معرفت ادیان، سال چهاردهم، شماره سوم، پیاپی 55، تابستان 1402، صفحات 59-76

    تحلیل کد اخلاقی اهیمسا در آیین بودا

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ مجتبی نوری کوهبنانی / دانشجوی دکتری ادیان و عرفان مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) / mojtaba_nouri_kouhbanani@iran.ir
    سیداکبر حسینی قلعه بهمن / دانشیار گروه ادیان مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) / akbar.hosseini37@yahoo.com
    چکیده: 
    می توان ادعا کرد که اخلاق رکنی اساسی و پایه‌ی مشترک فطرت تمام انسان هاست؛ ازاین رو زبان مشترکی برای گفت وگو و مقایسه بین ظرفیت های مختلف ادیان محسوب می شود که تحت عنوان نظام اخلاقی مورد بررسی قرار می گیرد. این نظام اخلاقی دارای اجزا و عناصری است که کدهای اخلاقی اصلی ترین آن است. کد اخلاقی اهیمسا یکی از مهم ترین دستورها در نظام اخلاقی آیین بوداست. طبق این اصل، انسان باید از آسیب رساندن به موجودات جاندار اجتناب کند و اگر چنین چیزی محقق نشود، گرفتار کرمه‌ی بدی خواهد شد که طبق اعتقاد به تناسخ، در زندگی بعدی او اثر منفی خواهد داشت. می توان گفت که مهم ترین اثر این کد اخلاقی، صلح در جهان است که به عنوان یک اصل در جهان برای انسان ها شناخته می شود. در این نوشتار به روش توصیفی ـ تحلیلی کد اخلاقی اهیمسا با بهره گیری از منابع دینی آنان تبیین شده، در ادامه لوازم و تعارض و راه حل های آن بیان می گردد.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    An Analysis of the Ethical Code of Ahimsa in Buddhism
    Abstract: 
    It can be claimed that morality is the main pillar and a common foundation for all human beings’ nature. Therefore, it is considered a common language for dialogue and comparison of capacities in different religions, which is studied under the name of moral system. This moral system includes some components and elements, of which ethical codes are the most important. The ethical code of Ahimsa is one of the most important principles in the moral system of Buddhism. Based on this principle, people should avoid harming living creatures, and if this principle is not observed, they will be afflicted with bad karma, which, according to the belief in reincarnation, will have a negative effect in their next lives. It can be argued that the most important effect of this ethical code is peace in the world, which is known as a principle for all human beings worldwide. Using descriptive-analytical method as well as drawing on religious sources, this article sheds light on the ethical code of Ahimsa and explains its components, conflicts and solutions.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

    مقدمه
    انسان فطرتاً به‌گونه‌اي خلق شده است که در نظر او آسيب رساندن به ديگران مذموم است. درنتيجه اديان مختلف با عنايت به اين موضوع، مواضع مختلفي در اين باب داشته‌اند: برخي جانب افراط و برخي جانب تفريط را در پيش گرفته‌اند و اديان الهي در پرتو دستور خداوند يکتا، جانب اعتدال را برگزيده‌اند. يکي از راه‌هاي بررسي اين موضوع، کاوش در بعد اخلاقي به‌روش کدنويسي است؛ لذا اين تحقيق به‌دنبال تبيين کد اخلاقي «اهيمسا» در آیين بوداست. کد اخلاقي نسخة اجرايي يک آموزة اخلاقي است. شايد در آغاز به‌نظر آسان برسد، لکن با اندکي توجه پيچيدگي آن در عمل نمايان شده، مراعات آن بغرنج مي‌شود. در راستاي کدنويسي اخلاقي مي‌توان به آثار مختلفي که دربارة آیين بودا نوشته شده است، مراجعه کرد که از بين آنها به چند مورد اشاره مي‌شود:
    1. کتاب حکمت بوديسم (هامفريس، 1987)، به ابعاد مختلف زندگي بودایي اشاره دارد و بيان مي‌کند که جزء اصلي همة اعمال بودایيان، شفقت و رحمت نسبت‌به همة موجودات است.
    2. کتاب زندگي بودا (ساديتسا، 1976)، و همچنين کتاب بودا (ياسپرس، 1364)، به زندگي و تعاليم بودا پرداخته‌اند و مي‌شود از لابه‌لاي مطالب اين دو کتاب براي موضوع مورد بحث نکاتي را دريافت.
    3. اخلاق در شش دين جهان (منسكي و ديگران، 1393)، که در برخي موارد، ازجمله چالش‌ها و راهکارها مي‌توان از اين کتاب بهره برد.
    در آثار موجود، اثري که مستقلاً به اين موضوع پرداخته شده باشد، يافت نشد و فقط مي‌توان آثاري که تعاليم بودا را بيان کرده‌اند، مورد واکاوي قرار داد و از تعاليم آن در مورد کد اخلاقي اهيمسا، مطالبي را استخراج کرد.
    1. تعريف واژگان
    1ـ1. اهيمسا
    کلمة Ahimsa از ريشة سانسکريت hiṃs به‌معناي «ضربه زدن» گرفته شده است؛ درحالي‌که a-hiṃsā به‌واسطة حرف نفي a در زبان سانسکريت، برعکس آن و به‌معناي عدم آسيب رساندن يا عدم آزار و خشونت است (گواهي، 1390، ص 17؛ پاني‌پتي، 1360، ص 498).
    2ـ1. کد اخلاقي، اصل، قاعده
    کد اخلاقي در ادبيات اخلاقي سه معنا دارد: الف) نظام اخلاقي؛ ب) اصول و قواعد اخلاقي؛ ج) آیين‌نامة اجرايي اصول و قواعد اخلاقي. نظام اخلاقي سيستمي است که بر مريدان خود حاکم مي‌شود و سلوک آنان را در پيوند‌هاي چهارگانه (رابطة انسان با خدا، خود، ديگران و طبيعت) در جهتي مخصوص راهنمايي می‌کند و انتظام مي‌بخشد. اصول و قواعد اخلاقي شامل حسن و قبح يا بايد و نبايد‌هاي اخلاقي‌اند که براي نظم‌دهي کردار انسان‌ها در نظام اخلاقي جاسازي شده‌اند. در اين ميان، مواردي را که در کشمکش‌هاي اخلاقي استثناپذير نيستند و هميشه جريان دارند، «اصول اخلاقي» گويند و مواردي را که در معارضه با اصول و قواعد بااهميت استثناپذيرند، «قواعد اخلاقي» مي‌گويند؛ اما «کد اخلاقي» به‌معناي سوم داراي اجزا و ارکاني است که در ذيل به آنها پرداخته مي‌شود؛ ازجمله: پيشينة آن اصل يا قاعده، منشأ صدور، اصل يا قاعده بودن، و موارد ديگر (حسيني قلعه‌بهمن، 1396).
    3ـ1. عامل اخلاقي
    «عامل اخلاقي» موجودي است که عالم به فعلِ در حال انجام باشد و قدرت تشخيص بين خوب و بد را نسبت‌به فعلِ در حال انجام داشته باشد (نوری کوهبنانی، 1399). پس اخلاق، تمييزدهندة خوبي از بدي است. بايد توجه داشت که بوديسم تفاسير مختلفي از خوب و بد ارائه کرده است. پس براي تشخيص عامل اخلاقي از منظر بوديسم، ضرورت دارد معناي خوب و بد را بررسي کنيم تا در پرتو شناخت خوب و بد، عامل اخلاقي شناخته شود. انديشه و نيت عمل، نقش مهمي در ارزيابي عمل دارد. در بوديسم، عمل يا «کاما»، تنها به عمل ارادي‌ای گفته مي‌شود که توان پديد آوردن نتايج کارمايي را داشته باشد. تمام اعمال اراديِ صادر از پيکر انسان را، اعم از اينکه لساني باشند يا تعقلي، مي‌توان براساس اصول روان‌شناختي آن، به خوب (kusala) و بد (akusala) تقسيم کرد. عمل خوب به آن دسته از اعمالي گفته مي‌شود که از تنفر، حرص و توهم به‌دور باشند؛ و برعکس، آن اعمالي که در حرص، تنفر و توهم ريشه داشته باشند، عمل بد گفته مي‌شود. براساس اين تفسير، قوة فکري فرد نقش بسزايي در جداسازي خوب از بد دارد (سوماناسيري، 1383، ص 59). تفسير ديگر اين است که از روي نتيجة اعمال فرد مي‌توان خوب و بد را تشخيص داد. اگر حاصلِ رفتاري، به عامل و ديگران زياني نرساند يا موجب توبه در زندگي بعدي نشود، آن عمل خوب است؛ و برعکس، اگر زياني برساند و موجب توبة عامل در اين زندگي و زندگي بعدي شود، بد است. بودا به راهولا راه تشخيص خوب از بد را نشان مي‌دهد. شخص، قبل از انجام عملي، از سه راهِ چشم، زبان و انديشه بايد پيوسته دربارة نتيجة بالقوة رفتارش تأمل کند. در اين راستا براي تشخيص خوبی یا بدی يک عمل، چهار معيار بيان شده است:
    1. اگر فعلي باعث شادي خود و ناخشنودي ديگران شود، بايد به‌عنوان عمل بد از آن دوري کرد؛
    2. اگر فعلي موجب ناراحتي خود و خوشحالي ديگران شود، همچنين بايد به‌عنوان عمل بد از آن دوري کرد؛
    3. اگر فعلي موجب ناخشنودي خود و ديگران شود، بايد به‌عنوان عمل بد از آن احتراز کرد؛
    4. اگر فعلي موجب شادي خود و ديگران شود، بايد به‌عنوان عمل خوب آن را انجام داد.
