شدید فرهنگی و نقش‌های جنسیتی روبه‌رویند که آنها را از حقوق فردی محروم می‌کند و به انزوای اجتماعی سوق می‌دهد؛ وضعیتی که ناشی از نفوذ عمیق باورهای مذهبی و فرهنگی در تعیین جایگاه آنان است. 
    الف) حذف تدریجی زن در آیین هندو
    پدیدة دخترکشی در هند، به‌ویژه در چهارچوب نظام طبقاتی هندو، بازتاب ساختاری مردسالارانه است که دختر را باری اقتصادی و اجتماعی می‌داند. این تبعیض نهادینه، حذف فیزیکی دختران را از بدو تولد ممکن ساخته و حتی در دورة معاصر نیز به‌شکل سقط‌ جنین‌های گزینشی ادامه یافته است. پاندیتا رامابای ساراسوتی (Pandita Ramabai Sarasvati) در قرن نوزدهم با اشاره به آمار در آمریتسار، طنز تلخی از خورده شدن صدها دختر توسط گرگ‌ها ارائه می‌دهد (Chakravarti, 1989, p.69). در گجرات در خاندان راجای پروباندر، طی یک قرن حتی یک دختر زنده نمانده است. 
    عده‌ای کاهش نسبت جنسی را ناشی از حذف نظام‌مند زنان می‌داند. آگنی‌هوتری (Agnihotri) با تحلیل داده‌ها، از «مثلث برمودا»یی در ۲۴ ناحیه نام می‌برد که نسبت دختران به پسران به ۷۷۴ در هزار رسیده است. در تامیل نادو، دوسوم سقط‌ها و بیش از چهل درصد مرگ نوزادان دختر، ریشة اجتماعی دارد. طبق داده‌های کانابیران (Kannabiran, 2004, p.278-279)، بیش از پنج میلیون سقط جنین دختر به‌دلیل تعیین جنسیت رخ داده است که نشان‌دهندة نهادینه شدن پاک‌سازی جنسیتی است. 
    در مجموع، دخترکشی از نوزادکشی در قرن نوزدهم تا سقط‌های گزینشی در قرن بیست‌و‌یکم، روندی اجتماعی و ساختاری با ریشه‌های فرهنگی، اقتصادی و مذهبی است که هنوز با وجود قوانین اصلاحی ادامه دارد. همچنین طلاق برای زنان در آیین هندو پیامدهای شدید دارد. از سال ۱۹۵۵م، قوانینی برای محدودیت ازدواج مجدد مردان وضع شد؛ اما در عمل، زنان طردشده بدون حمایت رها می‌شوند (موحدیان عطار و رستمیان، ۱۳۸۶، ص73). ناتوانی زن در زایش پسر می‌تواند به طرد یا طلاق منجر شود، که نشانه‌ای دیگر از ساختار ناعادلانة حاکم است. 
    ب) اطاعت مطلق از شوهر
    در آیین هندو، رابطة زن و شوهر از جایگاهی ویژه و پیچیده برخوردار است که ریشه در آموزه‌های سنتی و متون مقدس این آیین دارد. بر اساس باورهای سنتی، زن موظف است تا پایان عمر از شوهر خود اطاعت کند؛ حتی اگر شوهر فاقد فضیلت‌های اخلاقی بوده یا رفتاری ناپسند داشته باشد. این اطاعت مطلق، که در متون دینی هندو به‌عنوان «دارمه» (Dharma / وظیفة دینی) زنان تعریف شده است، زن را ملزم می‌کند که شوهر خود را همچون موجودی مقدس، و در برخی موارد حتی به‌مثابة تجسمی از خداوند، پرستش کند. این نگرش، که از متون کهن هندو مانند «منوسمرتی» (Manusmṛti) و «قوانین دارمه» نشئت می‌گیرد، بر فداکاری و اطاعت بی‌چون‌وچرای زن در برابر همسرش تأکید دارد (موحدیان عطار و رستمیان، ۱۳۸۶، ص72). بااین‌حال، این دیدگاه سنتی با انتقادات جدی مواجه است. از منظر جامعه‌شناسی و مطالعات جنسیتی، چنین نگرشی نه‌تنها جایگاه زن را به‌عنوان موجودی مستقل و دارای حقوق فردی نادیده می‌گیرد، بلکه او را در موقعیتی فرودست و وابسته قرار می‌دهد. زن در این چهارچوب، فاقد هرگونه استقلال فکری، اجتماعی و اقتصادی تلقی می‌شود و نقش او صرفاً در تبعیت از خواسته‌های شوهر تعریف می‌گردد. این رویکرد، که زن را موجودی وابسته و فاقد قدرت تصمیم‌گیری می‌داند، با اصول برابری جنسیتی و حقوق بشر در تعارض است. 
