معرفت ادیان، سال دهم، شماره دوم، پیاپی 38، بهار 1398، صفحات 41-60

    «آزادی در روح‌القدس» از نگاه مسیحیت پنطیکاستی؛ آموزه‌ای اصیل یا ابزاری تبشیری؟

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ یاسر ابوزاده گتابی / دانشجوی دکتری ادیان و عرفان، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره / y.a.g@chmail.ir
    محمدحسین طاهری آکردی / استادیار گروه ادیان، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره / Taheri-akerdi@iki.ac.ir
    چکیده: 
    مسیحیت پنطیکاستی فرقه ای پروتستانی است که در ابتدای قرن بیستم و بر پایه‌ی روح القدس محوری به وجود آمده است. پنطیکاستی ها معتقدند که همه‌ی اقشار جامعه توانایی دریافت روح القدس را دارند. از این رو، از نگاه پنطیکاستی ها، آزادی در روح القدس آموزه ای است که به انعطاف بالای این جنبش در اتخاذ استراتژی های تبشیری و عبادی، دریافت عطایا و اموری از این دست منجر شده است؛ لیکن نگاه گزینشی پنطیکاستی ها به این آموزه و ابداعات آنها در این آموزه، به همراه نقد جدی کتاب مقدس بر اصل روح القدس محوری، از جمله اشکالاتی است که بر این آموزه وارد شده است. از این رو این پژوهش درصدد است تا با بررسی و تحلیل علمی این آموزه، تحقیقی مبسوط در این باره ارائه دهد.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    "Freedom in the Holy Spirit" from the Standpoint of Pentecostal Christianity; an Original Doctrine or an Evangelical Means?
    Abstract: 
    Pentecostal Christianity is a Protestant sect created at the beginning of the twentieth century on the basis of believing in a direct personal experience of God through baptism with the Holy Spirit. Pentecostals believe that all the classes of society have the ability to receive the Holy Spirit. Therefore, from the perspective of the Pentecostals, freedom in the Holy Spirit is a doctrine that has led to the extreme flexibility of this movement in adopting evangelical and devotional strategies, receiving gifts and etc., but the Pentecostals’ selective viewpoint about this teaching and their innovations in this doctrine, along with serious criticisms leveled at the Bible over the principle of a direct personal experience of God through baptism with the Holy Spirit are among the criticisms directed at this doctrine. Therefore, this research aims to carry out an extensive study on this subject through a scientific investigation of this doctrine.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

    مقدمه
    جنبش پنطیکاستی که از دل مسیحیت پروتستان و در ابتدای قرن بیستم در کشور آمریکا به وجود آمد (لياردن، 2006، ص11)، توانسته است در کمتر از 120 سال به‌عنوان پرطرفدارترین فرقة مسیحی، پس از مسیحیت کاتولیک، سریع‌ترین رشد را در اقصی نقاط عالم به خود اختصاص دهد (هکت، 2012، ص9). پیروان این جنبش معتقدند که این حرکت شورانگیز در مسیحیت، تداوم راهی است که دو هزار سال قبل در روز پنطیکاست اتفاق افتاد و حواریون توانستند عطایایی را به واسطة قدرت روح‌القدس دریافت کنند. چارلز فاکس پرهام بنیان‌گذار جنبش پنطیکاستی، به امید دریافت روح‌القدس و عطایای روح‌القدسی، مدرسه‌ای را در ایالت کالیفرنیا بنیان نهاد. مدتی از شروع این مدرسه نگذشته بود که در 31.دسامبر سال 1901م یکی از شاگردان پرهام به نام اگنس آزمن
    (Agnes Ozman) توانست عطیة تکلم به زبان‌ها را دریافت کند. او شروع به تکلم به زبان چینی نمود و تا سه روز قادر به تکلم به زبان انگلیسی نبود (اندرسون، a2005؛ بلیک، 2014). پرهام این رویداد را به آخرین بیرون‌ریزی روح‌القدس پیش از آمدن مجدد مسیح در ابتدای قرن تفسیر کرد و از آن با عنوان تکمیل پیشگویی‌های کتاب مقدس یاد می‌کرد (ر.ک: یوئیل 2: 23). پرهام و رهبران بعدی جنبش معتقد بودند که اگر کسی خالصانه و با ایمان کامل در پی پر شدن از روح‌القدس و دریافت عطایای روحانی باشد، حتماً این عطیه به او اعطا خواهد شد. ازاین‌رو شور و شوق زیادی در میان ایمان‌داران اولیة پنطیکاستی به وجود آمد تا این خبر خوش را به گوش همة جهانیان برسانند. از این‌رو به تبشیر روح‌القدسی روی آوردند. روزوول فلوور (Roswell Flower) یکی از رهبران پنطیکاستی آمریکای شمالی در سال 1908م، می‌نویسد: «هنگامی که روح‌القدس به قلب‌هایمان وارد می‌شود، روح تبشیر نیز همراه آن می‌آید، آنها جدایی‌ناپذیرند... از این‌رو رساندن پیام به قلب‌های گرسنه در این سرزمین و دیگر سرزمین‌ها نتیجة طبیعی آن است» (واکر، 2010، ص22؛ اندرسون، 2004، ص234؛ همو، b2005). از این‌رو می‌توان پنطیکاستی‌ها را روح‌القدس محور و تبشیر محور قلمداد کرد.