    براين‌اساس انجام اعمالي که داراي نتيجة خوب براي خود و ديگران باشند، خوب است؛ و بايد از اعمالي که داراي نتيجة بد براي عامل يا ديگران است، پرهيز کرد (همان، ص 60). با اين توضيحات روشن مي‌شود که عامل اخلاقي از منظر بودا، رابطه‌اي با سن خاص ندارد و ملاک در عامل اخلاقي بودن، درک خوب و بد از هم است، که بيان آن گذشت. پس، از منظر آیين بودا، «عامل اخلاقي» کسي است که خوب و بد را از هم تشخيص دهد.
    4ـ1. جاندار
    جزء اصلي همة اعمال بودایيان، پرورش قلبي آکنده از شفقت و رحمت نسبت‌به همة موجودات است (هامفريس، 1987، ص 89ـ90) و اين محبت از قلمرو انسان فراتر می‌رود و همة موجودات را دربر مي‌گيرد (منسکي و ديگران، 1393، ص 172ـ173). صفات شخص آرماني، در فهرستي از شش يا ده پاراميتا (paramita) يا کمال، خلاصه شده که صفت نهم آن «شفقت» است (metta)؛ يعني مهرباني و رحم نسبت‌به همة موجودات (همان، ص 146). در آیين بودا، رفتار اخلاقي در دايرة «سيلا» (sila) قرار مي‌گيرد که براي دستيابي به هدف غايي، به‌منزلة يک قانون و انضباطي ضروري است. يکي از اين اعمال که بايد از آن پرهيز کرد، «کشتن» است (سوماناسيري، 1383، ص 63). ازاين‌رو براي بودایيان، نحوة امرار معاش مهم است و هر شغلي که مستلزم حرکت در خلاف جهتِ اصول باشد، مانند صدمه زدن و...، نامناسب و خطاست. از نظر بودایيانِ سنتي، فهرست حِرَف بد عبارت است از: خريد و فروش سلاح، خريد و فروش برده يا هر موجود زنده و...؛ چراکه براي يک زندگيِ روبه‌اشراق نامناسب خواهد بود (منسکي و ديگران، 1393، ص 159؛ سوماناسيري، 1383، ص 69؛ سوريا، 1379، ص 276). درنتيجه، حفظ جان هر جانداري از منظر آیين بودا لازم است؛ لذا کسي که با موجودات زنده بدرفتاري کند، نجيب نيست. آن کس که به همة آفريدگان شفقت روا دارد، شايستة آن است که وي را نجيب بناميم (سادهاتيسا، 1386، ص 156). ازاين‌رو از ثمرة دست يافتن به دلسوزي بي‌کران آن است که به همة موجودات شفقتِ کامل و دلسوزي ورزيده شود. از طريق به‌کمال رساندنِ مهر و دوستي است که يک بودایي هيچ موجودي را حقير نمي‌شمارد (پاشايي، 1393، ص 305ـ306). دالاي لاما تذکر مي‌دهد که «بودي‌ستوه» ـ يعني دلسوزي و عشقي که قلبِ اشراق است ـ تنها با توجه به رفاه فردي صورت نمي‌پذيرد؛ بلکه رفاه همة موجوداتِ مُدرک را مي‌طلبد. اين امر نيازمند درک عميقي از ارتباط ما با ديگران و آن چيزي است که دوست داشتنِ همة حيات معنا مي‌دهد (همان، ص 239ـ240). بودا چهار طريقي را که موجب خوشبختي مؤمنان غير راهب پس از اين جهان خواهد بود، برمي‌شمارد که يکي از آن چهار مورد اين است که بايد از نابود کردن موجودات جاندار يا آسيب رساندن به آنها و آزار دادنشان بپرهيزيد (سادهاتيسا، 1386، ص 185). در اينجا بايد ديد که از منظر آیين بودا، جاندار به چه چيزي گفته مي‌شود؟ آيا علاوه بر انسان، شامل حيوانات هم مي‌شود يا علاوه بر حيوانات، گياهان را نيز دربرمي‌گيرد يا خير؟
    در پاسخ بايد گفت: دوستي، علاوه بر انسان، به همة موجودات زنده تعميم مي‌يابد؛ مثل دوستي نسبت‌به درخت، که انسان را در مقابل باران و خورشيد حفظ مي‌کند (منسکي و ديگران، 1393، ص 147). هر پيرو بودا بايد هر چند سال يک‌بار درختي را بنشاند و از آن مراقبت کند تا ريشه‌اي مطمئن بيابد (همان، ص 202ـ203). لازم به ذکر است که يکي از آموزه‌هاي بودایي، اصل تساوي موجودات است (سوماناسيري، 1383، ص 222). در زمان بودا، خوردن گوشت ممنوع نبود؛ ولي اعضاي سانگا (انجمن بودایي) اجازه نداشتند حيواني را براي خوراک بکشند يا حتي پرورش دهند؛ زيرا مستلزم گرفتن جان بود؛ اما مجاز بودند گوشتي را که مردان خانواده به آنها مي‌دادند، بخورند؛ مشروط بر آنکه مشخصاً براي آنها کشته نشده و تنها مازاد مصرف مردان خانواده باشد. مردم تبت دقت داشتند که اصل نگرفتن جان را رعايت کنند و کوشيدند کمترين تعداد حيواناتِ لازم را براي تغذية مردم بکشند؛ مثلاً يک گاوميش، در مقايسه با يک جوجه، مردم بيشتري را تغذيه مي‌کرد (منسکي و ديگران، 1393، ص 203). بنابراین اگر بنا بود که حيواني برای تغذيه کشته شود، گاو بر جوجه مقدم بود.
    در سورة دَمّيکَه (25) چنين آمده است: «باشد که او هيچ زنده‌اي را بي‌جان نکند» (پاشايي، 1393، ص 204). پشه‌ها نیز همانند ما، پدر و مادر، فرزندان و خانه و زندگي دارند. همة موجودات ـ حشرات و مارها، ماهي‌ها و طيور، همانند انسان‌ها ـ داراي حق حيات و شادي‌اند؛ هيچ‌يک از ما محق نيستيم در مورد سرنوشت ديگري داوري کنيم. زندگي پيشکش است (اسنلينگ، 1991، ص 67). در اينجا لازم است بيان شود که از منظر بودایيانِ تراوادا، کشتن هميشه نادرست است و تبعات کارمايي بدي دارد؛ اما بودایيانِ ماهايانه مي‌گويند: اگر انگيزة قتل، محافظت از ديگر موجودات مُدرک باشد و اگر اين کار بدون هيچ‌گونه خودخواهي و با پذيرش همة تبعات بد کارمايي آن باشد، عمل نادرستي نيست و نمي‌تواند کارماي بدي را باعث شود (منسکي و ديگران، 1393، ص 196).
