بررسی جایگاه و اوصاف خدا در عقاید ارامنة ارتدکس ایران بر اساس دیوارنگارة کلیسای وانک
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
مبناییترین شکل گفتمان ميان ادیان، صحبت در حوزة مبانی اعتقادی آنهاست. این امر در برخی ادیان، مانند مسیحیت، غالباً محدود به شناخت و مطالعة کتب مقدس بوده و در برخی ادیان دیگر، مانند اسلام، برای تحلیل و بیان آن کتابهای مستقل متعددی با گرایشهاي گوناگون نصگرایانه و عقلگرایانه در کنار کتاب مقدس آن دین نگاشته شده است. کشف و تحلیل این مبانی یکی از راههای گفتمان بین ادیانی و بحث تقریب میباشد.
محققین برای علم به مهمترين مباحث عقیدتی ادیانی که کتاب کلامی مستقلی برای دستهبندی و اولویتبندی مباحث عقیدتی خود ندارند، باید از روشهای دیگری استفاده کنند؛ روشهایی چون مراجعه به افراد محقق و عالم به کتاب آسمانی یا مراجعه به عرف جامعة متدینین و تحلیل گفتمان کلامی آنها و...؛ همچنین مراجعه به تحلیلهای مکاتب رقیب یا تحلیل هرگونه میراث بهجای ماندة مرتبط با زندگی دینی آن قوم، از جمله این روشهايند.
«هنر یکی از زبانهای مشترکی است که برخی ادیان، مانند مسیحیت، از آن بهعنوان ابزاری برای بیان و ثبت عقاید دینی خود بهره گرفته است» (دینمحمدی، 1396، ص307). «هنر مسیحی از همان آغاز عمیقاً نمادین بوده و این نمادگرایی جزء لاینفک هنر مسیحی است؛ زیرا واقعیت روحانی که این هنر بهتصویر میکشد را نمیتوان جز از طریق نمادها از راه دیگری انتقال داد» (اوسپنسکی و ولادمیر لوسکی، 1384، ص25). مسیحیت در منطقهای بهوجود آمد که بیشتر تحت تأثیر فرهنگهای یونانی رومی قرار داشت؛ بنابراین نتوانست از میراث هنری دوران باستان (یونان و روم) صرفنظر کند (بورکهارت، 1369، ص59). برخی ابعاد این هنر، از جمله تصویرگری، در برخی مکاتب مسیحی، از جمله ارتدکس، چنان جایگاه مهمی پیدا کرده است که برخی بیتوجهی کلیسای کاتولیکی روم به تقدس تصویرگریهای صورتگرفته از حضرت مسیح و حضرت مریم و قدیسین را یکی از عوامل جدایی این دو کلیسا از یکدیگر معرفی میکنند (ویر، 1384، ص116). اهمیت فوقالعادة این مسئله موجب تشدید دقت و توجه به مقولة تصویرگری در میان ارتدکسها شده است. باید توجه داشت که به هر میزان موطن این تصویرگریها به مکانهای معیار این آیین مانند کلیسا یا افراد معیار نگارنده یا ناظر به نقاشیها، مانند کشیشان، نزدیکتر باشد، میزان دقت این روایتگری نیز افزایش مییابد و امکان استناد و درجة اعتبار اتصافش به این آیین بالاتر میرود. بالاترین اعتبار و یقینیترین اتصاف در این تصویرگریها، مربوط به تصویرگریهای صورتگرفته در داخل کلیساست که کار تصویرگری یا نظارت بر تصویرگری بهعهدة کشیشان و افراد معیار مذهبی بوده است. کلیسای وانک در اصفهان یکی از مراکزی است که کاملترین نقشینههای دینی مسیحی ارتدکسی را در دیوارههای خود به یادگار دارد. این مقاله درصدد است تا در یک فضای بینرشتهای با روش تحلیل محتوای هنری کیفی قیاسی، به استخراج جنبههای محتوایی و ساختاری این هنر دینی اقدام کند؛ اما به مسائلی چون نوع، رنگ و چینش رنگها و ترکیب خطوط و... توجهی ندارد (گودرزی، 1378، ص22). در این روش ابتدا کدهای معنادار بافت هنری مورد دقت و بررسی قرار میگیرد و سپس این یافتهها با مقولههای مشابه بافت دین و کتاب مقدس مقایسه میشوند تا میزان تشابه، ارتباط یا تعارض این دو بافت کشف شود و در قالب قواعد کدگذاری تبیین و تحلیل گردد. روش گردآوری دادهها در این تحقیق، ابتدا بر اساس مشاهده و استقراي حضوری و عکاسی در فضای کلیسای وانک و سپس تحلیل عقلی آن و در نهایت، مقایسة آن با گزارههای بافت دین و کتاب مقدس با روش
کتابخانهای است.
این مقاله با توجه به محدودیت واژگانی، گسترة تحقیق خود را از لحاظ موضوع به «خداشناسی» و از لحاظ تبارشناسی به فضای «عقاید کلامی ارامنه» و از لحاظ زمانی و مکانی به فضای «کلیسای وانک» و دیوارنگارههای آن محدود میکند.
سؤال اصلی این تحقیق بررسی جایگاه خدا در الهیات و اصول عقاید ارامنة ایران بر اساس دیوارنگارههای کلیسای وانک میباشد که شامل سؤالات فرعی زیر است:
1. وجود برتر در این دیوارنگاره دارای چه کدهای معنادار هنری است؟
2. کدهای معنادار هنری دیوارنگارة کلیسای وانک با کدام یک از مقولهها و مضامین بافت دین مسیحیت و کتاب مقدس در ارتباط است؟
3. کدام یک از کدهای هنری دارای ارجاع مشخصی به بافت دینی و کتاب مقدس نیستند؟
1. پیشینة تحقیق
کارهای صورتگرفته در این عرصه را میتوان با سه رويكرد بررسی كرد:
1-1. با رویکرد هنری و معماری
از جمله کارهای صورتگرفته در این مورد میتوان به کارهای خانم پسندی با عنوان معرفی و توصیف شمایل قدّیسین در نگارههای معراجنامة میرحیدر و نقاشیهای مذهبی کلیسای وانک (پسندی، 1394) و خانم وسیعی با عنوان مقایسة رمزشناسی خوشنویسی اسلامی با شمایل نگاری مسیحی (با تأکید بر مسجد امام اصفهان و کلیسای وانک) (وسیعی، 1391) اشاره کرد که تمرکز این تحقیقات بر روی بعد هنری موضوع و بررسی شمایل حضرت مسیح است و در نتیجه، کمتر به بررسی شمایل خدا و همچنین بررسی ارتباط بحث خداشناسی با کدهای هنری منقوش بر دیوارهای کلیسای وانک پرداختهاند.