    با توجه به اینکه پنطیکاستی‌ها روح‌القدس‌محورند و معتقدند که هر کسی توانایی دریافت روح‌القدس را داراست ـ که از آن با عنوان آموزة آزادی در روح‌القدس یاد می‌کنند ـ و با توجه به اینکه تاکنون هیچ‌گونه تحقیق علمی مدونی دربارة این آموزه صورت نگرفته است، و همچنین با عنایت به اینکه جنبش پنطیکاستی امروزه با تأکید بر این آموزه، از پرطرفدارترین فرقه‌های مسیحی در سراسر عالم قلمداد می‌شود، بررسی تحلیلی این آموزه از میان مکتوبات پنطیکاستی و نقد آن بر مبنای آیات کتاب مقدس و حقایقی که در پسِ اقداماتِ تبشیری پنطیکاستی‌ها وجود دارد، از مهم‌ترين اهداف این پژوهش است. در نتیجه، این تحقیق به دنبال این است تا به سؤالات زیر پاسخ دهد:
    1. آموزة آزادی در روح‌القدس به چه معناست و به چه زمینه‌هایی قابل تسری است؟
    2. آیا پنطیکاستی‌ها از این آموزه به صورت گزینشی استفاده کرده‌اند یا به صورتی عام؟
    3. چه نقدهایی بر این آموزه وارد است و نظر کتاب مقدس در این‌باره چیست؟
    1. آزادی در روح
    مهم‌ترین عاملی که پنطیکاستی‌ها در تبشیرشان از آن بهره‌های وافری می‌برند، به مسئلة «آزادی در روح» یا «آزادی در روح‌القدس» معروف است. مقصود از آزادی در روح این است ‌که هر کسی از هر فرهنگ و نژادی با هر میزان توانایی علمی، از هر طبقه‌ای و از هرگونه طیف سنی، توانایی دریافت روح‌القدس را دارد (اندرسون، 2000) و این امر منجر به انعطاف‌پذیری بالای جنبش در همة زمینه‌ها و رشد و گسترش سریع آن شده است که در ذیل به آنها اشاره می‌شود.
    1.1. تعامل راحت‌تر با جوامع جهان سومی و اقلیت‌های کشورهای غربی‌
    تأکید پنطیکاستی‌ها بر آزادی در روح، این جنبش را ذاتاً در فرهنگ‌ها و مباحث اجتماعی مختلف، قابل انعطاف نشان داده است. این نکته باعث شده تا تعامل میان مردمی که در کشورهای جهان سوم زندگی می‌کنند و اقلیت‌هایی که در کشورهای غربی در حاشیه‌ زندگی می‌کنند، بسیار ساده‌تر باشد. در آفریقا این مسئله به ازدیاد جنبش‌های مسیحی بومی ـ که می‌توان آنها را اصطلاحاً پنطیکاستی قلمداد کرد ـ منجر شد. جان اسپلودا، مسیحی پنطیکاستی، می‌نویسد که علت پویایی و رشد جنبش پنطیکاستی در کشورش را می‌توان در توانایی این جنبش در ترجمة پیام پروتستانی به اشکالی از عباراتی که در فرهنگ محلی عموم مردم آن منطقه وجود دارد، تفسیر کرد. هاروی کاکس می‌گوید: نیروی زیاد آنچه که او تپش پنطیکاستی می‌نامد، در قدرت پنطیکاست بر ترکیب کردن، ظرفیت زبانی آن، موسیقی، فرهنگ بومی و... دانست و اینها چیزهایی هستند که باعث شده‌اند جنبش پنطیکاستی، جنبشی زنده قلمداد شود. این روش کاملاً با شاخصه‌های تبشیری که قبلاً و در ابتدای قرن بیستم رایج بود، تفاوت دارد. بسیاری از کلیساهای قدیمی‌ تبشیری در غرب به‌وجود آمدند که آداب عبادی، الهیات، و مبلغان حرفه‌ای و آموزش‌دیده داشتند و به صورت دقیق تحت اشراف سازمان‌های کلیسایی و رهبری قدرتمند بودند؛ لیکن در جهان سوم این کلیساها را با عنوان کلیساهای خارجی می‌شناختند، چراکه در این گونه کلیساها، مردم ابتدائاً قبل از آن‌که مسیحی شوند، می‌بایست غربی می‌شدند. در مقابل، پنطیکاستی‌ها تأکید می‌کنند بر اینکه هر کسی توانایی دریافت روح‌القدس را داراست. از این‌رو پس از آنکه بومیان، تحت رهبری کلیساها آموزش‌های لازم را سپری می‌کردند، پنطیکاستی‌ها این مسئولیت را به آنها سپردند و از آن منطقه خارج می‌شدند، و سهم مسیونرها در اعضای کلیسا معمولاً کمتر از آنی بود که در تبشیرهای قبلی بود (برگس، 2006، ص12-13؛ اندرسون، 2000).
    1.2. قابل انعطاف بودن در انتخاب ساختارها و استراتژی‌های تبشیر
    پنطیکاستی‌ها در سیاست‌های تبشیری‌شان تمام تغییرات ممکنی را که به پویایی و رشد جنبش کمک کند، با آغوش باز می‌پذیرند. از ‌این‌رو پنطیکاستی‌ها نکات مثبت کلیساهای اسقفی، پرسپیترین، ایونجلیست و حتی سیاست‌هایی را که کلیساهای خودمختار بر آن تأکید می‌کنند، پذیرفته و در برنامه‌های تبشیری خود گنجانده‌اند (کارکاینن، 2004).
    1.3. آزادی در نحوة پرستش و انجام عبادات
    این نکته سبب شده است تا تمام اعضای شرکت‌کننده در گردهمایی‌های پنطیکاستی‌ها ـ چه در جلسات رسمی کلیسا، چه در برنامه‌های کلیساهای خانگی و چه در نشست‌های فرقه‌ای ـ مشارکت فعالی در نحوة انجام عبادات داشته باشند (اندرسون، 2004). به‌علاوه از دیگر امتیازات این نحوه انجام عبادت این است که هر کسی در هر لحظه و در هر مکانی می‌تواند با روح‌القدس ارتباط برقرار کند ـ برای مثال فضای نامقدسی مثل خانه را به مکان مقدسی چون کلیسا تبدیل سازد ـ و به عبادت بپردازد. مناجات خودبه‌خودی، دست زدن، رقصیدن، سر تکان ‌دادن، بلند کردن دست‌ها، دراز کردن دست‌ها و خوابیدن روی زمین و ذکر هللویاه را زمزمه کردن، از مصادیق عبادت پنطیکاستی است (پارسیتاو، 2010).
