جايگاه و مفهوم «ماعت» در مصر باستان

ضمیمهاندازه
8.pdf618.28 کیلو بایت
 سال سيزدهم، شماره دوم، پياپي 50، بهار 1401، ص135-150

نوع مقاله: پژوهشي

* سيدسعيدرضا منتظري / استاديار گروه اديان و عرفان، دانشكدگان فارابي دانشگاه تهران    ssmontazery@ut.ac.ir
سعيده شريفي/ كارشناس ارشد اديان و عرفان، دانشكدگان فارابي دانشگاه تهران
دريافت: 12/03/1400 ـ پذيرش: 24/07/1400
چکيده
«هرم بزرگ هستي» يا «نظم کيهاني»، بنيادي‌ترين طرح هستي‌شناسي است که از آغاز دوران ما‌قبل تاريخ تاکنون در بين بسياري از جوامع و فرهنگ‌هاي گوناگون بوده و جامعه را نظام‌مند مي‌کرده است. نمونه‌هايي از مفهوم «نظم کيهاني» در بين اقوام عبارت است از: در سنت هندي «ريته»، در باورهاي زرتشتي «اَشه»، در مصر باستان «ماعت»، در دين بودايي «دهرمه»، در مسيحيت «لوگوس»، در يونان باستان «دايکو» يا «منوس»، در خاور دور «دائو» و در اسلام «وحدت». بر اين اساس، جهان مرکب از زنجيره عظيمي تصور مي‌شد که نظمي قائم‌محور و غايتمند بر تمام موجودات، از رأس تا پايين‌ترين موجود حاکم را برقرار مي‌سازد؛ يعني ديدگاهي متافيزيکي که به دنبال معنا و انسجام در جهان بود. اين ديدگاه که در اصل مبتني بر اسطوره بود، دو جنبه آسماني و زميني داشت که در شکل زميني منجر به شکل‌گيري نظام‌هاي سياسي و فلسفي گوناگون مي‌شد. پژوهش حاضر با روش توصيفي ـ تحليلي بر آن است تا به جنبه‌‌هاي گوناگون يکي از اين مفاهيم آن، يعني «ماعت» در تمدن مصر باستان بپردازد و مشخص سازد که ابعاد گوناگون «ماعت» گوياي منطق توحيدي است که با پيوند خوردن با امور ماورائي و آسماني معنا پيدا مي‌کند.

کليدواژه‌ها: اجتماع و سياست، ماعت، مصر باستان، نظم کيهاني.
 

شماره مجله: 
50
شماره صفحه: 
135