پایاننامههاي سرکار خانم حیدری با عنوان ارامنه در اصفهان در دورة صفوی (حیدری، 1396)، خانم امینی با عنوان بررسی تأثیرپذیری تزیینات کلیسای وانک اصفهان از مسجد شیخلطفالله (دورة صفوی) (امینی سودانی، 1393)، خانم خواجه جهرمی با عنوان نسبت صورت و کارکرد در معماری ایرانی اسلامی (بررسی دو اثر تاریخی مسجد شیخلطفالله و کلیسای وانک) (خواجه جهرمی، 1391) و خانم سرتیپی با عنوان مطالعة مقایسهای تزئینات مسجد و کلیسا در دورة صفوی (بررسی موردی: مسجد شیخلطفالله و کلیسای وانک در اصفهان) (سرتیپیزاده، 1397) نیز با رویکرد مقایسهای بهدنبال سبکشناسی معماری ارمنیان اصفهان و بهخصوص کلیسای وانک هستند.
همان گونهکه ملاحظه شد، جنبههای الهیاتی و مخصوصاً ارتباط ميان کدهای خداشناسی و تطبیق آنها با آیات کتاب مقدس، مدنظر نگارندگان محترم این تحقیقات نبوده است.
2-1. با رویکرد الهیاتی
در این بخش نیز شاهد تحقیقاتی هستیم که هر کدام بهنوعی با مقالة حاضر نسبت عموم و خصوص منوجه دارند؛ از باب نمونه میتوان به پایاننامة آقای طاهری با عنوان مفاهیم الهیاتی در مسیحیت (طاهری، 1388) و کتاب آقای هوردرن (هوردرن، 1368) با عنوان راهنمای الهیات پروتستان اشاره کرد که با رویکردی فلسفی و تاریخی به بررسی مقولاتی چون خدا، حضرت مسیح و مریم، بهشت و جهنم و... میپردازند که در فضای خداشناسی بیشتر بهدنبال بررسی ادلة اثبات وجود خدا هستند و بررسی صفات خداوند در آنها چندان پررنگ نیست؛ درعینحال هیچ توجهی به مسائل هنری و بازنمودهای تفکر مسیحی در هنر مسیحی ندارند. جناب آقای مدبر در پایاننامة خود با عنوان اصول الهیات ارتدوکس با تمرکز بیشتری به بررسی ابعاد جهانبینی عرفانی کلیسای ارتدکس پرداخته و با توجه به این نکته که اشتراک زبانی با جهان غرب و اشتراک دینی با دنیای شرق سبب شده است كه این کلیسای اصیل مسیحی کمتر مورد پژوهش قرار گیرد. در این پایاننامه به بررسی اصول این آیین در سه دستة آموزة خدا، آموزة شمایل و آموزة خداگونگی میپردازد. این پایاننامه فقط جنبة الهیاتی دارد و هیچ نظارتی بر ابعاد هنری ساطعشده از این اندیشه ندارد (چهاربرج، 1397، ص2).
همچنین پایاننامة منحصربهفرد سرکار خانم تیموری با عنوان بررسی و تحلیل باورها و آیین ارمنیان اصفهان در سدة اخیر یکی از کارهای خوب در این عرصه است که مطابقت زیادی با موضوع این تحقیق داشت. در این پایاننامه به تحلیل آیینها، باورها و عقاید این اقلیت دینی پرداخته شده است تا بتوان محتوا و ساختار و کارکردهای یک آیین و تحولاتی را که متأثر شدهاند، بهدرستی تشخیص داد. رویکرد این پایاننامه اجتماعی و معرفتی است و کمتر به ابعاد هنری توجه شده است (تیموری، 1394، ص2).
پایاننامة خانم عقیلی با عنوان شمایلنگاری و شمایلشناسی حضرت مسیح و مریم در کلیساهای اصفهان از لحاظ روش تحقیق بسیار نزدیک به این مقاله بوده و نويسنده به تحلیل نقاشیهای حضرت مسیح و مریم در سه کلیسای وانک، بیت لحم و مریم مقدس اصفهان پرداخته است (عقیلی، 1396، ص2)؛ ولی موضوع آن از حیث کدگذاریهای بافت دینی و همینطور موضوع و محدودة تحقیق، با کار این مقاله متفاوت است.
3-1. با رویکرد تاریخی و فرهنگی
مقالاتی از جمله «مسیحیت در ایران» (میردامادی، 1377)، «تاریخ کلیسای قدیم در امپراطوری روم و ایران»
(میلر، 1981) و «گزارشی از وضعیت ارامنه در ایران» (نادری، 1382) و «مسیحیت شرقی و تحولات تاریخی»
(ویر و بخشنده، 1382) نیز بیشتر با رویکردی تاریخی و فرهنگی به بررسی فضای ارامنه و موضوعات دینی آن پرداختهاند که در اکثر این مقالات هیچ ارادهای برای تطبیق واقعیتهای تاریخی و فرهنگی موجود با بافت دینی کتاب مقدس ملاحظه نمیشود.
2. ضرورت تحقیق
ایجاد تعامل سازنده بین اجزای مختلف اجتماع برای شکل دادن جامعهای یکدست و ایجاد و افزایش میزان همگرایی اجتماعی، یکی از ضروریات هر اجتماع، بهخصوص اجتماعات دینی است. مسیحیان ارامنی یکی از فعالترین گروههای مذهبی حاضر در ایران هستند که اطلاعات چندانی در مورد فضای اعتقادی و کلامی آنها وجود ندارد (عارفزاده، 1393). بحث بر روی مباحث اعتقادی، خصوصاً خداشناسی، از مقدماتیترین فضاهای گفتمان دینی است که یکی از ابعاد این گفتمان، بعد هنری آن میباشد. با توجه به پیشینهشناسی صورتگرفته، محتوای چندان مناسبی در این دو فضا وجود ندارد. ویژگی منحصر بهفرد این مقاله بررسی رابطة کدهای هنری کشفشده از بافت هنری با مقولات بافت دینی و آیات کتاب مقدس در حوزة خداشناسی است که تا کنون چنین کار بینرشتهای ملاحظه نشده است.
3. چهارچوب مفهومی
عناوینی مانند «عقاید»، «ارامنه» و «ارتدکس» جزو اصطلاحات کلیدی در این بررسیاند که شناخت و تحلیل آنهت ضروری بهنظر میرسد. مفهوم «خداشناسی» ضمن بحث «عقاید»، و موضوع «کلیسای وانک» ذیل بحث «ارامنه» تبیین خواهند شد.
1-3. عقاید
«عقاید» در لغت جمع عقیده و بهمعنای «هر چیز که شخص بدان اعتقاد دارد و یقین بر آن دارد؛ آنچه بدان گروند و تصدیق کنند؛ آنچه بدان باور دارند؛ آنچه بدان گرویدهاند» میباشد (دهخدا، 1377).