    1.4. آزادی در امر کشیشی و میسیونری
    هر کس وقت کافی و استعداد کشیش شدن و یا میسیونر شدن را داشته باشد، می‌تواند پس از گذراندن دوره‌های آموزشی، به‌عنوان میسیونر یا کشیش به خدمت بپردازد؛ چراکه روح‌القدس این ظرفیت را به همة افراد اعطا کرده‌ است و حتی افراد بزهکار نیز می‌توانند پس از توبه و کسب شرایط لازم، به این مقام نایل آیند (برگس، 2006، ص212؛ ما، 2007).
    1.5. آزادی در تولید ادبیات متنی، اشعار و متون الهیات
    آزادی در روح‌القدس سبب شده است تا پنطیکاستی‌ها از هر منطقه‌ و ناحیه‌ای که هستند، متناسب با فضای فرهنگی همان منطقه، متون الهیاتی و ادبیاتی خود را تنظیم کنند (برگس، 2006، ص14). به‌علاوه با توجه به نیروی جوانی که وارد فضای کلیساها می‌شود، ضروری است متناسب با روحیات آنان از اشعار و سبک‌‌های موسیقی جوان‌پسند استفاده شود. از ‌این‌رو پنطیکاستی‌ها با سرودن و خواندن اشعار، با سبک‌هایی همانند رپ و هیپ‌هپ، بر شور و شوق جوانان مي‌افزايند و انگیزه‌های آنها را برای ماندن در جنبش تقویت می‌‌کنند (پارسیتاو، 2010).
    1.6. آزادی در دریافت عطایای روحانی
    هر کسی که به روح‌القدس و قدرت شگفت‌انگیز او در اعطای عطایا ایمان بیاورد، حتماً از روح‌القدس پر خواهد شد. از ‌این‌رو دریافت عطیة شفا، تکلم به زبان‌ها و معجزات، برای هر کسی امکان‌پذیر خواهد بود (دریک ماشاو، 2013).
    1.7. برداشته شدن فاصله‌ها و ایجاد برابری
    به‌واسطة خون مسیح، رنگ پوست در خون شسته شد؛ چراکه با این عمل، همة نژادها با هم برابر شدند‌ و می‌توانند در کنار یکدیگر در کلیسا حاضر شده، از روح‌القدس پر شوند. از ‌این‌رو، دیگر اشکالی ندارد که یک زن جوان سیاه‌پوست مرد سفیدپوستی را در آغوش گیرد و با هم به دعا بپردازند (برگس، 2006، ص213).
    این امور در میان تمام فرقه‌های پنطیکاستی و کاریزماتیک وجود دارد، و همه پذیرفته‌اند که آزادی در روح به‌عنوان مشخصة ممتاز این جنبش، کرانه‌های جدید را به سوی آنان گشوده و سبب جذب افراد بی‌شماری از دیگر فرقه‌های مسیحی و سایر ادیان الهی و غیر الهی به جنبش شده است.
    2. تحلیل و بررسی آموزة آزادی در روح
    در این قسمت، صحت و سقم این آموزه از پنج منظر، مورد بررسی و ارزيابي تفصیلی قرار می‌گیرد که به شرح ذیل بیان می‌شود:
    2.1. قابل انعطاف بودن در استراتژی‌های تبشیری؟
    یکی از نکاتی که پنطیکاستی‌ها در استراتژی‌های تبشیری خود بر آن تأکید می‌کنند، انعطاف بالای این جنبش در تطبیق با شرایط جوامع هدف است؛ اما آیا این نکته صحیح است؟ آیا تطبیق‌پذیری، رویة دائمی پنطیکاستی‌ها در مقابل پیروان سایر ادیان یا حتی سایر نحله‌های مسیحی بوده است؟ بررسی عملکرد پنطیکاستی‌ها در قبال سایر مسیحیان و ادیانی همچون اسلام، به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد.
    2.1.1. عملکرد پنطیکاستی‌ها در قبال مسیحیان
    در سال‌های اولیة جنبش پنطیکاستی و هم‌زمان با شروع فعالیت‌های تبشیری در اوایل دهة 1900م، بسیاری از پنطیکاستی‌ها، با هدف تبلیغ ایمان پنطیکاستی، به سراغ کاتولیک‌هایی رفتند که به‌ظاهر مسیحی و تعمیدیافته بودند، لیکن در هیچ یک از فعالیت‌های کلیسایی مشارکت نمی‌کردند. این اقدام پنطیکاستی‌ها، از منظر رهبران کاتولیکی عملی غیرمنصفانه قلمداد شد و موجب اعتراض آنها گرديد. برای مثال، پاپ ژان پل دوم در چهارمین کنفرانس عمومی شبان‌ها، که در سال 1992م و در آمریکای لاتین برگزار شد، پنطیکاستی‌ها را تلویحاً فرقه‌ای معرفی کرد که همانند گرگ‌های درنده‌خو، کاتولیک‌های آمریکای لاتین را می‌بلعد (راسچ، 2011، ص938). به‌علاوه بیشتر پنطیکاستی‌ها بر اساس آنچه که در کتاب مکاشفه آمده و از رومیان بدگویی شده، معتقدند که کاتولیک‌ها مرتدند؛ از این‌رو آنها را متهم به توحید (و نه تثلیث) کرده، حتی در برخی موارد آنها را بت‌پرست معرفی می‌کنند. آنها معتقدند که واتیکان تعالیمی غیرکتاب مقدسی و خرافه ارائه می‌کند. تعابیر زننده‌‌ای همانند فاحشه، زناکار و فاحشه‌خانه بودن واتیکان، از دیگر اتهاماتی است که برخی پنطیکاستی‌ها به کاتولیک‌ها روا می‌داشته و مي‌دارند (همان، ص937).