    در کل بايد دانست، يکي از مَنهيّاتي که راهبان وظيفه دارند از آن اجتناب کنند، اين است که هيچ موجود زنده‌اي را نبايد بکشند. علاوه بر اين، نبايد بگذارند کسي چنين کند (سادهاتيسا، 1386، ص 132). بودا اين سؤال را مطرح مي‌کند که «چگونه درست‌کاري نصيب يک نفر راهب مي‌شود؟» و شخصاً به اين سؤال پاسخ مي‌دهد: يک فرد راهب از کشتن موجودات زنده اجتناب مي‌کند؛ او از هلاک ساختن موجودات زنده خودداري مي‌کند؛ او چوب‌دستي را به زمين مي‌نهد و اسلحه را به‌دور مي‌افکند؛ او مهربان و رحيم است؛ او خير و سعادت هر موجود زنده‌اي را دوستانه طالب است و اين بخشي از درست‌کاري اوست. انديشة بودایي براي زندگي موجودات، حتي ناچيزترين حيوانات، احترامي فوق‌العاده قائل است. اين احترام، موجب صدور دستورهای بسياري براي زندگي روزانة راهبان شده است؛ مثلاً راهبان نبايد آبي را که آثار حيات حيواني در آن مشهود باشد، بنوشند يا بريزند (الدنبرگ، 1373، ص 272). همة ما را، چه انسان و چه جانوار، قيد درد و رنج به‌هم پيوند مي‌دهد. درنتيجه، بر ماست که بر همة جانداران ترحم روا داريم. کشتن جانداران به هر دستاويزي، گناه است (سادهاتيسا، 1386، ص 133).
    5ـ1. آسيب زدن
    در آیين بودا، همان‌طورکه دوستي با همة موجودات زنده يک ارزش است و به دوستي با درخت هم توصيه شده، آسيب رساندن هم نهي شده است. در آیين بودا، تمام موجودات همانند انسان‌ها در درون خود يک فطرت بودایي يا «تنوير» دارند (منسکي و ديگران، 1393، ص 192)؛ يعني بايد تمام موجودات در يک چرخه به حيات وارد شوند تا بالاخره به نيروانه برسند. موجودات، همه سزاوار يافتن ايمان بزرگ‌اند؛ زيرا آموخته‌اند که همه گوهر بودایي دارند. گوهرِ دلِ تمام موجودات پاک است و شهوات نمي‌توانند آن را بيالايند؛ به آسمان مانَد که هرگز نمي‌تواند آلوده باشد (پاشايي، 1393، ص 269). استحالة نفس، بر تعالي نفس دلالت دارد. بنابراين، استحالة دروني يک رويداد معنويِ ناشي از علت و معلولِ کيهاني است که همة موجودات، اعم از جاندار و بي‌جان، و همه‌جا را دربر مي‌گيرد (سوريا، 1379، ص 59). دليل بر اين قاعده اين است تمام موجودات در سرشت بودایي واحدند. به همين سبب است که به يک بودایي توصيه مي‌شود دربارة دست و پاي معيوب صحبت نکند. ممکن است شما لطيفه‌اي بگوييد که در حقيقت، ضعف و ناتواني کسي را مشهود کند و اين آزار ديگران است؛ حتي اگر به‌صورت لطيفه باشد. يک ضرب‌المثل تبتي مي‌گويد: «از شپش‌هاي کوچکِ موي ديگري چشم بپوشيد و به گاوميش‌ پرسروصدايي که روي دماغتان است، توجه کنيد» (همان، ص 208). پس اگر به ديگران صدمه بزنيم، خود را مجروح کرده‌ایم (همان، ص 233). هر رهروي که دانسته انساني را از زندگي بي‌بهره کند، خود اگر سقط جنين باشد، نه سَمَنَه (بيابان‌گرد) است و نه شاگرد سکيه‌يي (سيدارته گوتمه)؛ مانند سنگي که دوتکه شده است و ديگر نمي‌تواند يکي شود. تو در سراسر زندگي‌ات نبايد دست به چنين کاري بزني (پاشايي، 1393، ص 180). لذا بودایيان مي‌گويند: اگر بتوانيم بي‌آنکه حتي يک مورچه، عنکبوت يا حلزون کوچک را بکشيم، زندگي را بگذرانيم، معلوم است که از برخي عواقب منفي عمل ناپسند رسته‌ايم (سوريا، 1379، ص 139). نکته‌اي که در اينجا لازم است بيان شود، اين است که بودا به‌دلیل همين مسائل، قرباني کردن حيوانات را تقبيح کرده است (جلالي نایيني، 1375، ص 597)؛ پس بي‌آزاري را راه مي‌خوانند، که گفته‌اند: «رهرو از بي‌آزاري آزاد مي‌شود» (پاشايي، 1393، ص 152)؛ و بيان مي‌کنند که رفتار ياري‌رسان داشته باشيم، نه زيان‌رسان، که سرچشمة رهايي و آزادي است (سوريا، 1379، ص 236).
    برخي از راهبان آگاه و مراقب در هند و آسياي جنوب‌شرقي براي جارو کردن حشرات و کرم‌ها از جاده‌اي که از آن مي‌گذرند، از علف جارو استفاده مي‌کنند. آنها اين کار را نه از ترس گزيده شدن، بلکه به این دلیل انجام مي‌دهند که صميمانه مي‌کوشند زندگي را دوست داشته باشند، خدمت کنند و مراعات نمايند. اين رفتار مقدس‌مآبانه براي شروع تمرين بودایي واجب نيست؛ بلکه آرماني است براي به‌حساب آوردن ديگران. عمل‌کنندگاني که به‌خوبي تحول يافته‌اند، مي‌توانند بر طبق اين عقيده عمل کنند که کوچک‌ترين حشره، موجودي گران‌بهاست و درجه‌اي از تلاش، آگاهي و عشق را همچون نيازهاي رفتاري به ما يادآوري مي‌کند. شايد به‌نظر برسد که پيروي از آموزة نکشتن، بسيار ساده است؛ اما در حقيقتِ آن مشکلي نهفته است. براي مثال، اگر مي‌گويم «البته که نمي‌کشم»، خيلي راحت فراموش کرده‌ام در ساعتي از شب که با سرعت اتومبيل مي‌رانم، احتمال دارد ده‌ها يا حتي صدها شب‌پره و حشره را که جذبِ چراغ‌هاي اتومبيل مي‌شوند، کشته باشم؛ اما مي‌توانم بگويم که «عمداً آنها را نکشته‌ام»؛ از روي خشم و با خشونت اين کار را نکرده‌ام؛ ماهي نگرفته و شکار نرفته‌ام؛ اما گاهي گوشت خورده‌ام؛ کمربند و کفش‌هاي چرمي پوشيده‌ام؛ تسبيحم از مهره‌هاي عاجي است و ميليون‌ها کرم ابريشم کوچک بايد جان بدهند تا بتوانم پيراهن زرد لاماي تبتي را بپوشم. در حقيقت، بسيار مشکل است که هيچ‌گاه موجودي را به‌قتل نرسانيم.
    مواد مخدر هم مانع درکِ کامل واقعيت‌هاي جهان می‌شود و موجب تضعيف تصميم‌گيري‌هاي اخلاقي و فرهنگي مي‌گردد و بنابراين به‌مثابة سَم ـ در طبقه‌بندي معاش نادرست ـ قرار مي‌گيرد؛ زيرا مستلزم صدمه زدن به خود و ديگران است (همان، ص 166ـ167). در يک نيايش سنتي چنين آمده است: اميد است هرگز به هيچ‌چيز و هيچ‌کس، حتي به‌اندازة تار مويي، آسيب نرسانم (همان، ص 29).
    حال اين سؤال به‌وجود مي‌آيد که به چه دليلي بودایيان اهيمسا را مطرح مي‌کنند و به آن مي‌پردازند؟
    براي راهبان کيش بودا، تفکر در پنهان‌ترين امر و در کلية اعمال و اقوالِ روزانه مقرون با خلوص و صفاي کامل، ضرورت اساسي به‌شمار مي‌رود. یکی از فرمان‌هاي ناشي از اين ضرورت، هيچ جانور و جانداري را نيازردن (اهيمسا) است (همان، ص 261ـ262).
    بايد توجه داشت که اهيمسا فقط مي‌تواند قسمتي از راه باشد: به‌جاي فقط پرهيز از خشونت، طالب بايد با همه‌چيز و همه‌کس آرام و مهربان رفتار کند؛ بايد دل، مهر و غم‌خوارگي را در خود بپرورد که با هر احساس بدخواهي که تازه پيدا شده است، مقابله کند (همان، ص 83). ازاين‌رو بودایيت، غايت آزادي را به‌صورت نياز محبت بارور کرد و محبت، راه و رسم آزادگي شد. از بي‌آزاري بايد قدم فراتر نهاد و به فداکاري رسيد. در اين راه، اگر لازم باشد، از آزادي نيز بايد گذشت (کريشنا، بي‌تا، ص 29).