    ترابای شیند (Tarabai Shinde) در سال 1882م نقد تاریخی بر این مطلب وارد کرده و چنین نوشته است: درمة زنان (stridharma / women’s dharma) به چه معناست؟ «قانون زنان» به چه معناست؟ او در نوشته‌های خود به تصویری تلخ از وضعیت زنان در جامعة هندو اشاره کرد؛ جایی که زن موظف بود حتی در مواجهه با رفتارهای غیراخلاقی و ظالمانة شوهر، همچنان او را به‌عنوان موجودی مقدس بپذیرد و به او خدمت کند. شیند با اشاره به این که مرد می‌تواند مرتکب اعمالی مانند خشونت، خیانت و فساد شود، اما زن همچنان موظف است با لبخند از او استقبال کند، این نگرش را به‌چالش کشید. این توصیف نشان‌دهندة نظامی اجتماعی است که در آن، زنان نه‌تنها از حقوق اولیة خود محروم بودند، بلکه مجبور به پذیرش ظلم و نابرابری به‌عنوان بخشی از وظایف دینی خود بودند؛ ولی با تمام این اعمال، وقتی او به خانه بازمی‌گردد، زن باید بر اساس «قانون زنان» چنین بیندیشد که مردش همانند خدای کریشناست؛ خدایی که تنها خطایش دزدیدن شیر و کشک از دختر شیر‌فروش بوده است. پس زن باید با لبخند از او استقبال کند؛ برایش دعا کند و با تمام وجود در خدمتش باشد؛ گویی او تجسمی از پاراماتما (Paramatma / روح اعلی) است. این توصیف نشان‌دهندة تصویری تلخ از وضعیت زنان در آن زمان است؛ جایی که جامعه از آنان انتظار داشت تا بی‌چون‌وچرا در برابر ظلم و نابرابری تسلیم باشند و حتی آن را امری مقدس تلقی کنند (Kannabiran, 2004). با این تفسیر، زن در کنار شوهر هیچ جایگاه مستقلی ندارد و ناچار است که بی‌چون‌وچرا از او اطاعت کند. حتی اگر شوهرش دست به اعمال ناپسند بزند، زن حق اعتراض ندارد و باید او را همچون موجودی مقدس بپذیرد و خدمت کند. این نگاه، هرگونه مخالفت و استقلال زن را نفی می‌کند و او را در بند تبعیت مطلق قرار می‌دهد. 
    2. عوامل دینی نگرش‌های افراطی و تفریطی به زن در دین هندو
    عوامل دینی نگرش‌های افراطی و تفریطی به زنان در دین هندو، ریشه در آموزه‌های مذهبی و متون مقدس این دین دارد که زنان را در جایگاهی متفاوت و گاهی فرودست از مردان قرار می‌دهند. شاید بتوان با بررسی دوره‌های مختلف متون ودایی، به عوامل دینی نگرش افراطی و تفریطی به جایگاه زن ـ که برگرفته از این متون‌اند ـ دست یافت. 