در یک تقسیم کلان ميتوان مباحث مطرحشده در دین را به سه بخش «توصيفها»، «تجويزها» و «تبيينها» تقسیم کرد (دینمحمدی و دیگران، 1398، ص6). «توصيفات» جملههاي خبريهاي است که انتساب و يا عدم انتساب برخي مفاهيم به موضوع «دين» در آنها مورد توجه است؛ مانند: «خدا هست»، «شريکالباري وجود ندارد»، «این دین دارای کتاب آسمانی است». «تجويزات» به بخشهای عبادی و آیینی دین اشاره میکند که در قالب جملههای انشايي طلبي با مخاطب دینی گفتوگو ميکند؛ مانند: «این عمل را باید انجام دهی»، «برای رفتن به بهشت باید این کار را ترک کنی». به هر استدلالي براي اثبات گزارههاي توصيفي و تجويزي و يا براي برقراري ارتباط مابين مفاهيم «تبيين» گفته ميشود. معمولاً علم کلام به بخش «توصيفها» و علم فقه به بخش «تجويزها» توجه داشته و آن را مورد تحلیل قرار میدهند. به عبارت دیگر، حوزة علم کلام «عقاید و پندار» و حوزة علم فقه «افعال و کردار» است. باید توجه داشت که تمامی مباحث «توصيفي» داراي تقدم رتبی و زمانی نسبتبه مباحث «تجويزي» ميباشد و به عبارت ديگر، پشتوانه هر عبارت تجويزي يک يا چند عبارت توصيفي است.
حوزة توصيفهاي دینی به دو گروه «اصول کلی» و «مسائل جزئی» تقسیم میشوند. اساسیترین و تأثیرگذارترین مباحثی را که اولاً نقش تعیینکنندهای در تمامی مفاهیم یک تفکر دارند و ثانیاً باعث تمایز و جدایی این برنامه از سایر برنامهها میشوند، «اصول کلی» مينامند که معمولاً به سه مسئلة «مبدأشناسی»، «راهشناسی» و «مقصدشناسی» میپردازند. فضای «مبدأشناسی»، مسائل مربوط به «موجود برتر»، «خودشناسی» و «انسانشناسی» را شامل میشود. فضای «راهشناسی» متکفل معرفی مسیرها و ابزارهای رسانندة انسان به سعادت است. فضای «مقصدشناسی» نیز مباحث پایان انسان و زندگی بعد از مرگ را مورد بررسی قرار میدهد (دینمحمدی، زواد و رستمی، 1396، ص20). هر کدام از این سرفصلها دارای مسائل ریز و جزئی زیادی است که از آنها با عنوان «مسائل کلامی» یاد میشود.
در این مقاله مسئلة «موجود برترشناسی» و در همان لایة «اصول کلی» مورد توجه میباشد که در فضای گفتمان دینی، مصداق اتم آن همان «خداوند» است.
2-3. ارامنه
«ارامنه» گروهی منسوب به قوم ارمنی هستند که از هزاره دوم پیش از میلاد مسیح در کوهستانهای ارمنستان شکل گرفت (نادری، 1382، ص4). از اوایل سدة اول میلادی، مبلغان برای ترویج مسیحیت به شمال غربی ایرانزمین و ارمنستان آمدند. پس از خروج حضرت مسیح حواریون آن حضرت، تادئوس حواری را به شهر یدسیا، مرکز حکومت آبکار، پادشاه ارمنستان، فرستادند. تادئوس در ارمنستان به تبلیغ پرداخت و در این راه شهید شد (همان، ص8).
ارمنستان اولین کشوری بود که در سال 301م به دعوت گریگور آیین مسیحیت را بهرسمیت شناخت. بعد از او مقام رهبری بهصورت موروثی و با شورایی از نمایندگان تمام خلیفهگریهای حوزة سیلیسی تعیین میشود. امروز ارمنیهای سراسر دنیا و از جمله ایران، صاحب مذهب و کلیسای جداگانهای هستند که بهنام گریگوری معروف است (همان، ص10).
کوچ بزرگ اجباری ارمنیان به ایران در سال 1013ق بهعلت کمبود نیروهای شاهعباس برای مقابله با سپاه عثمانی صورت گرفت (نادری، 1382، ص5) که بعدها این گروهها در جلفا، اصفهان، چهارمحال، گیلان و مازندران سکنی گزیدند (همان، ص4) و صاحب هویتی ایرانی شدند (همان، ص6). امور مذهبی، اجتماعی، فرهنگی و ورزشی ٱنها تحت خلیفهگریهای سهگانة «خلیفهگری ارامنة آذربایجان»، «خلیفهگری ارامنة اصفهان و
استانهای جنوب ایران» و «خلیفهگری ارامنة تهران و استانهای شمال ایران» درحال مدیریت است(همان، ص9).
هر سه حوزة کلیسایی، وابسته به حوزة عالی سیلیسی لبنان بهرهبری اسقف اعظم آرام کشیشیان و تابع کلیسای ارتدکس شرقی غیر کالسدونی هستند. البته تعداد محدودی نیز، پیرو آیینهای کاتولیک و پروتستان میباشند. اعتقاد به «خدای یگانه»، «تثلیث مقدس» و «کلیسای یگانه»، «غیربشری بودن حضرت عیسی و محو عنصر بشری عیسی در الوهیت وی»، به معني جمع مقام الوهيت و انسانيت و تجسد يافتن خدا در قالب حضرت مسيح، از جمله اعتقاداتی است که کشیشان ارمنی به آن تصریح کردهاند (سرکیسیان، 1382، ص9و10).
کلیساهای ارمنیان در ایران برحسب تاریخ بنای آنها به سه دوره تقسیم میشوند (نادری، 1382، ص9):
اول، کلیساهای قرون وسطی در آذربایجان، مانند تادئوس مقدس در ماکو (6م) و استپانوس مقدس در
جلفای ارس (8م).
دوم، کلیساهای روزگار صفویان در جلفای اصفهان (کلیسای وانک)، شیراز، بوشهر، روستاهای فریدن، چهارمحال، اراک و خرقان. کلیسای وانک را ارامنه در سال ۱۶۰۶م (میردامادی، 1377، ص4) پس از استقرار در جلفای اصفهان، نظیر همان کلیسایی که در جلفای قدیم یعنی جلفای ارس داشتند و با همان نام ساختند (قوکاسیان، 1351، ص800) که بعدها مهد علم و دانش ارامنة ایران شد (قوکاسیان، 1352، ص2).
سوم، کلیساهای سدة نوزدهم و بیستم میلادی که با مهاجرت ارامنه از روستاها به شهرها و ساختن کلیساهای جدید شکل گرفت.
محدودة تحقیق این مقاله، از لحاظ مکانی محدود به فضای کیسای وانک میباشد.