    2. پيشينة کد اخلاقي اهيمسا
    ايدة احترام به ahiṃsā، در متون متعارف هندو، جين و بودایي وجود دارد و اين ممکن است در انديشه‌هاي وده‌ايي برهمني ريشه داشته باشد. به‌نظر مي‌رسد که آرمان اَهيمسا از برهمنان به وَرنَه‌هاي (هينلز، 1385، ص 660) پايين‌تر رسيده و در سراسر جامعه گسترش يافته است. البته بايد توجه داشت که ايزدان هندويي، نه شيوا و نه دو تجسم ويشنو (کريشنا و راما)، پرهيز از خشونت را تبليغ نمي‌کنند؛ بلکه انديشة پرهيز از خشونت، تنها در ميان پيشوايان فرقه‌هاي عرفاني دوام آورده است (تاپار، 1387، ج 1، ص 349). اين ايده به منزلت پست کساني منجر شد که وظايفِ کاستشان (دَرمَه)، کشتن را هم شامل مي‌شود؛ مثل قصابان و ماهيگيران. نزد کشتريه‌ها، ميان اين آرمان و وظيفة آنان در نگهداشت دولت به‌مثابة جنگاوران و فرمانروايان، تنشي وجود داشت و به همين دلیل، اَهيمسا را در عمل کنار مي‌گذاشتند؛ چون شاهان و قاضيان هندي به جنگ و مجازات‌هاي سخت يا عذاب قضايي متوسل مي‌شدند (قرايي، 1385، ص 139ـ140)؛ اما اکنون آرمان همة هندوها را خودداري کامل از قهر و خشونت مي‌دانند؛ و به اين صورت، بيشتر، از تأثير گاندي است که مفهوم اَهيمسا بر تفکر صلح‌طلبانة سراسر جهان تأثير گذاشته است (هينلز، 1385، ص 98). اَهيمسا به‌عنوان يک مفهوم اخلاقي، در متون وده‌ايي تکامل يافته و با گذشت زمان، مفهوم آن به‌طور فزاينده‌اي اصلاح شده است؛ تا اينکه اواخر دورة وده‌ا‌يي (حدود پانصد سال قبل از ميلاد) اَهيمسا به بالاترين فضيلت تبديل گشته است. متن‌هاي مختلفي در مهابهاراته (Mahabharata) وجود دارد که بر اهميت اصل اَهيمسا در آیين هندو تأکيد دارد.
    3. منشأ صدور کد اخلاقي اهيمسا
    با توجه به اينکه اين اصل، در آیين هندو ريشه و پيشينه داشته و در کتاب وده‌ها وجود دارد، به‌روشني مي‌توان بيان کرد که منشأ صدور اين کد اخلاقي، نقل است.
    4. کد اخلاقي اهيمسا اصل است يا قاعده
    با عنايت به اينکه کد اخلاقي اَهيمسا ريشه در آیين هندو دارد، ناگزير از آیين هندو شروع به بيان مي‌کنيم. در آیين هندو، اَهيمسا ابتدا به‌عنوان يک قاعده مطرح بود، نه اصل؛ چراکه در جاي‌جاي کتب مقدسشان نقل‌هاي متضادي به‌چشم مي‌خورد که نشان می‌دهد اين ايده نمي‌تواند اصل باشد. این ایده در گذر زمان، تا وقتی که به آیين بودا مي‌رسد، تکامل می‌یابد و به يک اصل تبدیل مي‌گردد؛ لذا به‌عنوان اصلي از اصول پنج‌گانة آیين بودا شناخته مي‌شود. لذا در ابتدا قاعده بود و به‌مرور زمان در آیين بودا تبديل به اصل شده است. البته بايد توجه داشت که در آیين بودا، ازآنجاکه قوانين کشور بر قوانين بودایي حاکم است، ممکن است اين اصل ناديده گرفته شود؛ چنان‌که بيان خواهد شد. لذا اين اصلي است که قابل تغيير است و شايد بتوان گفت يک قاعده‌اي است که در شرايط مختلف قابل تغيير است.
    5. مشوق‌هاي کد اخلاقي اهيمسا
    براي بيان مشوق‌ها، لازم و ضروري است که ابتدا به مباحثي اشاره و سپس به بيان مشوق‌ها پرداخته شود. سيدارته (نام بودا) با مطالعة آموزه‌هاي باستاني هند به‌دنبال پاسخي براي چرايي رنج و چگونگي پايان دادن به آن بود. طبق آیين هندو، پديدة سمساره يا تناسخ، ابدي است؛ اما در زمان سيدارته، آموزه‌هاي جديدي که بعد‌ها وارد اوپه‌نيشدها شد، شکل گرفت؛ ازجمله مفهوم موکشه (نجات). آرمان موکشه، سيدارته را به کفّ نفسِ افراطي واداشت که نتيجة آن، شش سال مراقبة شديد بود؛ به‌گونه‌ای‌که بدنش لاغر و نحيف شده و نيروي جسماني گذشته را از دست داده بود (پربيش، 2006، ص 69). با پشيماني، از اين راه بازگشت و در زير درخت روشن‌شدگي (معرفت) نشست و در سن 35 سالگي به روشن‌شدگي رسيد و در اين زمان بود که اعلام کرد «بودا» شده است (هامفريس، 1987، ص 33؛ ساداتيسا، 1976، ص 29). او نه راه افراط را معرفي کرد و نه زندگي در ناز و نعمت را؛ بلکه او راه ميانه را براي رسيدن به نيروانه معرفي کرد؛ سپس بودا چهار حقيقت شريف و راه هشت‌گانه را تعليم داد که قلبِ آیينش است (موحديان عطار و رستميان، 1386، ص 144ـ147).
    چهار حقيقت جليلِ بودا از علت و ريشة رنج مي‌گويد (ساداتيسا، 1976، ص 34) و راه‌هاي هشت‌گانه مجموعه‌اي از هشت مرحله يا گام است که به پايان دادن به دلبستگي مي‌انجامد. مراحل نخست اين راه، در زندگي هرروزه دست‌‌يافتني است؛ اما مراحل بعدي نيازمند کوشش و يکدلي است (همان، ص 36).
    زيست درست، يکي از اين هشت راه است؛ يعني بايد جوري زندگي کند که هيچ جانداري را نيازارد (هامفريس، 1987، ص 65ـ70) (اهيمسا).
    با عنايت به مطالب ذکرشده، اهيمسا يکي از هشت راه رسيدن به عدم بازتولد است.
    1ـ5. مشوق دروني
    با توجه به مطالب یادشده، مي‌توان اين‌گونه بيان کرد: يافتن چرايي رنج و پاياني بر آن، در روان انسان مشوقي دروني براي يک پيرو بودایي ايجاد مي‌کند تا بتواند مراحل کمال خودش را طي کند.
    2ـ5. مشوق بيروني
    با عنايت به گفته‌هاي يادشده مي‌توان به اين صورت مشوق بيروني را براي يک بودایي توضيح داد: رهايي از سمساره و رسيدن به نيروانه، يعني فرونشاندن عطش تمايلات و گريز و آزادي از سلسلة علل پيدايش‌ها و رنج جهاني و ساحل ممتاز و کمال مطلوبي که بر اثر طريق هشت‌گانة بودایي تحقق مي‌پذيرد (شايگان، 1389، ج 1، ص 165). ازآنجاکه غايت يک بودایي اين است که به اين مرحله برسد، اين خود بزرگ‌ترين مشوق بيروني براي يک پيرو بودایي خواهد بود.
    3ـ5. مشوق دنيوي
    با روشن شدن نکات مطرح‌شده، مي‌توان رهايي از سمساره را يک مشوق بيروني دنيوي براي يک بودایي در نظر گرفت؛ با اين توضيح که يک بودایي تا اَهيمسا و باقي گام‌ها و رفتارها را رعايت نکند و از کرمة (پربيش، 2006، ص 18) بد آن دوري نکند، در چرخة تولدهاي مکرر خواهد بود و درنتيجه به کمال خودش که رسيدن به نيروانه باشد، نائل نخواهد شد (ناردو، 1388، ص 79)؛ لذا اين امر سبب مي‌شود تا مشوقي بيروني و دنيوي باشد تا پيرو بودا اَهيمسا را رعايت کند.
    4ـ5. پس از زندگي فعلي
    با رعايت کردن اصول بودایي و انجام دستورات او، شخص بودایي پس از مرگش متوقع است که در زندگي بعدي وضع بهتري نسبت‌به زندگي پیشین برایش حاصل شود يا اينکه زندگي بعدي او رسيدن به نيروانه باشد و اين خود بزرگ‌ترين عاملي است که يک پيرو بودایي مي‌تواند با پيروي از آن به زندگي پس از مرگش اميدوار باشد و در پرتو انجام اصول بودایي به نيروانه برسد.