    1ـ2. زنان در دورة ودایی
    دورة ودایی، که از حدود ۱۵۰۰ تا ششصد سال پیش از میلاد را دربرمی‌گیرد، به دو دورة اصلی تقسیم می‌شود: دورة ودایی اولیه (۱۵۰۰ تا ۱۰۰۰ پیش از میلاد) و دورة ودایی متأخر (۱۰۰۰ تا ۶۰۰ پیش از میلاد). در این دوران، به‌ویژه در دورة اولیه، زنان از جایگاه اجتماعی و حقوقی نسبتاً مشابهی با مردان برخوردار بودند. 
    1ـ1ـ2. نقش زنان در آیین‌ها و مناسک مذهبی
    در دوران ودایی، زنان نه‌تنها به‌عنوان مشارکت‌کنندگان منفعل، بلکه به‌عنوان عناصری فعال و تأثیرگذار در آیین‌ها و مناسک مذهبی ظاهر شدند. در کنار حکیمان و گوروهای مرد، حضور گوروهای زن (اوپادهیایاهای زن / Upādhyāya) نیز که نقش بسزایی در اجرا و هدایت مراسم مذهبی ایفا می‌کردند، مشهود بود. این حضور فعال زنان در عرصه‌های دینی و فلسفی، نشان‌دهندة جایگاه ویژة آنان در جامعة ودایی است. از منظر باورهای ودایی، انرژی نخستینی که منشأ شکل‌گیری کیهان در نظر گرفته می‌شد، دارای ماهیتی زنانه بود. این اصل زنانه، نه‌تنها مورد پرستش قرار می‌گرفت، بلکه به‌دلیل قدرت و عظمت آن، همواره با نوعی هراس و احترام همراه بود. از جمله زنان برجستة این دوره می‌توان به مامتا (Mamata)، رومشا (Romasha)، لوپامودرا (Lopamudra)، آدیتی (Aditi)، آپالا (Apala) و شیکاندینی (Shikhandini) اشاره کرد. این زنان، نه‌تنها در عرصه‌های مذهبی مشارکت داشتند، بلکه به‌عنوان سرایندگان سرودهای ودایی (Rishikas) نیز شناخته می‌شدند. سرودهای آنان در ریگ‌ودا، که قدیمی‌ترین و مهم‌ترین متن ودایی محسوب می‌شود، جایگاه ویژه‌ای دارد. این زنان به‌دلیل دانش عمیق و بینش فلسفی‌شان، به‌عنوان زنان بینا و حکیم مورد احترام بودند و نقش آنان در شکل‌دهی به تفکرات مذهبی و فلسفی دوران ودایی انکارناشدنی است (Das, 1993, v.3, p.58). در دوران ودایی، زنان نقش فعال و تأثیرگذاری در آیین‌ها و مناسک مذهبی داشتند. حضور آنان در جایگاه حکیمان و سرایندگان سرودهای ودایی، همراه با باور به اصل زنانه به‌عنوان منشأ خلقت، جایگاه ویژه‌ای را برای زنان در این دوره رقم زد. این مشارکت، نشان‌دهندة اهمیت نقش زنان در شکل‌گیری و تداوم سنت‌های مذهبی و فلسفی آن دوران است. 
    2ـ1ـ2. ازدواج و جایگاه زنان در خانواده
    در دورة اولیة ودایی، که بر اساس متون ریگ‌ودا مورد بررسی قرار می‌گیرد، شواهدی دال بر وجود پدیده‌ای همچون ازدواج کودکان دیده نمی‌شود. در این دوره، دختران از آزادی نسبی در انتخاب همسر برخوردار بودند و نظام جهیزیه، که در دوره‌های بعدی به‌شکل گسترده‌ای رواج یافت، هنوز پدیدار نشده بود. تنها در موارد خاص، نظیر وجود نقص جسمی در دختر یا پایین بودن صلاحیت داماد، پرداخت نوعی جبران مالی به‌عنوان پول عروس مرسوم بود. این شرایط حاکی از جایگاه نسبتاً برابر زنان در جامعة ودایی اولیه است و نشان می‌دهد که زنان از حقوق اجتماعی و آموزشی مشابه مردان بهره‌مند بودند‌ (Das, 1993, p.58).
