بررسي انتقادي نسبت سعادت‌گرايي و استادپذيري در انديشة كريشنا مورتي

ضمیمهاندازه
6.pdf381.65 کیلو بایت

سال دهم، شماره سوم، پياپي 39، تابستان 1398

محمدحسين کياني / دانشجوي دکتري فلسفه تطبيقي، دانشگاه قم    kiani61@yahoo.com
دريافت: 23/02/1397 ـ پذيرش: 19/08/1397
چکیده
یکی از دیدگاه‌های بنیادین کریشنا مورتی ـ به‌مثابة اندیشه‌ای که می‌توان باورهای او را بر مبنای آن سامان داد ـ در این عبارت خلاصه مي‌شود که حقیقت، نامتناهی و بی‌حد است؛ ناگزير نمی‌توان آن را در قالب معین و به‌گونة ایدئولوژیک تبلیغ کرد. بر همین اساس، مسئلة این مقاله بررسی و تحلیل انتقادی این ادعا خواهد بود و به این منظور نخست در مقام بررسی محتوا، این ادعا را در قالب دو گزاره بررسی خواهیم کرد: 1. اگر حقیقت، ماهیتی یکسره نامتناهی دارد، ناگزير هيچ‌گونه راهي به سوي آن وجود ندارد؛ 2. از آن‌روي که مسیر معینی برای رسیدن به حقیقت وجود ندارد، ناگزير نمی‌توان حقیقت را در قالب توصیة استاد و به‌گونة ایدئولوژیک تبلیغ کرد. سپس در مقام تحلیل انتقادی این دیدگاه، از دو منظر سخن خواهیم گفت: نخست در مقام بررسی ماهیت سعادت‌گرایی؛ به این معنا که لایتناهی بودن حقیقت و تأکید بر کسب سوبژکتیو آن، مستلزم انکار نقش استاد نیست؛ و دیگری بیان پارادوکس نهفته در ادعای مورتی؛ بدین عبارت که این ایده جامع نفی و اثبات بوده و تشبه امر (خَلط مبحث) نیز در آن رخ داده است.
کلیدواژه‌ها: حقیقت، تعالی‌، خدا، معلم، تکنیک معنوی، سازمان‌های دینی.