مرجعیت سیاسی در یهودیت تا قبل از پیدایش صهیونیسم

معرفت اديان 51 / 2018239
احمد آقائي ميبدي / دانشجوي دكتري مدرسي معارف اسلامي، دانشگاه قم    AghaiAhmad@gmail.com
محمدرضا كريمي والا / دانشيار گروه معارف اسلامي، دانشگاه قم
اميرعباس مهدوي فرد / دانشيار گروه معارف اسلامي دانشگاه قم
چکیده
سخن از مرجعیت سیاسی در حیات یک جامعة انسانی، در واقع وارسی صاحبان حاکمیت و اقتدار در آن جامعه است. در جامعة یهودی، هرچند پیدایش صهیونیسم و جعل دولتی با نماد حاکمیت یهود، فصل جدیدی فراروی این جامعه، به‌ویژه در خصوص مرجعیت سیاسی البته با روبند سکولاریسم، گذاشت، اما پرسش مهم آن است که در متن سنتی یهود، حقیقت مرجعیت سیاسی از حیث منشأ حقانیت و حدود اقتدار آن چگونه است و در این ميان نقش مردم چیست؟ این نوشتار، با جستاری اسنادی ـ تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال‌ها سامان یافته و این حقیقت را روشن نموده است که دین یهود حاکمیت اصیل و ذاتی را از آن خداوند می‌داند؛ به‌گونه‌ای که بی‌اذن خداوند هیچ مرجعیتی دارای مشروعیت و حقانیت نیست. از این نگاه، خداوند انبیا و سپس اوصیای آنها را برای رهبری مذهبی و سیاسی برگزید تا اقتدار الهی را در میان مردم به‌ظهور رسانند و بعد از آنان عالمان با اصناف مختلف، سلسلة مأذونان الهی در اِعمال اقتدار در جامعة یهود را استمرار بخشیدند. در هر صورت، از نظر اندیشة سیاسی یهود، نقش مردم نه ایجاد مشروعیت، بلکه عینیت بخشیدن به حاکمیت مأذونان الهی بوده است.
کلیدواژه‌ها: مرجعیت سیاسی، یهودیت، تئوکراسی، صهیونیسم.