    5ـ5. مشوق قانوني
    مشوق قانونی اين است که يک بودایي نيز اين قابليت را دارد که به مقام بودایي برسد و همين امر سبب مي‌شود قوانيني را که بودا وضع کرده است، با جان و دل بپذيرد و رعایت کند و اين خود مشوقي است براي اينکه شخص بودایي دستورات را انجام دهد و به مرتبة بودا برسد.
    6ـ5. مشوق عرفي
    مشوق عرفی اين است که شخص بودایي با انجام دستورات بودا نزد مردم مورد احترام قرار خواهد گرفت؛ همان‌طورکه سيدارته مورد احترام پنج مرتاض قرار گرفت. البته مرتاض‌ها قرار گذاشته بودند که به او توجه نکنند؛ اما همين‌که سيدارته نزديک شد، آنها تفاوت را در او مشاهده کردند. لذا اين مشوق عرفي باعث مي‌شود که يک پيرو بودا در انجام قوانين وضع‌شده از طرف بودا سخت‌کوشي داشته باشد و تمام و کمال آنها را انجام دهد.
    6. ضمانت‌هاي اجرايي کد اخلاقي اهيمسا
    1ـ6. ضمانت اجراي دروني
    هر انساني فطرتاً طالب اين است که به نيروانه برسد؛ چراکه فطرت او بودایي است (منسکي و ديگران، 1393، ص 192). حال اگر شخص بودایي به دستورات بودا بي‌توجه باشد و در انجام تکاليف او سستي کند يا انجام ندهد، از چرخة تولد‌هاي مکرر رهايي نخواهد يافت و لذا در سمساره باقي خواهد ماند و درنتيجه به نيروانه نائل نخواهد شد (هامفريس، 1987، ص 124). ازاين‌رو اين امر، خود محرکي بزرگ در جهت انجام دستورات بودا خواهد بود و ضامني دروني براي انجام قوانين بوداست.
    2ـ6. ضمانت اجراي بيروني
    1ـ2ـ6. ضمانت اجراي دنيوي
    در صورت عدم انجام دستورات بودا، انسان در چرخة تناسخ و سمساره باقي خواهد ماند و درنتيجه به نيروانه که غايت يک بودایي است، نمي‌رسد؛ که در اين صورت، از جملة بودایيان شمرده نخواهد شد و همين امر خود يک عامل بيروني است تا تحت فشار اين افکار، خود را ملزم به انجام دستورات کند.
    2ـ2ـ6. ضمانت اجراي پس از زندگي فعلي
    ازآنجاکه در آیين بودا خداي خالقي وجود ندارد (ناردو، 1388، ص 77)، لذا داراي شريعتي هم نيست؛ اما دستوراتي براي بهتر زندگي کردن و به‌اصطلاح به نيروانه رسيدن را توصيه مي‌کند. ازاين‌رو در اينجا بحث دربارة ضمانت اجراي اخروي مطرح نیست.
    يک بودایي اگر به قوانيني که آیین بودا بيان کرده است، گردن ننهد، در نتيجة آن، خروج از سمساره محقق نخواهد شد و رسيدن به نيروانه منتفي مي‌شود و لذا بايد در چرخة سمساره باقي بماند؛ درنتيجه براي اينکه هرچه زودتر به نيروانه برسد، خود را ملزم به انجام دستورات بودا مي‌کند. لازم به ذکر است که از منظر بودایيان، هيچ‌کس به نظرية متافيزيکي به‌خاطر خود آن، علاقه‌مند نيست. دمَّه، که نظم يا الگوي بنيادين چيزهاست (هينلز، 1385، ص 292)، مي‌بايست جهت‌گيري عملي داشته باشد؛ مثلاً تقريباً همة ايدئولوژي‌هاي رهروان جنگل‌نشين سعي داشتند از خشونت جامعة نو کم کنند و اخلاق اهيمسا را که از مهرباني و صميميت حمايت مي‌کرد، ارتقا دهند (آرمسترانگ، 1387، ص 59).
    7. لوازم اجراي کد اخلاقي اهيمسا
    1ـ7. آموزش
    داستان‌هايي نقل مي‌شود که در آنها بودا کودکان را از بي‌رحمي در قبال حيوانات برحذر مي‌داشت. در يکي از اين موارد، روزي به چند پسر برخورد که يک ماهي را در آب‌انبار تقريباً بي‌آب و خشکي انداخته بودند و با جست‌وخيزهاي نااميدانة آن حيوان، خود را سرگرم می‌ساختند و تفريح مي‌کردند. بار ديگر با پسراني برخورد کرد که با چوب به يک مار حمله مي‌کردند. بنا بر روايات، بودا از اين فرصت‌ها سود مي‌جست تا قانون عليتِ اخلاقي را توضيح دهد؛ يعني اين قانون که هر کسي به‌لحاظ اخلاقي مسئول پيامد‌هاي اعمال خود، اعم از خوب و بد، مي‌باشد؛ اما درعين‌حال، ازآنجاکه او مردي واقع‌نگر و داراي درک روان‌شناختي انساني بود، به‌نظر مي‌رسد که به هوشمندي‌هاي طبيعي کودکان توجه داشت؛ درست به همان اندازه که پدر و مادرها و آموزگاران هميشه در کوشش خود براي بازداشتن کودکان و جوانان از جانورخويي نابخردانه توجه دارند. ازهمين‌رو از آنها مي‌پرسيد: آيا دوست داريد کسي با شما همين کار را بکند؟ (سادهاتيسا، 1386، ص 95) اين برخورد بودا و بودایيان با اين مسائل، سبب مي‌شد تا پيروان بيش‌ازپيش با اين کد اخلاقي آشنا شده، به انجام آن مصمم شوند. اگر‌چه اين آموزش وجود داشت، اما در کنار اين آموزش، به‌طورکلي بودایيان ترجيح مي‌دهند که دربارة هر موضوعي جزم‌انديش نباشند. تعصب دربارة هر نظري را، که گويي آنها مطلق است، خطا مي‌شمارند. تصميم‌گيري، با توجه به اصول، به وجدان فرد واگذار شده است (منسکي و ديگران، 1393، ص 204). لذا آموزش صرفاً جنبة توصيه‌اي خواهد داشت و اجباري در کار نيست؛ چراکه هر گزارة مطلقي را منکر هستند. بگذريم که خود اين مطلب مشتمل بر تناقض است.
    2ـ7. فعليت بخشيدن به مشوق‌ها
    براي بودایيان مهم است که به‌عنوان مردمي نوع‌دوست عمل کنند (همان، ص 146)؛ ازاين‌رو يمَه (خودداري)، طالب را از کشتن يا آزار مخلوقي ديگر منع مي‌کند. کد اخلاقي اهيمسا عزم مقاومت در برابر آرزو و رسيدن به وضوح ذهني و جسمي مطلق را منعکس مي‌کند که ميان اکثر مرتاضانِ گنگ، مشترک است (آرمسترانگ، 1387، ص 70). پيروان گوتمه هميشه بيدارند و ذهنشان هميشه شب و روز به بي‌آزاري شاد است (کريشنا، بي‌تا، ص 116). طبق اين اصل اخلاقي بود که بودایيان از جنگ و خون‌ريزي اجتناب مي‌کردند و هر حاکميتي هم در جايي که بودایيان حضور داشتند، از اين اصل غفلت نمي‌کردند و تصميمات خود را در پرتو اين اصل پايه‌ريزي مي‌کردند؛ لذا همين امر سبب تشويق دولت‌ها و حکومت‌ها مي‌شد تا در راستاي عدم خشونت و آزار نرساندن به ديگران، از جنگ اجتناب کنند و صلح برقرار باشد.