    3ـ1ـ2. جایگاه بیوه‌زنان و امکان ازدواج مجدد
    در دورة ودایی، قوانین و هنجارهای اجتماعی اجازة ازدواج مجدد زنان بیوه را صادر می‌کردند، که نشان‌دهندة سطحی از انعطاف‌پذیری در ساختارهای اجتماعی آن دوران است. بااین‌حال تمایل شدید به داشتن فرزندان پسر در مقایسه با دختران، که در دوره‌های بعدی به‌شکلی پررنگ‌تر ظهور کرد، در این دوره نیز به‌وضوح قابل ردیابی است. این گرایش اجتماعی، از طریق متون مقدس، به‌ویژه سرودهای ریگ‌ودا ـ که خدایانی همچون ایندرا (Indra)، سوما (Soma) و وارونا (Varuna) را در قالب مناسک رایج آن زمان ستایش می‌کردند ـ آشکار می‌شود. این سرودها، که بخشی جدایی‌ناپذیر از آیین‌های مذهبی بودند، نه‌تنها به‌منظور کسب ثروت و برکت، بلکه برای درخواست فرزندان و نوه‌هایی باهوش، شجاع و قدرتمند سروده می‌شدند‌ (Sharma Acharya, 2023, 3:4:9; 3:6:1; 3:10:3 ; 3:13:7; 4:3:5; 4:4:11; 5:61:3). این امر به‌خوبی می‌تواند به تداوم جنگ‌ها و تقاضای زیاد جنگجویان مرد برای محافظت از پادشاهی‌ها، قبیله‌ها و خانواده‌ها نسبت داده شود. از زنان به‌ندرت یاد شده است؛ آن‌هم فقط به‌عنوان مادر (عمدتاً آدیتی، که مادر مردان شجاع است) و به‌عنوان همسر. 
    باید توجه داشت که در اوایل دورة ودایی، زمانی که جنگ‌ها و درگیری‌ها بین گروه‌ها مکرر بود، نیاز به جنگجو ضروری بود. این نیاز جامعه، توسط زنان برآورده می‌شد و همین امر دلیل احترام به زنان و رضایت به ازدواج مجدد زنان بیوه بود. این موضوع در سرودهایی از آثارواودا مشاهده می‌شود که در آنها، شاعران طبیعت را (در هیئت خدایان) به یاری می‌طلبند تا دشمنانشان را نابود کرده، انبارهای غله‌شان را پر کنند و به آنان ثروت و پسرانی نیرومند عطا نمایند. در این سرودها، زنان تنها در نقش الهه، مادر یا همسران وفادار ذکر شده‌اند (Sec: Atharva, 2014, v.2, p.20:126:6,9,10). در اواخر دورة ودایی، تحولات چشمگیری رخ داد؛ دورانی که آریایی‌ها به‌تدریج در مناطق شمالی شبه‌قارة هند سکونت و استقرار یافتند. این تغییرات، تأثیرات عمیقی بر ساختار اجتماعی، فرهنگی و مذهبی آن دوران گذاشت. 
    2ـ2. زنان در دورة پساودایی
    مجموعه‌ای دیگر از متون مذهبی با رویکرد فلسفی که تأثیر عمیقی بر فلسفة هندو گذاشت، اوپانیشادها (Upaniṣads) است. این متون که احتمالاً در فاصلة زمانی بین هشتصد تا پانصد سال قبل از میلاد تدوین شده‌اند، نقطة عطفی در تحول اندیشه‌های فلسفی و معنوی هندو به‌شمار می‌روند. در اوپانیشادها، مفاهیم بنیادینی همچون برهمن (حقیقت مطلق و جهان‌شمول) و آتمن (خویشتن یا نفس فردی) مطرح و به‌عنوان محور اصلی تفکر فلسفی هندو تثبیت شدند. افزون‌براین، مسائل عمیق معنوی از قبیل تولد، کارما، تولد دوباره، رستگاری و مراقبه به‌شکلی جدی و نظام‌مند در این متون مورد بررسی قرار گرفتند. 