    پنطیکاستی‌ها در قبال سایر فرقه‌های مسیحی نیز عملکردی مشابه داشتند. از این‌رو با ضعیف نشان دادن و حمله به الهیات و مناسک‌ آنها، مؤمنان آنها را به سوی خود جذب می‌کردند. همین امر موجب می‌شد تا آن کلیساها، جنبش پنطیکاستی‌ را فرقه‌ای انحرافی قلمداد کنند که درصدد به بیراهه کشاندن پیروانشان هستند (برگس، 2006، ص320-330).
    2.1.2. عملکرد پنطیکاستی‌ها در دنیای اسلام
    با توجه به اینکه اطلاعات پنطیکاستی‌ها دربارة مسلمانان، جامعة اسلامی و آگاهی از فرهنگ و تعصبات آنها، در پنجاه سال ابتدایی ورود به دنیای اسلام چندان زیاد نبود، فعالیت‌های تبشیری‌شان با استقبالی از جانب مسلمانان مواجه نشد؛ لیکن با تغییر و ترمیم رویّه‌های تبشیری در دهه‌های 1980م و 1990م بر شدت فعالیت‌های تبشیری خود افزودند. بدین منظور، از رویکرد حمله به اسلام، به مظلوم‌نمایی روی آوردند.
    پنطیکاستی‌ها مسلمانان را بخشی از امپراتوری شیطان معرفی می‌کنند: «ما هنوز درهای دژ اسلام را ضربه می‌زنیم... قصد مقدس ما این است که مأموریت بزرگی که پادشاه ما ـ مسیح ـ به گردن ما انداخته، انجام دهیم؛ به اینکه به دژ شیطان حمله کنیم». از نگاه بونکه (Bonnke) برای غلبه بر مسلمانان باید تمام مساجد آفریقا را در کوتاه‌ترین زمان ممکن از بین برد و حذف کرد. این حذف از طریق مسیحی‌سازی قابل دستیابی است، که سرانجام به نابودی فرهنگی آنها منجر می‌شود (گیفورد، 1992، ص171).
    پنطیکاستی‌ها بر این باورند که رشد سریع کلیسا در مناطق اسلامی، بدون وجود تعقیب، آزار و محدودیت آزادی مذهبی میسر نخواهد بود. از این‌رو، از این نکته می‌توان به عنوان حربه‌ای براي جذب بیشتر مسلمانان استفاده کرد. برای مثال، در کشور نیجریه (پرجمعیت‌ترین کشور آفریقا) از سال 1991م، صدها کلیسا به‌وسیلة نظامیان مسلمان نابود شده است و هزاران شبان و مؤمن کشته و سوزانده و حتی برخی نیز از کشور اخراج شده‌اند. استفاده از این حربه و مظلوم نشان‌دادن میسیونرهای پنطیکاستی، باعث رشد کلیساهای پنطیکاستی در نیجریه بوده است؛ به‌گونه‌ای‌که فعالیت میسیونرها در میان 46 میلیون مسلمان نیجریه‌ای، به مسیحی شدن بیشتر آنها منجر شد (برگس، 2006، ص267).
    با توجه به نکات فوق نمی‌توان رویکرد تطبیق‌پذیری پنطیکاستی‌ها با شرایط جوامع هدف را رویکرد عامی دانست؛ چراکه استفاده از رویکردهای خصمانه، ناجوانمرادانه، تهاجمی و مظلوم‌نمایانه در اولویت فعالیت‌های تبشیری پنطیکاستی‌ها در میان جوامعی است که توان نفوذ در میان دیندارانش را ندارند.
    2.2. تحلیلی بر آموزه‌های عبادی پنطیکاستی‌ها
    پنطیکاستی‌ها معتقدند در جلسات عبادی برای آنکه صمیمانه وجود خدا را احساس کند و از عبادت لذت ببرند، باید برخلاف سایر فرقه‌های مسیحی، جلسات خود را با شور و هیجان خاصی برگزار کنند. از ‌این‌رو استفاده از انواع موسیقی‌های تند و شاد، انواع رقص‌ها، آوازخواندن و تحرک و پویایی بالا را شاخصة ممتاز جلسات عبادی خود عنوان می‌کنند. آنها معتقدند که این سبک از عبادت سبب می‌شود تا روح‌القدس به صورت ناگهانی و به‌یک‌باره بر فرد حلول کنند؛ او را به حرکت وادارند و قدرت شفابخشی عطا نمايند و در نتیجه، فرد سرشار از احساسات می‌شود و خدا را در اعماق وجودش می‌یابد (الکساندر، 2009، ص21؛ لیاردن، 2006، ص16)؛ اما آیا این شیوة عبادی پنطیکاستی‌ها با کتاب مقدس نیز سازگار است؟ آیا تبعات بدی برای فرد ندارد؟ پاسخ به سؤالاتی از اين دست، در این بخش مورد نظر است.
    2.2.1. هرج و مرج و بی‌نظمی جلسات
    در اول قرنتیان آمده است: «خدا هرج و مرج را دوست ندارد؛ بلکه هماهنگی و نظم و ترتیب را؛ همان‌گونه‌که در تمام کلیساها مشاهده می‌شود» (33:14) و «هرکاری به‌جای خود نیکوست و باید با نظم و ترتیب انجام شود» (40:14).
    در این فقرات از کتاب مقدس به‌صراحت ذکر شده است که خداوند هرج و مرج را دوست ندارد؛ زیرا خداوند خالق نظم است، نه خالق بی‌نظمی و هرج و مرج.
    از سوي دیگر، مراسم عبادی باید به‌گونه‌ای برگزار شود که به افزایش ایمان منتهی شده و کمال‌آور باشد. همان‌گونه که در اول قرنتیان 14: 26 بر این نکته تأکید شده است:
    پس ایمان‌داران عزیز! مقصود خود را به‌طور خلاصه بیان می‌کنم. وقتی برای عبادت در کلیسا جمع می‌شوید، یکی از شما سرود بخواند؛ دیگری کلام خدا را تعلیم دهد؛ یکی دیگر حقیقتی را که از جانب خدا بر او آشکار شده بیان نماید؛ یک نفر نیز به زبان‌های غیر سخن بگوید و دیگری آن را ترجمه کند؛ اما هرچه انجام می‌شود، باید برای همة ایمان‌داران مفید باشد و باعث تقویت و رشد روحانی ایشان گردد.