3-3. ارتدکس
«ارتدکس» لفظی یوناني و بهمعنای «عقیدة درست» است که در معنای عام آن، برای همة پیروان فرقههای بزرگ مسیحي بهکار ميرود؛ ولي در وصف خاص، فقط به پیروان جامعة مسیحیت سنتي در کلیسای ارتدکس شرقي اطلاق ميشود (تیموتی و بخشنده، 1386، ص238).
اولین انشعاب رسمی در کلیسا در سال 557م با اصلاحات امپراتور لئوي سوم در ممنوعیت نصب تصاویر در کلیساها اتفاق افتاد (ویر، 1384، ص116)؛ چراکه کلیسا بهدليل احترام پرستشوار نسبتبه تصاویر و تماثیل مقدس، مورد انتقاد مسلمانان و حتي بعضي از مسیحیان قرار داشت. این اصلاحات، واکنشهای شدیدی در مشرق و مغرب در پی داشت که امپراتور فرمان خود را در شرق با نیروی نظامي اجرا کرد، ولي در غرب و رم بهدليل بعد مسافت، این امر امکانپذیر نبود. بعدها پاپ گرگوریوس دوم طبق فتوایي مخالفین «احترام به تماثیل» را از جرگة اهل ایمان خارج دانست و در حقیقت امپراتور را تكفیر نمود. امپراتور در برابر این عمل، برای تنبیه پاپ ناحیة سیسیل در جنوب ایتالیا را از حوزة حكومت پاپ خارج كرد و تحت امر بطرک یونان قرار داد و پاپ مجبور شد برای مقابله با قبایل «لومبارد» که از شمال قصد حمله به روم را داشتند، از شارل مارتر کمک بگیرد. در سال 800م، زمانی که شارلمانی به روم آمده بود و در روز عید میلاد مسیح، پاپ لئوی سوم تاج امپراتوری را بر سر او نهاد. چند سال بعد، لئوي پنجم، امپراتور روم شرقي (قسطنطنیه) لقب «مقدس» را برای شارلماني بهرسمیت شناخت و از آن زمان رسماً امپراتوری روم (و کلیسای روم) به دو قسمت شرقي و غربي منقسم شد (رشیدبیگی، بیتا، ص3).
دومین تقسیمبندی بزرگ در سال ١٠۵۴م رخ داد که به شکلگیری کلیسای کاتولیک و کلیسای ارتدکس شرقی انجامید و عنوان کاتولیک بعدها بر کلیسای غربی اطلاق شد (سرکیسیان، 1382، ص5)؛ که علت اصلی آن نیز اختلاف در بحث چگونگی انبعاث روحالقدس بود.
در سال 598م اصل «فیلیوکو»، یعنی «و پسر»، در مقابل کسانی که روحالقدس را فقط صادر از «پدر» میدانستند، توسط شورایی از بزرگان کلیسا در اسپانیا در اعتقادنامة اتاناسیوسی بهرسمیت شناخته شد. در سال 876م شورایی از روحانیون در شهر قسطنطنیه پاپ را به دو دلیل سیاسی و علاقهمندی به اصل فیلیوکو، که موجب نفی مصدریت مطلق از خدای میشود، محکوم به خطا دانستند. جدایی نهایی این دو کلیسا در سال 1054م بهوقوع پیوست که پاپ روم و بطرک قسطنطنیه همدیگر را تکفیر کردند (رشیدبیگی، بیتا، ص5).
سومین تقسیمبندی در فضای مسیحیت نیز در اوایل قرن شانزدهم، حدود سال ١۵١٢م توسط لوتر و بعدها کالون صورت گرفت و کلیسای پروتستان از این دو کلیسا جدا شد (سرکیسیان، 1382، ص5).
در مسیحیت غربی عموماً سه مذهب کاتولیک، پروتستان و انگلیکنها قرار دارد و در مسیحیت شرقی سه کلیسای ارتدوکس شرق (کلیسای یونانی ـ روسی نیز نامیده میشود)، کلیساهای جداشده یا غیرکالسدونی (کلیسای سوری شرق یا کلیسای سنتوری نیز نامیده ميشود) و کلیساهای متحد با رم وجود دارند (عارفزاده، 1393).
عمده اختلافات دو کلیسای ارتدکس و کاتولیک را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
1. «اعتقاد به شمایل مقدس» در ارتدکس: آنها قائل به تقدس شمایل هستند و شمایلنگاری را نوعی «تفسیر بصری» کتاب مقدس دانستهاند؛ چراکه بسیاری از آموزههای مسیحی موجود در کتاب مقدس، به نحوی در شمایلها تجلی یافته است (غلامیان و هوشنگی، 1393، ص75). این تحقیق شدیداً متأثر از مسئله اعتقاد و اعتبار شمائل در نزد ارتدکسهاست.
2. «نحوه شکلگیری و فعالیت روحالقدس»: که ارتدکسها آن را صادر از «پدر» و کاتولیکها آن را صادر از «پدر و پسر» باهم میدانند (عارفزاده، 1393).
3. «اعتقاد به آرامشگرایی»: مسیحیت شرق معتقد است برای رسیدن به خدا، باید وارد یک دستگاه عرفانی واسطهای بهنام آرامشگرایی شد؛ مانند اعتقاد به واسطهبودن تماثیل (همان).
4. «مقام و جایگاه حضرت مریم»: کلیساى کاتولیک براى مسأله «عصمت مریم» و «بكارت مریم تا پایان عمر» اهمیت ویژهاى قائل است، درحالىکه ارتدکسها چنین اعتقادى ندارند و عصمت را ویژگى منحصر به حضرت عیسى میدانند.
5. «تأثیر رستاخیز حضرت مسیح در بهشتیشدن انسانها»: ارتدکسها شدیداً به آن اعتقاد دارند.
6. «تأثیر فیض خدا در بهشتیشدن انسانها»: کلیساى ارتدکس هیچگونه تعلیمات تفصیلى درباره «فیض خدا» ندارد و بنابراین، متكلمان مسیحى شرق تا حدى، اراده انسان را در نجات سهیم میدانند.
7. «اعتقاد به برزخ»: کاتولیکها آن را قبول دارند، ولي ارتدوکسها قبول ندارند.
8. «تبیین مسئله چرایی حلول جسمانی خدا در شکل حضرت مسیح»: کاتولیکها علت آن را نجات انسانها از گناه و ارتدکسها علت آن را خداگونگی انسان معرفی میکنند.
9. مرجعیت مکانی (کلیساهای معیار) و شکل آنها: شكل کلیساهای ارتدوکس چهارگوش است ودر دو سطح قراردارد. قسمت مرتفع آن محل اولیای دین و بهمنزلة آسمان و قسمت پایین، محل اجتماع پیروان و بهمنزلة زمین است، ولي در کلیساهای کاتولیک این ویژگي وجود ندارد.