    1ـ2ـ2. افول جایگاه اجتماعی زنان در دورة ودایی پسین
    در دورة ودایی پسین، تحولات چشمگیری در جایگاه اجتماعی زنان نسبت‌به دورة ودایی اولیه رخ داد. این دوره شاهد کاهش نسبی نقش زنان در ساختار اجتماعی و فرهنگی هند باستان بود. بر اساس شواهد تاریخی و متون ادبی، زنان ـ اگرچه همچنان از اهمیت برخوردار بودند ـ به‌تدریج به ابزاری برای تحقق اهداف مردان تبدیل شدند. برای مثال، در برخی روایت‌ها، زنان به‌عنوان هدیه از سوی پدرانشان به مردان دیگر بخشیده می‌شدند تا رضایت آنان جلب شود یا موقعیت اجتماعی و قدرت خانواده‌ها ارتقا یابد. این رویّه نشان‌دهندة تغییر نگرش به زنان و کاهش استقلال آنان در تصمیم‌گیری‌های شخصی و اجتماعی است. بااین‌حال، به‌رغم این افول نسبی، شواهدی از حضور زنان برجسته در عرصه‌های معنوی و فلسفی این دوره نیز وجود دارد. زنان فرهیخته‌ای همچون گارگی (Gārgī Vāchaknavī)، میترهیی (Maitreyī)، اوساتی (Usatī) و ساتیاکاما (Satyakāma Jābāla)، نمونه‌هایی از این دست‌اند که نه‌تنها در مباحثات فلسفی و معنوی مشارکت فعال داشتند، بلکه در سرودن سرودهای مذهبی و شکل‌دهی به سنت‌های دینی نیز نقش‌آفرینی کرده‌اند. این افراد نشان‌دهندة آن هستند که اگرچه ساختارهای اجتماعی به‌سمت محدود کردن نقش زنان حرکت می‌کرد، اما برخی زنان توانستند با تکیه بر دانش و توانایی‌های خود، جایگاه قابل توجهی در جامعة آن زمان کسب کنند‌ (Tandon, 2016, p.15). بنابراین دورة ودایی پسین شاهد تغییراتی در جایگاه اجتماعی زنان بود که به کاهش نسبی استقلال و نقش آنان در جامعه منجر شد. بااین‌حال، حضور زنان برجسته در عرصه‌های معنوی و فلسفی نشان می‌دهد که زنان همچنان توانستند در برخی حوزه‌ها تأثیرگذار باشند و میراثی ماندگار از خود بر جای بگذارند. این تناقض بین افول عمومی جایگاه زنان و ظهور شخصیت‌های زنانة برجسته، بازتابی از پیچیدگی تحولات اجتماعی و فرهنگی این دوره است. 