    اين در حالی‌که در جلساتی که هرج و مرج موج می‌زند، امکان استفاده برای تقویت ایمان کاهش پیدا می‌کند و آنچه مراد کتاب مقدس است محقق نمی‌شود.
    دیگر اینکه اعمالی که در جلسات عبادی انجام می‌گیرد، باید موجب جلال خدا شود؛ چنان‌که در اول قرنتیان 10: 31 اشاره شده است: «جواب سؤال شما این است: کارهای شما، حتی خوردن و نوشیدنتان، همه باید برای جلال و بزرگی خدا باشد».
    آیا آنچه که در جلسات پنطیکاستی‌ها اتفاق می‌افتد، موجب جلال خدا می‌شود؟ برای مثال، در این جلسات برخی از زن‌ها برای آنکه دعایشان برآورده شود، با صورت روی زمین دراز کشیده و تقلاکنان کارهایی انجام می‌دهند. این کار سبب می‌شود که پوشش بدنشان کنار رود؛ از ‌این‌رو برای اینکه بدنشان دیده نشود، کت یا چیزی شبیه به آن روی آنها می‌اندازند (اچ پل، 2001، ص58). آیا این نکته با آیات مقدس منافات ندارد؟ آیا هیچ‌گونه بیان واضحی در رساله‌ها وجود دارد که از این‌گونه اعمال حمایت کرده باشد؟ آیا هیچ‌گونه رویداد ضبط شده‌ای که در کتاب اعمال رسولان آمده باشد و مؤید این‌گونه اقدامات باشد، وجود دارد؟ (همان، ص59).
    پنطیکاستی‌ها در این‌باره به اعمال رسولان 9: 4 ـ عملی که پولس در مسیر دمشق انجام داد ـ استناد می‌کنند: «به‌طوری که بر زمین افتاد و صدایی شنید که به او می‌گفت: پولس! پولس! چرا این‌قدر مرا رنج می‌دهی؟»؛ لیکن در جواب باید گفت که پولس یا شائول در آن زمان مؤمن نبود؛ بلکه کسی بود که مؤمنان را آزار می‌داد.
    برخی نیز به یوحنا 18: 6 استناد می‌کنند: «به محض اینکه گفت من خودم هستم، همه عقب‌عقب رفتند و بر زمین افتادند»؛ ولی در اینجا نیز آنهایی که روی زمین افتادند؛ از کسانی نبودند که بخواهند تقدیس شوند یا شفا یابند؛ بلکه از دشمنانی بودند که آمده بودند تا او را بازداشت کنند و از مؤمنان نبودند.
    از‌این‌رو، بی‌نظمی‌هایی که در جلسات پنطیکاستی‌ها وجود دارد، نه با آنچه در کتاب مقدس آمده همخوانی دارد و نه کمال‌آور محسوب می‌شوند، و نه باعث نجابت و نظم می‌گردد و نه موجب جلال خدا می‌شود.
    2.2.2. موسیقی‌های تند
    پنطیکاستی‌‌ها معتقدند که استفاده از موسیقی سبب می‌شود تا میل به تدین بیشتر شده، علاقه به زندگی توأم با معنویت در مردم بیدار شود (برگس، 2006، ص316)؛ از ‌این‌رو، یکی از برنامه‌های ثابت جلسات عبادی پنطیکاستی، اجرای زندة موسیقی و رقصیدن به همراه آن است؛ لیکن همان‌گونه که در بحث قبلی گذشت، بی‌نظمی و هرج و مرج در حال عبادت، مطلوب کتاب مقدس نیست؛ به‌علاوه استفاده از موسیقی‌های جدید تبعاتی نیز دارد که در ذیل به آنها اشاره می‌شود.
    پنطیکاستی‌ها برای آنکه جلسات عبادی‌شان جذاب‌تر به نظر آید، سعی می‌کنند تا از فضاسازی‌های متداولی که در کنسرت‌های موسیقی استفاده می‌شود، کپی‌برداری کنند. از ‌این‌رو، به هنگام اجرای زندة موسیقی، فضا را تاریک و نورافکن‌ها را روشن مي‌کنند و خوانندگانی که لباس‌های شهوت‌انگیز پوشیده‌اند، شروع به خواندن مي‌نمايند (دبلیو کلود، a 2012، ص147). تنها فرق این جلسات با کنسرت‌های خارج از کلیسا این است که در این جلسات در لابه‌لای اشعاری که خوانده می‌شود، کلماتی نیز نسبت به خدا و مسیح گفته می‌شود؛ برای مثال، ذکر هللویاه تکرار می‌شود (دبلیو کلود، 2014، ص18). در چنین فضایی، تعجب‌آور نیست که مسائل فسادبرانگیز و شهوانی رخنه کند؛ به‌گونه‌ای که امروزه غالب مراسم‌های عبادی پنطیکاستی‌ها دچار فساد اخلاقی مي‌گردد و در فضایی احساسی و شهوانی برگزار می‌شود. این نکته نباید تعجب‌آور باشد؛ زیرا موسیقی‌های امروزی، به‌ویژه راک، پاپ و هیپ‌هپ، غالباً با مسائل جنسی همراه شده است؛ زیرا خود موسیقی و سبک آن شهوانی است و حرکات شهوانی نوازندگان و خوانندگان موسیقی راک امر مرسومی است (دبلیو کلود، 2014، ص25-26؛ همو، 2015، ص199؛ همو، 2016، ص5؛ همو، 2011، ص28). از‌این‌رو، امروزه برخی افراد بدکاره یا طلاق‌گرفته، به‌عنوان هنرمند در مراسمات عبادی مشغول به فعالیت‌اند.