    3ـ7. فعليت بخشيدن به ضمانت‌هاي اجرا
    1ـ3ـ7. دخالت مستقيم
    بودا نه‌تنها صلح و عدم خشونت را تعليم مي‌داد، بلکه در موقع منازعه ميان ساکياها و کُلياها، که نزديک بود درگير يک جنگ خونين شوند، شخصاً براي جلوگيري از جنگ به ميدان رفت و در مورد حل اصل قضيه، که همانا تقسيم آب رود روهيني (Rohini) بود، مداخله کرد. همچنين سخنان او از حملة آجاتاساتو به قلمرو واجي جلوگيري کرد (سادهاتيسا، 1386، ص 186). پس يکي از مواردي که مي‌توان به‌عنوان فعليت بخشيدن به ضمانت اجرا مطرح کرد، حضور فيزيکي شخص بودا در برخي مسائل بود. ازاين‌رو بودا به پيروان خود توصيه مي‌کرد که مگذاريد دست به کشتن بزنند يا سبب کشته شدن جانداران شوند يا کشتنِ ديگران را تصديق کنند؛ آنگاه او از آزار همة جانداران، هم آنها که نيرومندند و هم آنها که در جهان مي‌لرزند، خويشتن‌داري مي‌کرد (پاشايي، 1393، ص 203). علت اين کار بودا را هم مي‌توان انديشة کارما دانست که به ما مي‌آموزد: آنچه مي‌کاري درو مي‌کني و درو مي‌کني آنچه مي‌کاري. هيچ کردار، گفتار يا پنداري از نظر معنوي تلف نمي‌شود. هر نيت خوب، در مرحله‌اي از توالي طولاني تولدها و مرگ‌ها ثمرة خوب دارد که موجب تنوير مي‌شود. کارماي بد ممکن است موجب تولدي دوباره در دوزخ شود؛ اما هيچ‌يک از اين حالات، هميشگي نيست (منسکي و ديگران، 1393، ص 182).
    8. بازخوردگيري
    در بازخوردگيري از کد اخلاقي اهيمسا مي‌توان به بررسي چالش‌هاي اجراي اين کد پرداخت، که در ذيل به‌تفکيک به آنها اشاره خواهد شد.
    1ـ8. اشکال مختلف چالش‌هاي اخلاقي
    1ـ1ـ8. چالش کد اخلاقي اهيمسا با کدهاي خارج از حوزة اخلاق
    الف) تعارض حفظ جان در مقابل تهديد جان
    ازآنجاکه نخستين اصل، اهيمساست، بودایيان آشکارا خشونت را تأييد نمي‌کنند. فرض کنيد که تفنگداري وارد خانه‌اي شود و زندگي فرزندان صاحب‌خانه را تهديد کند. چه واکنشي بايد از خود نشان دهند؟ اگر به تفنگدار صدمه وارد کنيم، با اين اصل در تضاد است و اگر خواسته باشيم نسبت‌به کشتار بي‌تفاوت باشيم، بازهم با آموزة بودا مبني بر اينکه از آسيب رساندن هم بايد جلوگيري کرد، در تضاد است. در اينجا يک بودایي بايد پاسخ دهد که چه کاري صورت خواهد داد.
    ب) تعارض اصل خودداري از صدمه زدن با جلوگيري از بارداري
    جلوگيري از بارداري به‌عنوان امري شايع در جوامع جهاني مطرح بوده و هست. تعارضي که در اين مسئله وجود دارد، اين است که طبق نظر يک بودایي، اصل بر اين است که صدمه و آسيبي به کسي وارد نشود. حال بايد بررسي شود که آيا جلوگيري از بارداري مي‌تواند در نقطة مقابل اين اصل قرار گيرد يا خير؟ اين تصميم مستلزم اين بحث است که زندگي در چه زماني شروع مي‌شود يا اينکه آيا اسپرم يا تخمک بارورنشده يا بارورشدة قبل از جايگزيني در زهدان داراي حياتِ واقعي يا بالقوه است يا خير؟ با توجه به اينکه اسپرم يا تخمک داراي حيات‌اند و مخلوط اين دو با هم يک انسان را تشکيل خواهد داد، لذا جلوگيري از بارداري، و به‌عبارت‌ديگر، نابودي اسپرم يا تخمک، خلاف اين اصل اخلاقي خواهد بود؛ که يک بودایي برای ارائة راه‌حل، بايد به اين مسئله پاسخ دهد.
    2ـ1ـ8. چالش کد اخلاقي اهيمسا با يک کد اجتماعي، سياسي، امنيتي، اقتصادي، پزشکي
    الف) تعارض کد اخلاقي اهيمسا با کد اجتماعي
    موضوع مرگ بي‌درد، موضوع مهمي است که با مراقبت از سالمندان، بيماران لاعلاج و مبتلايان به معلوليت‌هاي سخت، ارتباط پيدا مي‌کند. بايد توجه داشت که ازجمله اصول بوديسم، پذيرش اين تعهد است که به هيچ موجود زنده‌اي صدمه نزنند. اين اصل بدان معناست که اقدام به مرگ بي‌درد بايد از نظر صدمة جسمي و روحي به خود يا ديگران، با دقت بررسي شود. صدمه، به صرف گرفتن حيات فيزيکي محدود نمي‌شود؛ بلکه اعمال فشار رواني را نيز شامل است. به‌طورکلي، ممکن است سالمند ـ برای مثال ـ از اينکه به باري بر دوش خانواده يا بر کل جامعه تبديل شود، نگران باشد (همان، ص 177). علاوه بر اينکه انديشة قانون در جامعه، به‌عنوان يک نيروي مثبت و مقوّم و نه‌فقط نيروي تحريمي و تنبيهي، طرح مي‌شود. قانون مي‌کوشد تا ارزش صدمه نزدن را با تحريم قتل و... حفظ کند. تعارض ميان اصول و قوانين کشورِ محل زندگي (که اولي داوطلبانه پذيرفته می‌شود و تبعات آن بر پاية انگيزه استوار است و بر مبنايي کارمايي عمل مي‌کند و دومي در صورت سرپيچي از قوانين، تهديد به مجازات کرده است)، تنش‌هايي را موجب می‌شود (همان، ص 179). پس يک گزاره وجود دارد به‌عنوان «مرگ بي‌درد» و گزارة ديگر «اصل اهيمسا»ست. به‌عبارت‌ديگر، اين چالش زماني حاصل مي‌شود که يک بودایي در کشوري زندگي مي‌کند که مرگ بي‌درد به‌عنوان قانون در حال اجراست و ازسوی‌ديگر از اصول يک بودایي، عدم آزار به ديگران است که بايد ديد در اينجا يک بودایي چه راهي را پيش خواهد گرفت.
    ب) تعارض کد اخلاقي اهيمسا با کد امنيتي
    تعارض قتل (اعدام) با گرفتن جان: بودایيان دربارة مقتضي يا مفيد بودن اعدام از نظر جلوگيري از تکرار جرم، اين‌گونه استدلال مي‌کنند: اول، اين خوف وجود دارد که اعدام، بدون تحقق نقش پيشگيرانة خود، موجب خشونت بيشتر و قتل‌هاي ديگري شود. بايد اذعان کرد که در آن صورت، تصميم بايد بر سطح توسعة آن جامعة خاص متکي باشد و اينکه آموزش براي کمک به ارتقای معنوي جوامع، ضروري است. دوم اينکه بعضي از بودایيان بديل‌هايي را براي مجازات اعدام پيشنهاد مي‌کنند؛ مانند تبعيد به جزايري که به‌شکل زندان درآمده است. برخي پيشنهاد مي‌کنند که اين مجازات به‌مثابة تهديدي در کتاب‌هاي قانون گنجانده شود؛ اما حتي‌المقدور هيچ‌گاه به‌اجرا درنيايد. گروهي از بودایيان نيز اين نکتة متقن را مطرح مي‌سازند که کل مفهوم عقوبت با تعاليم بودایي متا (شفقت) و کارونا (رحمت) تناقض دارد. بعضي بودایيان مي‌گويند که اعدام را هرگز نمي‌توان تأييد کرد؛ زيرا هيچ‌چيز نمي‌تواند گرفتن جان را معذور دارد (همان، ص 182ـ183). بنابراین در مواردی که شخصي خلافي مرتکب شده که عقوبت آن اعدام است، اگر اعدام شود، برخلاف اصل اخلاقي اهيمسا خواهد بود؛ و اگر اعدام نشود، باعث مي‌شود که شخص جري شود و کار خودش را تکرار کند. در اين زمان است که بايد بودایي به اين مسئله پاسخ دهد.