    2ـ2ـ2. شکل‌گیری و تثبیت نظام کاست
    دورة ودایی پسین (۱۰۰۰ تا ۶۰۰ قبل از میلاد)، به‌عنوان مقطعی کلیدی در تاریخ تحول اجتماعی و مذهبی هند، شاهد شکل‌گیری و تثبیت نظام کاستی به‌عنوان یک ساختار اجتماعی پایدار بود. در این دوره، متون مهمی مانند دارماساستراها (Dharmaśāstra-s)، سمریتی‌ها (Smṛti-s / از جمله پورانه‌ها)، رامایانا (Rāmāyaṇa) و مهاباراتا (Mahābhārata)، که دربرگیرندة فلسفة بهاگاوادگیتا (Bhagavad Gītā) نیز هستند، تدوین شدند. این متون در تبیین و مشروعیت‌بخشی به قواعد اجتماعی، از جمله ساختار کاستی، نقش اساسی ایفا کردند. ساختار اجتماعی در این دوره، از یک نظام مبتنی بر ویژگی‌های فردی و شایستگی‌های شخصی که در دورة ودایی اولیه رواج داشت، به یک سیستم قشربندی وراثتی تغییر یافت. درحالی‌که در دورة ودایی اولیه، مفهوم وارنا (Varṇa / طبقة اجتماعی) بر اساس معیارهایی مانند رنگ پوست، استعدادهای فردی، ارزش‌های اخلاقی و جایگاه اجتماعی شکل می‌گرفت، در دورة ودایی پسین، این مفهوم به نظامی سخت‌گیرانه تبدیل شد که در آن، حقوق و امتیازات افراد بر اساس تولد تعیین می‌شد. در این ساختار، کاست‌های اجتماعی به گروه‌های موروثی تبدیل شدند و امکان تحرک اجتماعی به پایین‌ترین حد رسید (Kane, 1974, p.82-86). نظام کاستی که در این دوره بنیان نهاده شد، نه‌تنها در ساختار اجتماعی و اقتصادی هند تأثیر عمیقی بر جای گذاشت، بلکه تا به امروز نیز در بسیاری از جوامع هندو قابل مشاهده است. تثبیت این نظام به ایجاد سلسله‌مراتبی مبتنی بر تولد منجر شد که در آن، گروه‌های اجتماعی از نظر حقوق، مسئولیت‌ها و جایگاه اجتماعی، از یکدیگر متمایز بودند. این تحول، تأثیرات بلندمدتی بر ساختار فرهنگی، اقتصادی و سیاسی هند بر جای گذاشت و مسیر تحولات اجتماعی آینده را شکل داد. 
    3ـ2ـ2. مفاهیم گناه و تناسخ دربارة زنان
    در متون دینی، مفاهیم گناه و پیامدهای آن با نگاهی به زندگی حال و آینده بررسی می‌شود. یکی از این مفاهیم، «تناسخ» است که به‌عنوان مجازات اعمال ناشایست مطرح می‌شود. برای مثال، زنی که به همسرش خیانت کند، ممکن است در زندگی بعدی به‌شکل موجودی پست (مانند شغال) متولد شود و بیماری‌های سخت را تحمل کند. این عذاب، بازتاب گناه او در چرخه‌های زندگی بعدی است (Buhler, 1886, p.30).
    ازسوی‌دیگر، در برخی متون دینی و فلسفی، جایگاه زنان به‌عنوان عاملی کلیدی در تعادل و رضایت جوامع مطرح شده است. در جوامعی که زنان از احترام و جایگاه والا برخوردارند، رضایت خدایان جلب می‌شود و شرایط اجتماعی و معنوی بهبود می‌یابد. در مقابل، در جوامعی که زنان را تحقیر می‌کنند، حتی آیین‌های مقدس نیز بی‌ثمر تلقی می‌شوند. این دیدگاه نشان‌دهندة اهمیت نقش زنان در تعادل اخلاقی و معنوی جوامع است (Buhler, 1886, p.56).
    متون دینی و فلسفی هندویی بر پیوند میان اعمال فردی، سرنوشت انسان و جایگاه اجتماعی تأکید دارند. گناهانی چون خیانت، به مجازات‌هایی چون تناسخ در قالب‌های پست می‌انجامند؛ و احترام یا تحقیر زنان، بر مشروعیت آیین‌های دینی و تعادل معنوی جامعه اثرگذار است. 
    4ـ2ـ2. استریدان (Strīdhana) و تأثیر آن بر استقلال زنان
    در اواخر دورة ودایی، مفهوم استریدان (Strīdhana)، که بعدها به جهیزیه تبدیل شد، ظهور کرد. این مفهوم شامل اموال یا هدایایی بود که به زن در هنگام ازدواج داده می‌شد تا آینده‌اش تأمین شود. در این دوره، ازدواج دختران پیش از بلوغ رایج شد و مردان موظف بودند که با دخترانی بسیار جوان‌تر از خود ازدواج کنند. دختران نیز موظف بودند که شوهران خود را بپرستند و نیازهای آنها را برآورده سازند. این تغییرات نشان‌دهندة تحولات عمیق در جایگاه زنان تحت تأثیر عوامل فرهنگی، اجتماعی و مذهبی بود (Roy, 2012, p.128).