10. اعتبار مرجعیت پاپ: کاتولیکها علاوه بر اعتقاد به مصونیت کل جامعه کلیسایى (اعتقاد مشترک با ارتدکسها)، به «عصمت پاپ» و مقامات کلیسایى نیز اعتقاد دارند و معتقدند عصمت جامعه کلیسایی از طریق «معصومیت پاپ» اعمال میشود.
11. تفاوت در منبع: کاتولیکها علاوه بر کتاب و سنت (مجموع شعارها و اصول عقایدى که حواریون بهطور شفاهى از خدا یا روحالقدس دریافت کردهاند)، تعالیم رسمى کلیسا را نیز جزو اصول منابع اعتقادی و عملی خود بهحساب میآورند. منظور از تعالیم کلیسا، مصوبات کلیسا و اعتقادنامهها و شوراها و اظهارات پاپ در مسند و مقام پاپى است.
12. زبان دینی: کلیساى ارتدکس، بهخاطر اهمیت «کلیساى یونانى» ترجمه «یونانى» عهد عتیق را برگزید، درحالىکه در کلیساى غرب بر متن «لاتینی» کتاب مقدس اصرار ورزید؛ به همین دلیل، به کلیساى غربی «کلیسای لاتینی» و به کلیسای شرقی «کلیسای یونانی» نیز میگویند. البته معمولاً مراسم مذهبي به زبان مردم برگزار میشود (همان).
13. نحوه برگزاری آیینهای عبادی: «تعمید و عشای ربانی» عبادتی مشترک مابین مکاتب مسیحی است؛ اما اموری مانند: «اعتراف، تدهین بیمار» فقط مدنظر کاتولیکها بوده و دعا برای مردگان از نیایشهای ارتدکسهاست (رشدی، کاتولوکوس، 1391، ص20-40).
آیین لوتر و کالون که موجب تشکیل کلیسای پروتستان و پرزبیتری و همچنین زیرمجموعة آن، از جمله کلیسای انگلیکن (اسقفی) و کلیسای باپتیست، متودیست، پنطیکاستی و نهضتهای کاریزماتیک شد، بیشتر بهلحاظ ساختاری و اعمال عبادات با کلیسای کاتولیک و ارتدکس دارای زاویهاند (رشدی و کاتولوکوس، 1391، ص20ـ40).
4. یافتههای تحقیق
در این بخش ابتدا در میان دیوارنگارههای موجود در صحن اصلی کلیسای وانک بهدنبال واضحترین تصویر در مورد برترین موجود میگردیم. فقط در یک دیوارنگاره که در سمت چپ ورودی قرار داد، میتوان بهوضوح موجودی در بالاترین جایگاه یافت؛ چراکه در این دیوارنگاره گروهها و طبقات افراد از جهنم بهسمت آسمان کاملاً بهوضوح بهنمایش گذاشته شده است. در بالاترین جایگاه فردی قرار دارد که در ادامه به بررسی این موجود ـ که بالاترین و برترین موجود این دیوارنگاره است ـ خواهیم پرداخت. در هیچ یک از تصاویر دیگر چنین جایگاهی قابل رؤیت و مشاهده نیست و با ارتکازات ذهنی بهنظر میرسد که بقیة تصاویرِ جهتهای دیگرِ صحن کلیسا بیشتر متعلق به داستانهای حضرت مسیح و حواریون باشد. بنابراین با تمرکز بر روی این تصویر، اقدام به تحلیل آن و پیدا کردن کدهای مرتبط از بین گزارههای دینی و کتاب مقدس خواهیم كرد.
تصوير 1. نمای کلی دیوارنگارة کلیسای وانک
1-4. تحلیل تصویر
در بالاترین قسمت تصویر این دیوارنگاره شاهد حضور پیرمردی هستیم که مهربان و خردمند بهنظر میرسد و بالاترین جایگاه را در این نظام داراست. لباس سیاه و ردای قهوهای یا زرشکی بر تن دارد؛ یک دست آن بهسمت بالا و دست دیگرش بهسمت پایین است و بر بالای چیزی مثل ابر قرار دارد. این ابر داراي شکل خاصی است و چیزی شبیه چشم بزرگ نیز در آن نمايان است و در درون آن علامتی شبیه به کبوتر یا موجودی دارای دو بال ديده میشود که بهسمت پایین در حال پرواز بوده و اطرافش پر از نور است و هالههای نورانی طلایی رنگ در پشت این پیرمرد نمایان است. در قسمت کناری ابرها و در امتداد آنها شاهد تصاویر ستارگان هستیم.
تصوير 2. برترين موجود
2-4. تطبیق
در ادبیات مسیحی با صرفنظر از مفهوم تثلیث، که برگرفته از عبارات عهد جديد است، بهترین مصداق برای این موجود، همان خداست؛ اين مصداقشناسي با فضای توحيدي تعابير عهد قديم بسيار سازگار است؛ مانند «تثنيه6:
4 و 5» که ميفرمايد: «اي اسرائيل! بشنو، يهوه خداي ما، يهوه واحد است».
با توجه به معلوم بودن و متفاوت بودن جایگاه حضرت مسیح و ملائکه (روحالقدس و پسر) در این دیوارنگاره، بهنظر میرسد که «خدا» بودن این تصویر متعین است؛ اما باید دید چه گزارههایي از کتاب مقدس این امر را تأیید و توجیه میکنند. در ادامه برخی از اوصاف خداوند که در عهدین بیان شدهاند، مرور خواهند شد و وجه مطابقت آنها با برخی از کدهای موجود در نقاشی مورد بررسی و تطبیق قرار خواهند گرفت.
برخی از اوصاف خدا در عهد قدیم از این قرار است (مسیری، 1383، ص61-66):
1. «ایل» بهمعنای قدرتمند و قوی و از ریشة سامی واژة «اله» است و بر این اساس در کنار اوصاف دیگر بهمعنای «خدا» بهکار میرود؛ مانند «الیعاذر» بهمعنای خدای یاریداده و «ایل شدای» بهمعنای خدای توانا. خدای انسانگونة این تصویر نیز مردی تنومند و قوی بهنظر میرسد.
2. الوهیم و حنون: مراد از آنها خدای مهربان است که در کردار خویش به اصول اخلاقی پایبند بوده و آفریننده آسمان و زمین است. حنون بهمعنای «بسیار مهربان» است. تصویرسازی صورتگرفته در نقشینه نیز بهخوبی توانسته است مهربان بودن را در سیمای این موجود نشان دهد. آياتي چون «تثنیه 9: 7» و «نحمیا 9 :17-31» نيز همين تصوير را به ذهن متبادر ميکنند. براي نمونه «خروج 34 : 6-7» چنين ميگويد: «خدای رحیم
و دیرخشم و با احسان و وفای بسیار که بر هزاران مردمان رحمت میآورد و خطاها و سرکشیها و گناهان
را میآمرزد».