    ج) تعارض قول و فعل
    بودایيان مي‌گويند که در اين عصر و زمان، برخي از مسيحيان و مسلمانان مي‌توانند دوستان حقیقتاً خوبي براي ما باشند؛ لکن در عمل، در جريان ميانمار، آنان مسلمانان را تکه‌تکه کردند. اين چگونه قابل جمع است؟ با اينکه بودایيان خواستار وحدت نوع بشر در زمين هستند و مليت‌گرايي و نژادپرستي را اَشکالي از حرص، تنفر و فريب مي‌دانند، پس چرا چنين رفتار مي‌کنند؟ دالاي لاما مي‌گويد: آنچه اهميت اساسي دارد، رحمت، محبت به ديگران، دغدغة آلام ديگران و کاهش خودپسندي است. احساس مي‌کنم که انديشة رحمت، نفيس‌ترين چيزي است که وجود دارد؛ و آن چيزي است که تنها ما انسان‌ها مي‌توانيم به‌وجود آوريم؛ و اگر قلب خوبي آکنده از گرمي و صميميت داشته باشيم، ما خود خوشحال و خشنود خواهيم بود و دوستان ما نيز محيطي دوستانه و مسالمت‌آميز خواهند داشت. اين شيوه را مي‌توان در رابطة ملت با ملت، کشور با کشور و قاره به قاره تجربه کرد (همان، ص 189). با توجه به اين مطالب، يک بودایي باید موضع خودش را در خصوص اين تعارض روشن کند؛ علاوه بر اينکه معلمان اشراق‌يافته، درد و رنج ديگران را در مقابل ديدگانشان مي‌بينند و به ديگران براي رهايي از کارماي سخت و سرنوشتي که به‌علت کنش‌هاي منفي گريبان‌گيرشان شده است، کمک مي‌کنند (سوريا، 1379، ص 179). بااين‌حال، چگونه است که جان عده‌اي از مسلمانان را مي‌گيرند؟
    3ـ1ـ8. چالش کد اخلاقي اهيمسا با يک کد اخلاقي ديگر
    الف) تعارض کد اخلاقي اهيمسا با سقط جنين
    سقط جنين به‌عنوان مسئلة شايعي در کل جهان وجود دارد؛ چه قانوني و چه غيرقانوني. به‌اعتقاد بودایيان، هستي با بسته شدن نطفه آغاز مي‌شود. بنابراين، سقط جنين مسلماً گرفتن يک زندگي است که بايد از آن پرهيز کرد (منسکي و ديگران، 1393، ص 175). سقط جنين به‌عنوان مصداقي از صدمه زدن به حيات است و اين کار مسئوليت سنگيني دارد (همان، ص 150). تعارض در اين است که اگر يک بودایي در کشوري ساکن باشد که سقط جنين به‌صورت قانون درآمده باشد، در اين صورت تعارض کد اخلاقي اهيمسا با قانون کشور ساکن به‌وجود خواهد آمد که بايد ديد راه‌حل يک بودایي برای اين مسئله چيست.
    ب) تعارض کد اخلاقي اهيمسا با خودش
    در تعارض حفظ حيات جنين و آسيب رسيدن به مادر، کدام مقدم مي‌شود؟ توضیح آنکه از منظر بودایيان، اصل اين است که آسيبي به کسي وارد نشود. در هر صورت، مسئله‌اي که به‌وجود مي‌آيد اين است که اگر خواسته باشيم به اين اصل اخلاقي پايبند باشيم، لازمه‌اش اين است که به مادر آسيب برسد، که در اين مورد، آسيب در برابر آسيب است. بايد ديد يک بودایي در اين زمان چه مي‌کند و کدام را مقدم مي‌شمارد.
    2ـ8. راه‌حل چالش‌ها
    1ـ2ـ8. راه‌حل تعارض حفظ جان در مقابل تهديد جان
    يک بودایي توصيه مي‌کند که بکوشيد ضمن محافظت از تمام اعضاي خانواده و بدون آنکه به ديگران صدمه‌اي وارد شود، آن مرد را خلع سلاح کنيد. اگر لازم باشد که در ضمن عمل به او صدمه‌اي بزنيد يا او را بکشيد، به دو طريق مي‌توان به اين عمل نگريست: بودایيان تراوادا بر اين عقيده‌اند که حتي با در نظر گرفتن نيت فرد، کشتن هميشه نادرست است و تبعات کارمايي بسيار وخيمي در اين دنيا و در دنياي ديگر دارد؛ بودایيان ماهايانا مي‌گويند که اگر انگيزة قتل، محافظت از ديگر موجودات مُدرک باشد و اگر اين کار بدون هيچ‌گونه خودخواهي و با پذيرش همة تبعات بد کارمايي آن باشد، عمل نادرستي نيست و نمي‌تواند کارماي بدي را باعث شود (همان، ص 196).
    2ـ2ـ8. راه‌حل تعارض اصل خودداري از صدمه زدن با جلوگيري از بارداري
    بودایيان به انگيزة شخص براي استفاده از وسايل جلوگيري از بارداري توجه مي‌کنند. اگر اين عمل برای سلامتي مادر يا براي رفاه فرزندان موجود يا حتي از سر دغدغه‌اي براي رشد جمعيت باشد، مي‌توان آن را اقدامي مسئولانه تلقي کرد (همان، ص 201)؛ وگرنه فرد گرفتار کرمة بد شده، چرخة توالد او تکرار خواهد شد. پس در اين تعارض، ملاک، نيت شخص بودایي است و راه‌حل هم همان است.
    3ـ2ـ8. راه‌حل تعارض کد اخلاقي اهيمسا با کد اجتماعي (مرگ بي‌درد)
    با عنايت به مطالب ذکرشده و با توجه به اينکه يک بودایي هيچ قانون مطلقي را نمي‌پذيرد، در اين صورت مي‌توان به اين نتيجه رسيد که از منظر يک بودایي، در چالش بين مرگ بي‌درد که قانون يک کشور شده و اصل اخلاقي اهيمسا که عدم آزار رساندن به ديگران است، چون قانون يک کشور لازم‌الاجراست و با متخلف برخورد خواهد شد و ازسوی‌ديگر يک بودایي قانون مطلقي ندارد، علي‌القاعده وی اصل اهيمسا را کنار خواهد گذاشت و طبق قانون کشور عمل خواهد کرد. پس در اين چالش، يک بودایي جانب مرگ بي‌درد را خواهد گرفت.
    4ـ2ـ8. راه‌حل تعارض کد اخلاقي اهيمسا با کد امنيتي (تعارض اعدام«قتل» با گرفتن جان)
    در اين مورد، علي‌القاعده يک بودایي چنين خواهد گفت: بستگي به نيت شخص خواهد داشت؛ اگر نيت او اين است که از کشتن‌هاي ديگر جلوگيري کند، که دستور بوداست، در اين صورت در راستاي حفظ موجودات مُدرک، اگر با صدمه زدن به شخص خطاکار امکان ايجاد مانع نبود، در اين شرايط مي‌توان با نيت حفظ موجودات مُدرک آن شخص را به‌قتل رساند و با اين وضعيت، کرمة بدي را دربر نخواهد داشت. البته لازم به ذکر است که بودایيان تراواده اساساً با کشتن مخالف‌اند و مي‌گويند: با هر نيتي قتل انجام شود، بازهم کرمة بد را خواهد داشت. درنتيجه از ديد بودایيان تراواده، اين چالش بدون پاسخ خواهد ماند.
    5ـ2ـ8. راه‌حل تعارض قول و فعل
    علي‌القاعده و ازآنجاکه بودایيان قانون مطلقي ندارند. لذا هرجا که احساس خطر کنند و هرجا که در ترازوي منفعت و ضرر، جنبة ضرر غالب شود، اصول خود را کنار گذاشته و خلاف آن را انجام خواهند داد. نمونة بارز آن که در زمان معاصر اتفاق افتاد و چشم جهانيان با آن روبه‌رو شد کشتار مسلمانان ميانمار بود که در آن بودایيان با زير پا گذاشتن اصل اخلاقي خود يعني عدم آزار رساندن به جانداران دست به کشتار انسان‌ها زدند و اين‌ کار خود را با توجيحات مختلف بيان کردند. لکن آنچه واضح است اين است که بودایيان بدون توجه به اصل اخلاقي خود مبني بر عدم آزار رساندن به ديگران و همچنين با ناديده گرفتن قوانين بين‌المللي که حاکم بر جهان است با قتل انسان‌هاي ديگر اين کرمة بد را براي خود ساختند. لذا در اين چالش هيچ پاسخي نخواهند داشت.
    6ـ2ـ8. راه‌حل تعارض کد اخلاقي اهيمسا با سقط جنين
    طبق آیين بودا، ازآنجاکه قوانين کشور ساکن، حاکم بر اصول اخلاقي آنان است، اگر يک بودایي در کشوري زندگي کند که سقط جنين قانوني است، اصل اخلاقي اهيمسا کنار گذاشته مي‌شود و جانب سقط جنين گرفته مي‌شود؛ اما اگر سقط جنين در کشور ساکن قانون نشده باشد، اصل اهيمسا مقدم است و سقط جنين داراي کرمة بد خواهد بود.