    متون پورانه‌ها، مانند اسکاند پورانا (Skanda Purāṇa) و گارود پورانا (Garuḍa Purāṇa)، دستورالعمل‌های زیادی برای زنان ارائه می‌دهند. برای مثال، زن نباید نام همسرش را بر زبان بیاورد تا عمر او طولانی شود (رسمی که هنوز رایج است). همچنین به‌دنیا آوردن پسر برای دستیابی به بهشت و رستگاری، ضروری دانسته شده است. این متون نشان‌دهندة فشارهای اجتماعی و مذهبی بر زنان برای ایفای نقش‌های خاص و پیروی از قوانین سختگیرانه‌اند‌ (Garud Purana, 2000, p.136). 
    در اواخر دورة ودایی، جایگاه زنان تحت تأثیر مفاهیمی مانند استریدان (جهیزیه) و ازدواج زودهنگام تغییر کرد. زنان موظف بودند که شوهران خود را به‌صورت افراطی احترام کنند و نیازهای آنها را برآورده سازند. متون پورانه‌ها نیز دستورالعمل‌های سختگیرانه‌ای برای زنان ارائه می‌دادند؛ مانند اجتناب از بردن نام شوهر و ضرورت به‌دنیا آوردن پسر برای دستیابی به بهشت. این تحولات نشان‌دهندة فشارهای فرهنگی، اجتماعی و مذهبی بر زنان و محدودیت‌های شدید برای آنها در جامعة آن دوران است. 
    5ـ2ـ2. تثبیت پدرسالاری در دوران پورانه‌ها
    در دوران پورانه‌ها (بین سال‌های ۷۵۰ تا ۳۵۰ پیش از میلاد، که در قرون چهارم تا ششم بعد از میلاد در دورة سلسلة گوپتا [Gupta Dynasty] گردآوری شدند)، جامعه به‌طور کامل پدرسالار شد و جایگاه زنان به‌شدت تنزل یافت. زنان همچون اشیا یا حیوانات در نظر گرفته می‌شدند و خریدوفروش یا بخشیدن آنان به‌عنوان هدیه امری رایج بود. این وضعیت تا حدی به استقرار آریایی‌ها در شمال هند و جذب غیرآریایی‌ها (شودراها) در ساختار اجتماعی آنها مربوط می‌شد. شودراها نیروی کار ارزان و منبع وسیعی از زنان را تأمین می‌کردند. ترکیب این عوامل با متون دینی و اعتقادی، جایگاه زنان را تضعیف کرد و استقلال پیشین آنها را از بین برد. این روند به ایجاد دوگانگی جنسیتی و شکاف عمیق بین زنان و مردان انجامید (Tharu & Lalita, 1991, v.1, p.54). ایدئالیسم ودایی، خود در جریان مبارزه با فرهنگ‌های مادی‌گرایانة مادرتباری شکل گرفت و همچنان نشانه‌هایی از این تقابل را در خود حفظ کرده است. 
    6ـ2ـ2. تِریگاتاها (Trīgatāḥ)
    پذیرش تعالیم بودا در حدود ۶۰۰ پیش از میلاد، برای زنان راهی برای رهایی از محدودیت‌های سنتی و رنج‌های اجتماعی بود. این تجربه در تریگاتاها (سروده‌های راهبه‌های کهنسال بودایی) بازتاب یافته است، که در آن، زنان رنج‌ها و اعتراض خود را به ساختارهای سنتی بیان کرده، امکان تعالی معنوی از طریق دارما (تعالیم بودایی) و عضویت در سنگ‌ها (جامعة راهبان) را توصیف می‌کنند. این سروده‌ها آیین‌های سنتی هندوئیسم، مانند رستگاری از طریق غسل در آب را به‌چالش می‌کشند و نشان‌دهندة بیداری فکری زنان بودایی‌اند. همچنین شرایط دشوار زنان بیوه و بی‌پسر، که بدون حمایت اجتماعی در فقر زندگی می‌کردند، در این اشعار به‌تصویر کشیده شده است. این متون بازتابی از جست‌وجوی زنان برای رهایی از محدودیت‌های اجتماعی و معنوی آن دوران است (Bhikkhu, 2013). تریگاتاها با بازتاب رنج‌ها و کوشش زنان برای رهایی و معنویت، سند ارزشمند ادبی، تاریخی و جامعه‌شناختی دربارة وضعیت و تحولات زنان در دوران اولیة بودیسم به‌شمار می‌آید. 