3. ایل شدّای: این نام اشارهای است به «خدای قدرتمند و برتر» که از آياتي چون «پیدایش 17: 1» با تعبير «من قادر مطلق هستم» و «خروج 6: 2-3»، «تثنیه 32: 39» و «خروج 22: 25» قابل فهم است. برتری شخصیت حاضر در دیوارنگاره، با توجه به جایگاهش، کاملاً قابل فهم است؛ اما قدرتمند بودن در این تصویر زیاد هویدا نیست. فرازهایی چون «از آسمان خداوند نظر افکند و جمیع بنیآدم را نگریست؛ از مکان سکونت نظر میافکند بر ساکنان جهان» (امثال سلیمان 15: 3؛ خروج 29: 46) نیز برتری جایگاهی خدا را به مخاطب القا میکنند که در تصویر هم برتری مادی این امر کاملاً هویداست.
4. ازلی و ابدی بودن و حیات خدا: آیاتی مانند «خدایی است که تا ابدالاباد زنده است» (دانیال 6: 27) و «از ازل
تا ابد تو خدا هستی» (مزامیر 90: 2)، بهوضوح بر این صفت خداوند اشاره دارند. برای این مفهوم انتزاعی شکل خاصی مشاهده نمیشود؛ ولی برخی خصوصیات در تصویر شاید نشانگر آن باشند؛ برای نمونه میتوان به احتمال ارتباط موهای سفید و کهنسال بودن این فرد اشاره کرد که نشان از عمر طولانی اوست. همچنین میتوان به احتمال ارتباط هالههای نور موجود در دور سر پيرمرد و پشت سر او با دائمالوجود بودن خدا اشاره کرد. مباحث وجودشناختی در ادبیات دینی همیشه قرین بودهاند با مثال نور، که این نورهای اطراف خداوند نشاندهندة وجودبخشی او و هالة نور خاص پشت سر او میتواند نشانهای از دائمالوجودی او باشد.
5. علم خداوند: دانیال نبی در فرازی میفرماید : «خداوند میداند که تاریکی چیست و روشنایی نزد وی منزل دارد» (دانيال 2: 22). اگر مراد از روشنایی در این فراز، علم الهی باشد، هالههای نور اطراف خدا در تصویر نقشینه را میتوان کنایهای از علم الهی دانست. همچنین چهرة کهنسال و حکیمانة این فرد بهنوعی حس عالم بودن را به مخاطب خود القا میکند.
6. بینا و شنوا بودن خدا: فرازهایی چون «او گوش را غرس نمود؛ آیا نمیشنود؟ او چشم را بینا ساخت؛ آیا نمیبیند؟» (مزامیر 94: 4) و «از آسمان خداوند نظر افکند و جمیع بنیآدم را نگریست؛ از مکان سکونت نظر میافکند بر ساکنان جهان» (امثال سلیمان 15: 3؛ خروج 29: 46) نشاندهندة این صفت خداوندند که در تصویر نقشینه «نماد چشم» بر روی ابر، بسیار بر این آیات مطابق بوده و بهنوعی تأکید و تصریحی شفاف است بر نظارهگر بودن خداوند از جایگاهی برتر بر سایر موجودات.
7. همشکل بودن خدا با انسان و داشتن اعضا و جوارح: با توجه به فرازهایی چون «آدم را بهصورت ما و موافق و شبیه ما بسازیم» (پیدایش 1: 26) و «خدا آدم را بهصورت خود آفرید» (پیدایش 28: 1) خداگونه بودن انسانها یا انسانگونه بودن خدا قابل فهم و برداشت است. بر این اساس، چهرة انسانی خدای در این نقشینه، قابل تفسیر و تطبیق میباشد.
8. مکانمند بودن: برخی آیات مانند «از آسمان خداوند نظر افکند و جمیع بنیآدم را نگریست؛ از مکان سکونت نظر میافکند بر ساکنان جهان» (خروج 29: 46) و عباراتی چون «خداوند بر جمیع امتها متعال است. جلال او فوق آسمانهاست» (مزامیر 113 : 4) بر مکانمندی خدا در بالای آسمانها دلالت دارد که بهوضوح در تصویر نمود داده شده است و خداوند بالاتر از «ابر و ستاره» قرار دارد. ابر و ستاره میتوانند نماد از آسمان باشند که مکان حکومت خداوند بر بالای آن قرار دارد. این تفسیر با آیات فوق همخوانی خوبی برقرار میکند.
9. رؤیت خدا و قابل مشاهده بودن او: عباراتی مانند «خدا بار دیگر بر یعقوب ظاهر شد» (پیدایش 35: 9) یا «خدا را روبهرو دیدم و جانم رستگار شد» (پیدایش 32: 3) ميتوانند مجوزی بر نقاشی کردن و قابل مشاهده نشان دادن خدا باشند. در آیاتی مانند «عصر همان روز، آدم و زنش صداي خداوند را که در باغ راه ميرفت، شنيدند» (پيدايش 3: 8)، «....يعقوب گفت در اينجا من خدا را روبرو ديدهام و با اين وجود هنوز زنده هستم. پس آن مكان را فنيئيل (چهره خدا) ناميد» (پيدايش 32: 31)، و «پس از آنکه يعقوب از بينالنهرين وارد بيتئيل شد، خدا بار ديگر بر وي ظاهر شد... سپس خدا از نزد او به آسمان صعود کرد. پس از آن، يعقوب در همانجايي که خدا بر او ظاهر شده بود، ستوني از سنگ بنا کرد و هديه نوشيدني براي خداوند بر آن ريخت» (پيدايش 3: 9ـ14) خدا بهصورت موجودی مجسم و با خصوصیات و رفتاری انسانگونه و حتی نقاط ضعفی مانند جهل و ضعف نشان داده میشود. البته تفاوتهایی در فضای عهد قدیم و عهد جدید در مورد امکانپذیر بودن رؤیت خداوند قابل مشاهده است؛ چراکه در برخی فرازها، مخصوصاً فرازهایی در عهد قدیم، مانند آیة 23 از خروج 20 که یهوه به موسی میگوید: «نمیتوانی مرا ببینی؛ زیرا انسان نمیتواند مرا ببیند و زنده بماند»، به عدم امکان رؤیت خدا اشاره شده است (عادلی، 1390، ص53).