    در چنین فضای احساسی و شهوانی، دور از انتظار نیست که زنان طلایه‌داران جلسات عبادی باشند و مردان یا حتی شماس‌ها و کشیش‌ها، برای آنکه از جلسه لذت بیشتری ببرند، مشروبات الکلی یا مواد مخدر استعمال کنند یا به زنان القا کنند که داشتن روابط جنسی با کشیش یا شبان، به‌منزلة دریافت روح‌القدس است و به‌سادگی تن به فحشا دهند؛ به‌گونه‌ای که امروزه برخی از این گونه شماسان و کشیشان، به دليل داشتن روابط نامشروع در زندان هستند (همو، 2016، ص15).
    2.2.3. به‌کارگیری روش‌های غلط و دست‌ساخته
    یکی دیگر از نکاتی که در جلسات پنطیکاستی جلب توجه می‌کند، استفاده از روش‌های دست‌ساخته در انجام امور عبادی است. برای مثال، شبان کلیسا، برای آنکه افراد تکلم به زبان‌ها داشته باشند، از کسانی که در جلسه نشسته‌اند، می‌خواهد تا سرهایشان را به عقب ببرند و دهان‌هایشان را باز کنند و سپس صدایی از خود درآورند؛ سپس شبان پشت سر آنها می‌رود و در حال گفتن اصوات (همانند آه ه ه ه ه) سر آنها را تکان می‌دهد تا صدایشان به لرزه افتد؛ سپس آنها را تشویق می‌کند تا با صدای بلندتری بخوانند و از آنان می‌خواهد تا این کار را ادامه دهند. در واقع آنها را آموزش می‌دهد. درحالی‌که تکلم به‌ زبان‌ها، بر فرض که بپذیریم امروزه صورت می‌پذیرد، عطیه‌ای الهی است و این خداست که این عطیه را به‌واسطة روح‌القدس به فرد عطا می‌کند، نه اینکه بتوان آن را از طریق آموزش آموخت (اچ پل، 2001، ص62).
    در عبادات پنطیکاستی، بر تحریک کردن احساسات و به جنب و جوش واداشتن افراد تأکید می‌شود؛ در حالی‌که این امور پشتوانة کتاب مقدسی ندارند. از‌این‌رو، تجربه‌محور بودن بیش از حد پنطیکاستی‌ها، این انتقاد را بر آنان وارد کرده است که به سمت اومانیسم گرايش يافته‌اند: گرایش به ایمان انسان‌محور، نه ایمان خدا‌محور (کریس، 2016).
    با توجه به نکاتی که گفته شد، آزادی در نحوة پرستش و عبادت ـ همان‌گونه که در جلسات پنطیکاستی‌ها مشاهده می‌شود ـ علاوه بر آنکه با کتاب مقدس منافات دارد، می‌تواند به انحرافات اخلاقی، ابداع قوانین عبادی و در نهایت گرایش به ایمان انسان‌محور منجر شود.
    2.3. بررسی جامعة هدف پنطیکاستی‌ها در تبشیر
    با توجه به اینکه طیف‌های گسترده‌ای از جامعه، مخاطب میسیونرهای پنطیکاستی بوده‌اند، با تقسیم آنها به شش گروه، به بررسی آنها خواهیم پرداخت.
    2.3.1. از لحاظ جنسیت و طیف سنی
    از لحاظ جنسیت، هم مردان و هم زنان، جزء مخاطبان میسیونرها بوده‌اند؛ زیرا بر اساس آنچه که در کتاب اعمال رسولان 2: 17-18 آمده است، پنطیکاستی‌ها معتقدند: همة اعضای کلیسا، اعم از زن و مرد، پیر و جوان، بنده و مولا، می‌توانند در دریافت روح‌القدس سهیم باشند:
    که خدا می‌گوید در ایّام آخر، چنین خواهد بود که از روح خود بر تمامِ بشر خواهم ریخت و پسران و دختران شما نبوّت کنند و جوانان شما رؤیاها و پیران شما خواب‌ها خواهند دید؛ و بر غلامان و کنیزان خود در آن ایّام، از روح خود خواهم ریخت و ایشان نبوّت خواهند نمود (اعمال رسولان 2: 17-18).
    در این میان، مردان پس از مسیحی شدن، یا به‌عنوان یکی از اعضاي عادی جامعة پنطیکاستی، به فعالیت‌های روزمرة خود ادامه مي‌دهند و همانند سایر مسیحیان، آخر هر هفته یا در مناسب‌های خاص، به کلیسا مي‌روند و در جلسات دعا و نیایش کلیسایی شرکت می‌کنند؛ یا به‌عنوان یک میسیونر به تبلیغ ایمان پنطیکاستی در کشور خود یا در سایر کشورها می‌پردازند؛ یا پس از گذراندن دوره‌های آموزشی، منصب شبانی یا رهبری یک کلیسا را بر عهده می‌گیرند؛ اما وضعیت زنان در جامعة پنطیکاستی کمی با فراز و نشیب همراه بوده است. گرچه در آغاز جنبش پنطیکاستی زنان نقش برجسته‌ای داشتند، همانند اگنس آزمن به‌عنوان اولین کسی که تعمید توسط روح‌القدس را دریافت کرد و پس از آن شروع به تکلم به زبان‌ها نمود، لیکن در مسئلة رهبریِ زنان کمی با اغماض رفتار می‌شد؛ بدین‌صورت که هرگاه ضرورت داشت که زنان رهبری کلیسایی را بر عهده داشته باشند، از آنها کمک مي‌خواستند و پس از برطرف شدن مشکل، به منظور حفظ قدرت مردان، آنها را محصور کرده، از رهبری آنان انتقاد می‌کردند (برگس، 2002، ص1203)؛ در نتیجه زنان در فرودست می‌ماندند و از رهبران مرد تبعیت می‌کردند. البته امروزه این مسئله کمی تغییر کرده است و زنان می‌توانند در کنار مناصب شماسی و کشیشی و مشارکت در فعالیت‌های عمومی، منصب رهبری یک کلیسا را نیز کسب کنند (همان، ص1209).