    جمع‌بندی
    هدف پژوهش: بررسی عوامل شکل‌گیری و تقویت نگرش‌های افراطی و تفریطی به زنان در آیین هندو با تمرکز بر زمینه‌های اجتماعی و دینی. 
    الف) عوامل اجتماعی مؤثر
    نظام دیوه‌داسی: تبدیل زنان از جایگاه تقدس به ابزار استثمار و سوءاستفاده.
    نظام طبقاتی: تثبیت ساختاری موقعیت محدودکنندة زنان.
    نقش خانواده: تشدید نابرابری جنسیتی از طریق سنت‌هایی چون جهیزیه، پرده‌نشینی و اطاعت از شوهر. 
    ممنوعیت ازدواج مجدد بیوه‌ها: استمرار تبعیض از طریق تحریم‌های اجتماعی بر زنان بیوه. 
    ب) عوامل دینی مؤثر 
    متون ودایی اولیه: مشارکت زنان در آیین‌ها و برخورداری از برخی حقوق اجتماعی و آموزشی. 
    دورة پساودایی: افول جایگاه زنان با گسترش نظام کاستی، تعالیمی چون منوسمریتی، رسم ساتی، و مفاهیم گناه و تناسخ. 
    دوران پورانه‌ای: تثبیت پدرسالاری و تشدید نابرابری‌ها تحت تأثیر متون مقدس دوره‌های بعدی. 
    جمع‌بندی نهایی: نگرش‌های افراطی و تفریطی به زنان در آیین هندو حاصل تعامل پیچیدة عوامل اجتماعی، دینی و تاریخی‌اند. این نگرش‌ها در طول زمان با تحولات فرهنگی و مذهبی تقویت شده و به شکل‌گیری ساختارهای نابرابر برای زنان انجامیده‌اند. 
     

     

     

     

    References: 
    • منسکی، ورنر (۱۳۹۳). اخلاق در شش دین جهان‌. ترجمة محمدحسین وقار. تهران: روزنامه اطلاعات. 
    • موحدیان عطار، علی و رستمیان، محمدعلی (۱۳۸۶). درسنامة ادیان شرقی. قم: نشر طه. 
    • مطهری، مرتضی (1379). مجموعه آثار استاد شهید مطهری. تهران: نشر صدرا. 
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    هنرجو، مهدی. (1404) عوامل شکل‌گیری و تقویت دیدگاه‌های افراطی و تفریطی دربارة زنان در آیین هندو. فصلنامه معرفت ادیان، 17(1)، 131-150 https://doi.org/10.22034/marefateadyan.2025.5001816.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    مهدی هنرجو."عوامل شکل‌گیری و تقویت دیدگاه‌های افراطی و تفریطی دربارة زنان در آیین هندو". فصلنامه معرفت ادیان، 17، 1، 1404، 131-150

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    هنرجو، مهدی.(1404) 'عوامل شکل‌گیری و تقویت دیدگاه‌های افراطی و تفریطی دربارة زنان در آیین هندو'، فصلنامه معرفت ادیان، 17(1), pp. 131-150

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    هنرجو، مهدی. عوامل شکل‌گیری و تقویت دیدگاه‌های افراطی و تفریطی دربارة زنان در آیین هندو. معرفت ادیان، 17, 1404؛ 17(1): 131-150