10. خدای واحد: عهد جدید شناختی خاص را دربارة خداوند یکتا دربردارد (اشرفی و رضايی، 1390، ص11). برخی عبارات عهد جدید در بیان توحید الهی چنین است: «عیسی او را جواب داد که اول همة احکام این است که بشنو ای اسرائیل! خداوند، خدای ما، واحد است» (مرقس 29 :12 و یعقوب 2: 19). همچنین «زیرا که خداوند واحد است و سوای او دیگری نیست» (مرقس 12: 32)؛ هرچند در کنار این عبارت، آیاتی از عهد جدید برای اشاره به تثلیث مورد استناد قرار گرفته است؛ مانند (متی 3: 17) که عیسی را پسرخدا معرفی میکند و یا (یوحنا10: 30) که از خدا بهعنوان «خدای پدر» یاد کرده است و همینطور برخی آیات، مانند (رومیان 9: 10) که به الوهیت عیسی مسیح تصریح یا اشاره کردهاند (اشرفی و قربانی، 1390، ص359)؛ اما در این دیوارنگاره هیچ علامتی دال بر یک نگاه تثلیثی یافت نمیشود و وحدانیت و یکتایی خدای متعال یکی از امور واضح در این تصویر است. همانطورکه در چهارچوب مفهومی بدان اشاره شد، تأکید بر وحدانیت خدا یکی از گزارههای پایهای در کلیسای ارتدکس است که این تصویر نیز این امر را تأیید میکند.
با توجه به قرائن مطرحشده، احتمال مقصود بودن خدا در این بخش بسیار بالاست. البته برای برخی از نشانههای هنری معادل خاص و دقیقی در بافت دینی کتاب مقدس تا این لحظه یافت نشد که در ادامه به بیان آنها و تطبیقات احتمالی اشاره میشود تا در آینده توسط محققین بعدی این کدها رمزگشایی دقیقتر و مستند شوند.
1. دستهای خداوند: دست در آثار هنری یکی از پرمعناترین نمادهاست که با توجه به شکل آن و ترکیب حالت آرنج، انگشتها و... . میتواند معانی بسیاري، مانند قدرت، پیروزی و هدایت، کمک و... را نشان دهد؛ اما در این تصویر، یکی از بهترین احتمالات، نماد هدایت است؛ چراکه با توجه به اینکه دست راست بهسمت بالا و دست چپ بهسمت پایین است، این میتواند نمادی از دعوت خدای متعال به سعادت با دست راست و امر به پرهیز به سقوط با دست چپ باشد... .
2. پوشش کامل و رنگ پوشش: برای این مسئله نیز هیچ کدی از کتاب مقدس تا کنون یافت نشد. احتمالات زیادی نیز برای این مسئله میتواند مطرح باشد. پارچه در گذشته نماد ثروت و مکنت بوده است و مشاهده میکنیم که این شخص پوشش کاملی از پارچه بر تن دارد که میتواند نمادی از غنای خدای متعال باشد. البته شکل پوشش میتواند در آن دوران نماد گروه خاصی از اندیشمندان یا حکما باشد که در این صورت، نشانة حکمت و علم خدا میتواند باشد. البته نوع انداختن شال بر دوش، بسیار شبیه به پوشش قضات در برخی عصرها نیز میباشد که در این صورت میتواند نماد قاضی بودن خدای متعال باشد.
3. کبوتر درون چشم: درون ابری که خدا بر روی آن قرار دارد، یک شیء نورانی شبیه به چشم وجود دارد که در قسمت مردمک آن علامتی است که بیشتر شبیه به یک کبوتر یا موجود بالدار سفید است. پرندهای مانند کبوتر میتواند نمادی از رحمت و محبت الهی باشد که بر بندگان فرود میآید؛ همانگونهکه این کبوترِ در حال پرواز بهسمت پایین تداعیکنندة آن است. نورانیتی که این کبوتر از دل آن بهسمت پایین در حال حرکت است نیز نمادی از فضای امیدبخش است. در ترکیب این تحلیل از کبوتر با فضای چشم، که کبوتر در درون آن قرار دارد، شاید بتوان گفت که خدای متعال همیشه با دیدة رحمت به بندگان خودش نگاه میکند.
تصوير 2. نماد شبيه به چشم
در نهایت باید اذعان کرد که تمام اینها احتمالاتی هستند که باید با شواهد و قرائن دقیقتری تقویت و
متعین شوند.
نتيجهگيري
با توجه به اهمیت بحث نگارگری و صورتگری در آیین مسیحیت و بهخصوص در مکتب ارتدکس، با تحلیل تصاویر موجود در کلیسای وانک ملاحظه شد که کدهای هنری «خدای واحد، قدرتمند، برتر، مهربان، عالم، حکیم، بینا، ناظر، مکانمند، انسانگونه، ازلی و ابدی، بینا و شنوا و قابل رؤیت» از جمله کدهاییاند که در فرازهایي از کتاب مقدس تأیید میشوند؛ اما برای کدهای هنری «کبوتر در چشم، نوع و رنگ پوشش خدا و حالت دستهای او»
هیچ معادلی از کتاب مقدس تا این لحظه یافت نشد.
- اشرفی ، عباس و سهیلا رضایی، 1390، «عناصر اعتقادی از نگاه قرآن و عهد جدید»، سراج منیر ، ش5، ص1-24.
- اشرفی ، عباس و فاطمه قربانی، 1390 ، «مسیحشناسی در قرآن و عهد جدید»، پژوهشهای قرآنی ، ش65 و 66 ، ص352-371.
- امینی سودانی، مهناز، 1393، بررسی تأثیرپذیری تزیینات کلیسای وانک اصفهان از مسجد شیخ لطفالله (دوره صفوی)، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، دانشکده هنر.
- اوسپنسکی، لئونید و دلاديمير لوسکی، 1384، معنای شمایلها، ترجمه مجید داوودی، تهران، سوره مهر.
- بورکهارت، تیتوس، 1369، هنر مقدس (اصول و روشها)، ترجمه جلال ستاری، تهران، سروش.
- پرچم، اعظم و زهرا قاسمنژاد، 1393، «مفهوم ملکوت در عهدین و قرآن کریم»، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، تهران، دانشگاه الزهرا، ش25، ص29-55.
- پسندی برون، مریم، 1394، معرفی و توصیف شمایل قدیسی در نگارههای معراجنامه میرحیدر و نقاشیهای مذهبی کلیسای وانک، پایاننامه کارشناسی ارشد رشته پژوهش هنر دانشکده هنر ادیان و تمدنها، دانشگاه هنر اصفهان، گروه پژوهش هنر.
- تیموتی، وئر و حميد بخشنده، 1386، «سنت مقدس منبع ایمان ارتدوکس»، هفت آسمان، ش34، ص237-256.
- تیموری، اعظم، 1394، بررسی و تحلیل باورها و آیین ارمنیان اصفهان در سده اخیر، پایاننامه کارشناسی ارشد رشته ادیان و عرفان دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی دانشگاه کاشان.
- حاج مومنی، علیاکبر، 1376، «نگاهی به نخستین نشست رسمی اندیشمندان مسلمان ایرانی و اندیشمندان کلیسای ارتدکس روس»، نامه فرهنگ، ش28، ص174-175.