    7ـ2ـ8. راه‌حل تعارض کد اخلاقي اهيمسا با خودش
    در خصوص تعارض حفظ حيات جنين و آسيب رسيدن به مادر، ممکن است شرايطي پيش آيد که در آن، حيات يک رويان فداي زندگي مادر شود؛ که تنها مردم بسيار عاقل و رحيم مي‌توانند تصميمي قابل اتکا اخذ کنند. لازم است که هر مورد به‌تنهايي و با توجه به ماهيت آن، براساس نيتي که وراي عمل مردم وجود دارد، مورد بررسي و قضاوت قرار گيرد. اگر خودکشي يا سقط جنين روشي براي اظهار يأس، تنفر يا خودخواهي باشد، در حکم عملي است که از آن تنها کارماي بد به‌وجود مي‌‌‌آيد؛ اما اگر ريشة اين عمل، رحمت نوع‌دوستانه نسبت‌به ديگران باشد، نمي‌توان آن را کاملاً نادرست تلقي کرد. براي گرفتن جان، يک مسئوليت کارمايي وجود دارد که با نيتِ خوب تعديل مي‌شود. بدين‌منظور، بودایيان ديدگاهي عمل‌گرايانه ـ يعني بررسي هر مورد به‌تنهايي و توجه به رهنمودهاي کلي رفتار عاقلانه ـ اتخاذ مي‌کنند و از تفکر در قالب مطلق‌هاي اخلاقي اجتناب مي‌ورزند (منسکي و ديگران، 1393، ص 176).
    9. جمع‌بندي کد اخلاقي اهيمسا
    کد اخلاقي اهيمسا در منابع آیين بودا به‌صورت پراکنده در دستورات وجود دارد و مي‌توان گفت به‌عنوان يک قاعده در آیين بودا مطرح است و ازآنجاکه طبق آیين بودا هيچ قانون مطلقي وجود ندارد و ازسوی‌ديگر طبق اين آیين، قوانين حاکم بر کشور بر قوانين آیين بودا حاکم است، مي‌توان اين‌گونه بيان کرد که آیين بودا يک آیين نسبي است که در هر کشوري با قوانين آن کشور همزيستي خواهد داشت و همانند خميري است که شکل داده مي‌شود. ازاين‌رو ممکن است در کشوري اصل اخلاقي اهيمسا در مورد مسئله‌اي به‌گونه‌اي باشد و همين مسئله در کشوري ديگر به‌گونه‌اي متفاوت باشد. همان‌طورکه بيان شد، بزرگ‌ترين مزيت کد اخلاقي اهيمسا از منظر آیين بودا، گسترش صلح در جهان است. طبق اين کد اخلاقي، يک انسان نبايد باعث از بين رفتن جانداري شود و همين خود باعث بسط صلح در جهان خواهد شد؛ اما سؤال اينجاست که آيا اين محقق مي‌شود يا خير؟ با بررسي‌هايي که صورت گرفت، در مقام عمل پيروان آیين بودا با تعارضات مختلفي روبه‌رو هستند که در بيشتر مواقع کاري را انجام مي‌دهند که درواقع ناديده گرفتن جان جاندار است و در برخي موارد اصلاً توجهي به اين بعد ندارند و جانداري را از بين مي‌برند که نمونة بارز آن در عصر حاضر در ميانمار اتفاق افتاد.
    نتيجه‌گيري
    کد اخلاقي اهیمسا يک نسخة اجرايي در آیين بوداست که جايگاه بالايي در این آیین دارد. شايد در نگاه اول، عمل به اين کد اخلاقي راحت به‌نظر برسد؛ اما با اندک تأملي مشکلات آن نمايان مي‌شود. در اين مقاله با مراجعه به منابع آیين بودا به تبيين اين کد اخلاقي و در ادامه به نقد و بررسي آن پرداخته شد. بنا بر سخنان بودایيان که خودشان را جلودار صلح در جهان مي‌دانند، رعايت اين کد اخلاقي فوق‌العاده مهم است و همين امر هم سبب گرايش برخي افراد به اين دين شده است. مي‌توان گفت، مهم‌ترين چالشي که اين کد اخلاقي با آن مواجه است، بحث تعارض قول و فعل است که بيان شد و پیروان بودا پاسخي قانع‌کننده براي آن ندارند و بيشتر به‌دنبال منفعت خودشان هستند تا اجراي اين کد اخلاقي. کد اخلاقي اهيمسا در آیين بودا، هم در مقام نظر و هم در مقام عمل، داراي مشکلات مختلفي است که پيروان آیين بودا بايد پاسخگو باشند.

    References: 
    • آرمسترانگ، کَرِن، 1387، بودا، ترجمة نسترن پاشايي، تهران، فراروان.
    • پاشايي، عسگري، 1393، چرخ و نيلوفر، قم، اديان.
    • پاني‌پتي، نظام، 1360، جوگ باسشت، در فلسفه و عرفان هند، ترجمة سيدمحمدرضا جلالي نایيني و ن. س. شو کلا استاد دانشگاه دهلي، بي‌جا، شرکت افست سهامي عام.
    • تاپار، روميلا، 1387، تاريخ هند، ترجمة همايون صنعتي‌زاده، قم، اديان.
    • جلالي نایيني، سيدمحمدرضا، 1375، هند در يک نگاه، تهران، شيرازه.
    • حسيني قلعه‌بهمن، سيداکبر، 1396، «تحليل کد اخلاقي محبت در آیين کاتوليک»، اخلاق‌پژوهي، ش 3، ص 91-110.
    • الدنبرگ، هرمان، 1373، فروغ خاور: زندگي، آیين و رهبانيت بودا، ترجمة بدرالدين کتابي، چ سوم، تهران، اقبال.
    • سادهاتيسا، هـ. .، 1386، بودا و انديشه‌هاي او، ترجمة محمدتقي بهرامي حران، چ دوم، تهران، جامي.
    • سوريا، داس، 1379، بيداري بوداي درون، ترجمة مليحه کرباسيان، تهران، مرداد.
    • سوماناسيري، گاليله، 1383، آموزه‌هاي بودا و کنفوسيوس، ترجمة اکبر برخورداري، تهران، الهدي.
    • شايگان، داريوش، 1389، اديان و مکتب‌هاي فلسفي هند، چ هفتم، تهران، اميرکبير.
    • قرايي، فياض، 1385، اديان هند، مشهد، دانشگاه فردوسي.
    • کريشنا، رادا، بي‌تا، راه حق، ترجمة رضا علوي، تهران، سروش.
    • گواهي، عبدالرحيم، 1390، فرهنگ توصيفي اديان، تهران، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي.
    • منسکي، ورنر و ديگران، 1393، اخلاق در شش دين جهان، ترجمة محمدحسين وقار، چ سوم، تهران، اطلاعات.
    • موحديان عطار، علي و محمدعلي رستميان، 1386، درسنامه اديان شرقي، قم، کتاب طه.
    • ناردو، دان، 1388، هند باستان، ترجمة مهدي حقيقت‌خواه، تهران، ققنوس.
    • نوری کوهبنانی، مجتبی، 1399، «شرایط عامل اخلاقی از منظر امامیه و آیین کاتولیک»، معرفت، ش 9، ص 67ـ78.
    • هينلز، جان راسل، 1385، فرهنگ اديان جهان، ترجمة ع پاشايي، قم، مرکز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب.
    • ياسپرس، کارل، 1364، بودا، ترجمة اسدالله مبشري، چ دوم، بي‌‌جا، نقره.
    • Humphreys, Christmas, 1987, THE Wisdom of Buddhism, London, Curzon Press.
    • Prebish, Charles S & Damien Keown, 2006, Indroducing Buddhism, London, Routledge.
    • Saddhatissa, H., 1976, The Life of the Buddha, London, Unwin Paperbacks.
    • Snelling, John, 1991, The Elements of Buddhism, Massachusetts, Element.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    نوری کوهبنانی، مجتبی، حسینی قلعه بهمن، سیداکبر.(1402) تحلیل کد اخلاقی اهیمسا در آیین بودا. فصلنامه معرفت ادیان، 14(3)، 59-76

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    مجتبی نوری کوهبنانی؛ سیداکبر حسینی قلعه بهمن."تحلیل کد اخلاقی اهیمسا در آیین بودا". فصلنامه معرفت ادیان، 14، 3، 1402، 59-76

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    نوری کوهبنانی، مجتبی، حسینی قلعه بهمن، سیداکبر.(1402) 'تحلیل کد اخلاقی اهیمسا در آیین بودا'، فصلنامه معرفت ادیان، 14(3), pp. 59-76

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    نوری کوهبنانی، مجتبی، حسینی قلعه بهمن، سیداکبر. تحلیل کد اخلاقی اهیمسا در آیین بودا. معرفت ادیان، 14, 1402؛ 14(3): 59-76