    از نظر طیف سنی نیز همة سنین می‌توانند مخاطب پیام پنطیکاستی باشند؛ لیکن از این میان، کودکان، نوجوانان و به‌ويژه جوانان، جزء مخاطبان اصلی جنبش قلمداد می‌شوند. پنطیکاستی‌ها با شناسایی ظرفیت‌ها، علايق و نیازهای روحی و عاطفی جوانان و نوجوانان، آنان را به سوی خود جذب کرده، در مجامع کلیسایی وارد می‌کنند (اندرسون، 2000؛ پارسیتاو، 2010).
    2.3.2. از لحاظ نژاد و ملیت
    پنطیکاستی‌ها معتقدند به‌واسطة خونی که از مسیح ریخته شد، رنگ پوست در خون آمیخته شد و لذا همة نژادها می‌توانند مخاطب پیام جنبش باشند (تاکر، 2011، ص32؛ هورن، 2008؛ دیلگر، 2013). از‌این‌رو از همان ابتدای جنبش، این کلیسا با نژادپرستی به مبارزه می‌پرداخت؛ چراکه ویلیام سیمور، یکی از رهبران اصلی جنبش، فردی آفریقایی ـ آمریکایی‌تبار بوده است (اندرسون، 2000؛ جالمبی 2007، ص31). توجه به نژادهای مختلف عاملی شد تا سیاه و سفید در کنار یکدیگر و بدون هیچ تفاوتی به عبادت بپردازند. توجه به این نکته سبب رشد جنبش در سال‌های نخستين آن شد (همان، ص98). امروزه استفاده از رهبران بومی یکی از شاخصه‌های اصلی جنبش و عامل تمایز میان پنطیکاستی‌ها و سایر فرقه‌های مسیحی محسوب می‌شود (برگس، 2006، ص142).
    از لحاظ ملیت نیز ـ همان‌گونه که باور پنطیکاستی‌هاست ـ همة افراد از هر ملیتی توانایی دریافت روح‌القدس را دارند؛ از‌این‌رو امروزه این جنبش تقریباً در هر کشوری یافت می‌شود؛ لیکن تمرکز اصلی بر روی مردم کشورهای جهان سوم و کشورهای توسعه‌نیافته بوده است (پارسیتاو، 2010). البته این نکته در اینجا قابل ذکر است که بر مبنای آنچه پنطیکاستی‌ها گفته‌اند، قرن گذشته قرن قارة آفریقا بوده و بيشترين فعالیت‌های میسیونرهای پنطیکاستی، در کشورهای آفریقایی جریان داشته است و قرن حاضر مربوط به قارة آسیاست. طبق این نکته، منافاتی ندارد که پنطیکاستی‌ها از همان ابتدای جنبش، به اقصی نقاط دنیا رفته باشند؛ لیکن تمرکز اصلی بر قارة آفریقا بوده است. در قرن جدید نیز بیشتر به سراغ کشورهای نیمکرة جنوبی و به‌ويژه کشورهای قارة آسیا آمده‌اند (برگس، 2006، ص2).
    2.3.3. از لحاظ میزان دینداری
    اگر ادیان را در یک دسته‌بندی، به الهی و غیرالهی تقسیم کنیم، پنطیکاستی‌ها، هم به سراغ پیروان ادیان الهی رفته‌اند و هم پیروان ادیان غیرالهی. در میان ادیان الهی نیز مخاطبان پنطیکاستی‌ها عموماً از میان پیروان سه دین اسلام، یهودیت و مسیحیت بوده‌اند. درست است که پنطیکاستی‌ها خود از مسیحیان محسوب می‌شوند، ولی از تبلیغ در میان سایر فرقه‌های مسیحی یا مسلمان نیز خودداری نکرده‌اند. بیشتر مسلمانان و مسیحیانی که به پنطیکاستی‌ها ملحق شده‌اند، کساني بوده‌اند که به‌ظاهر مسیحی یا مسلمان بوده و پایبندی محکمی به آداب و احکام دین مبدأ خود نداشته‌اند؛ از‌این‌رو، پنطیکاستی‌ها به سراغ کساني رفته‌اند که مسیحی یا مسلمان اسمی بوده‌اند، نه حقیقی. پنطیکاستی‌ها با نقد آموزه‌های دین مبدأ و بیان زیبایی‌های آموزه‌های پنطیکاستی، افراد سست‌ایمان را به‌سوی خود مي‌کشند و پنطیکاستی می‌کنند (اسمیت، 1998، ص2).
    در میان یهودیان نیز با توجه به اشتراکاتی که میان پنطیکاستی‌ها و یهودیان وجود داشت، همانند اشتراک در عهد عتیق، برخی معتقد بودند که مسیحی‌سازی باید نخست از میان یهودیان آغاز شود (ر.ک: رومیان 1: 16)؛ ازاین‌رو پنطیکاستی‌ها به جذب یهودیان نیز پرداختند. شاهد بر این مسئله نیز وجود فرقه‌های پنطیکاستی صهیونیست است که هم مسیحیان و هم یهودیان در آن عضوند (برگس، 2006، ص271).
    از میان متدینان به ادیان غیرالهی، پیروان آن دسته از ادیانی که به امور معنوی و عرفانی توجه ویژه‌ای دارند، به‌واسطة آشنا شدن با آموزه‌های پنطیکاستی‌ها و بالاخص عطایای شفابخش و معجزه‌آسا، به پنطیکاستی‌ها روی‌آوردند. شاهد این مسئله نیز وجود پیروان متعدد پنطیکاستی در کشورهایی همچون هند و کرة جنوبی است (همان، ص249، 276).
    بنابراین می‌توان این برداشت را نیز مطرح کرد که حتی آن دسته از افرادی که به هیچ دینی معتقد نیستند، لیکن به امور غیرعادی همانند جن‌گیری، شفادرمانی، هیپنوتیزم و... معتقدند، می‌توانند از علاقه‌مندان به این جنبش محسوب شوند.