- حسینی، سیدحسامالدین، 1393، «نقش و جایگاه ملائکه تدبیرگر در عهدین»، الهیات تطبیقی، ش11، ص115-136.
- حسینی، سیدرضا، 1390، «علل جدایی کلیسای کاتولیک و پروتستان»، نیستان، ش، ص85-102.
- حیدری، شکوفه، 1396، معماری ارامنه در اصفهان در دوره صفوی، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه گیلان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی.
- خواجه جهرمی، گل آرا، 1391، نسبت صورت و کارکرد در معماری ایرانی اسلامی (بررسی دو اثر تاریخی مسجد شیخ لطفالله و کلیسای وانک)، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه هنر تهران، دانشکده هنرهای کاربردی.
- دهخدا، علیاکبر، 1377، لغتنامه، تهران، دانشگاه تهران.
- دی.جی.دان، جمیز و علي کوچکی، 1390، «الاهیات عهد جدید»، هفت آسمان، ش51، ص53-80.
- دینمحمدی، محمد، 1396، «ارزیابی کارآمدی کتب رسمی عقاید حوزه در گفتمان با مخاطبان بروندینی»، مجموعه مقالات اولین همایش ملی نقد متون و کتب علوم انسانی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ص295-307.
- دینمحمدی، محمد، فاطمه زواد و فاطمه رستمی، 1396، نقد و ارزیابی کتاب "آموزش عقاید" گروه زبان فارسی دانشگاه مجازی المصطفی و معرفی ظرفیتهای جدید، همایش بینالمللی ظرفیتشناسی و تأثیرگذاری فضای مجازی در ارتقای آموزشهای دینی، قم، دانشگاه المصطفی.
- دینمحمدی، محمد، فرزانه کرمی و رضا لطفی، 1398، تحلیل اجتماعی جایگاه گردشگری در ادوار فقهی شیعه تا پایان قرن هفتم، همایش فقه گردشگری، دانشگاه المصطفی تبریز.
- رامیار، محمود، 1352، بخشي از نبوت اسرائيلي و مسيحي، بيجا، بينا.
- رشدی، آرمان و مارابا کاتولیکوس، 1391، فرقههای مسیحیت، نسخه الکترونیکی،https://pdf.tarikhema.org.
- رشیدبیگی، زهرا، بیتا، درآمدی بر کلیسای ارتدکس یا کلیسای ارتدکس شرقی، مرکز گفتگوی ادیان و فرهنگ، http://www.cid.icro.ir/.
- زیبایینژاد، محمدرضا، 1389، مسیحیتشناسی مقایسهای، تهران، سروش.
- سرتیپیزاده، سارا، 1397، مطالعه مقایسهای تزئینات مسجد و کلیسا در دوره صفوی (بررسی موردی: مسجد شیخ لطفالله و کلیسای وانک در اصفهان) پروژه عملی: "رویای ناتمام"، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس.
- سرکیسیان، سبوه، 1382، «ارامنه ایران (گفتوگو)»، هفت آسمان، ش19، ص11ـ 24.
- طاهری، جواد، 1388، مفاهیم الهیاتی در مسیحیت، پایاننامه دوره کارشناسی ارشد رشته فلسفه دین دانشگاه علامه طباطبائی، دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی.
- عادلی، سیدمرتضی، 1390، «تصویر خدا در عهد عتیق»، نیستان، ش2، ص51-70.
- عارفزاده، لیاس، 1393، نشست چالش بین شناخت ما از مسیحیت و ارتباط ما با مسیحیان، دانشگاه ادیان و مذاهب.
- عقیلی، مرضیه، 1396، شمایلنگاری و شمایلشناسی حضرت مسیح و مریم در کلیساهای اصفهان، پایاننامه کارشناسی ارشد، اصفهان، مؤسسة آموزش عالی سپهر. https://urd.ac.ir/fa/cont/838/
- غلامیان، ریحانه و لیلا هوشنگی، 1393، «شمایلنگاری در الهیات ارتدکس؛ نمادها و نشانههای آن در کتاب مقدس»، معرفت ادیان، ش18، ص75-95.
- قوکاسیان، هراند، 1349، «مذهب ارامنه در عهد باستان»، ارمغان، دوره سی و نهم، ش6، ص399-402.
- ـــــ ، 1351، «کلیسای وانک جلفای اصفهان»، ارمغان، دوره چهل و یکم، ش11و12، ص800-804.
- ـــــ ، 1352، «هنر و فرهنگ ارامنه ایران در زمان قدیم»، ارمغان، دوره چهل و دوم، ش5، ص348-351.
- گودرزی، مرتضی، 1378، روش تجزیه و تحلیل آثار نقاشی، تهران، عطایی.
- لین، تونی، 1380، تاریخ تفکر مسیحی، ترجمه روبرت آسریان، تهران، فرزان.
- مافت، ساموئل نیو، 1395، تاریخ مسیحیت در آسیا، قم، مؤسسه تبیان، نسخه الکترونیکی https://library.tebyan.net.
- مدبر چهاربرج، محمد، 1397، اصول الهیات ارتدوکس، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشکده ادیان.
- مسیری، عبدالوهاب، 1383، دایرةالمعارف یهود، یهودیت و صهیونیزم، ترجمه مؤسسه مطالعات و پژوهشهای تاریخ خاورمیانه، تهران، دبیرخانه کنفرانس بینالمللی حمایت از انتفاضه فلسطین.
- مک گراث، آلیستر، 1384، درسنامه الهیات مسیحی، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب.
- ملکیان، مصطفی، 1391، درسنامه الهیات مسیحی، قم، دانشگاه ادیان و مذاهب (جزوة درسی موجود در کتابخانه).
- میردامادی، سید عبدالمجید، 1377، «مسیحیت در ایران»، کتاب ماه دین، ش15، ص10-14.
- میلر، ویلیام، 1981، تاریخ کلیسای قدیم در امپراطوری روم و ایران، ترجمه علی نخستین، تهران، حیات ابدی.
- نادری، افشین، 1382، «گزارشی از وضعیت ارامنه در ایران»، اخبار ادیان، ش1، ص46-55.
- وسیعی، فاطمه، 1391، مقایسه رمزشناسی خوشنویسی اسلامی با شمایل نگاری مسیحی (با تأکید بر مسجد امام اصفهان و کلیسای وانک)، کارشناسی ارشد، دانشگاه هنر اصفهان، دانشکده هنر.
- ویر، کالیستوس و حميد بخشنده، 1382، «مسیحیت شرقی و تحولات تاریخی»، هفت آسمان، ش20، ص113-139.
- هوردرن، ویلیام، 1368، راهنمای الهیات پروتستان، ترجمه طاطاوس میکائلیان، تهران، علمی و فرهنگی.