    2.3.4. از لحاظ شرایط اقتصادی
    اگر بخواهیم از لحاظ شرایط اقتصادی، مردم را به سه قشر فقیر، متوسط و مرفه دسته‌بندی کنیم، باید گفت که پنطیکاستی‌ها به سراغ هر سه گروه رفته‌اند (تاکر، 2011، ص42). از آنجایی‌که رهبران اولیة پنطیکاستی، خود از طبقات پایین جامعه بودند، تمرکزشان را بر روی افرادی قرار دادند که وضعیت اقتصادی و اجتماعی‌شان در سطح نازلی قرار داشت (برگس، 2006، ص142). از‌این‌رو امروزه اکثریت پنطیکاستی‌ها کساني هستند که در حاشیة شهرهای صنعتی و روستاها زندگی می‌کنند و غالباً فقیر، بی‌خانمان، بیکار و بدهکارند یا مهارتی در شغلی ندارند (پارسیتاو، 2010؛ میلر، 2007؛ مک کلانگ، 1988)؛ افرادی که از شرايط موجود ناراضی‌اند، لیکن اقدامی برای تغییر آن نمی‌توانند انجام دهند (برگس، 2006، ص444). درنتیجه، از آن‌روی که چنین افرادی دارای مشکلات اقتصادی ـ معیشتی و روحی ـ روانی بسیاری‌اند، به سراغ پنطیکاستی‌ها می‌آیند تا هم به‌واسطة معنویت پنطیکاستی‌ها دردهای روحی خود را تسکین دهند و هم با مشارکت در خدمات اقتصادی ـ رفاهی که پنطیکاستی‌ها عهده‌دارِ آن‌اند، از شرايط بد اقتصادی فاصله بگیرند.
    این رویه‌ای که پنطیکاستی‌ها در پیش گرفتند، با آنچه که در کتاب مقدس آمده‌ بود، همخوانی دارد. همان‌گونه‌که در انجیل لوقا 4: 18 آمده است، مسیح در موعظه‌ای که برای مردم داشت، دربارة سرنوشت فقرا بیاناتی ایراد فرمود. پس از مسیح نیز شاگردان اولیة او انجام خدمات اجتماعی را به‌عنوان یکی از جنبه‌های ضروری زندگی کلیسایی ادامه دادند. بدین‌صورت که اعضا دارایی‌های خود را می‌فروختند و با فقرا به اشتراک می‌گذاشتند تا سطحی از برابری در کلیسا به‌وجود آید. در بند ششم از کتاب اعمال رسولان آمده است که حواریون، شماسانی را مسئول انجام خدمات رفاهی در کلیسا قرار دادند که از آن با عنوان کشیشی برای فقرا یاد می‌شود. بر همین اساس امروزه شماسی با انجام خدمات اجتماعی شروع می‌شود و کلیساها به‌عنوان سازمان‌های خیریه عهده‌دار افراد فقیرند. از‌این‌رو، می‌توان نتیجه گرفت که تبلیغ مسیحیت و نگرانی‌های اجتماعی، با یکدیگر در ارتباط هستند (همان، ص119-120).
    وقتی وضعیت اجتماعی پنطیکاستی‌ها پیشرفت کرد، با هدف لایه‌روبی کردن جامعه، به سراغ طبقة متوسط و کارگر شهرنشین نیز رفتند. برخی از مرفهان نیز وقتی پیام معنویت پنطیکاستی را شنیدند، با شور و شوق به آن پیوستند و با تمام وجود به حمایت از آن پرداختند. شاهد بر این مسئله، مراکز خیریه و یتیم‌خانه‌هایی است که هر چند در قلب آفریقا و کشورهای توسعه‌نیافته وجود دارند، لیکن از سوی برخی افراد ثروتمند غربی و آمریکایی حمایت مالی می‌شوند (میلر 2007، ص70؛ دیگلر، 2009).
    2.3.5. از لحاظ سطح علمی
    در سال‌های اولیة جنبش، اقبال افراد بی‌سواد و کم‌سواد به پنطیکاستی‌ها، بیش از افراد باسواد بوده است. شاهد بر این نکته انتقاداتی است که از سوی ديگر فرق مسیحی، در سال‌های اولیة جنبش، بر پنطیکاستی‌ها وارد می‌شد؛ چراکه پنطیکاستی‌های نخستين و حتی برخی از بزرگان این جنبش، از سطح علمی بالایی برخوردار نبوده‌اند (برگس، 2006، ص36). از‌این‌رو، هنوز هم افراد کم‌سواد و بی‌سواد بیشترین پیروان این جنبش‌اند (پاراسیتاو، 2010).
    به مرور زمان و با تغییر رویکرد پنطیکاستی‌ها و گرایش به جذب جوانان و جوان‌محوری، پنطیکاستی‌ها به سراغ جوانان تحصیل‌کردة شهری رفتند؛ جوانان تحصیل‌کرده‌ای که نیازهای معنوی و غیرمعنوی متعددی دارند. حضور در مدارس، دانشکده‌ها و دانشگاه‌ها و تبلیغ معنویت پنطیکاستی‌ برای آن دسته از افراد تحصیل‌کرده‌ای که میزان تقید آنان به دین کم است یا اساساً غیرمتدین محسوب می‌شوند، سبب جذب این‌گونه افراد به سوی جنبش شد (همان).
    از سوی دیگر، پس از سپری شدن دوران بی‌مهری و طرد پنطیکاستی‌ها از مجامع دانشگاهی، حضور پنطیکاستی‌هایی که دارای تخصص در رشته‌های مختلفی هستند، جهت تدریس و حضور در فضاهای دانشگاهی، عاملی دیگر در جذب افراد تحصیل‌کرده به جنبش بوده است (برگس، 2006، ص37).
    گروه سومی از افراد تحصیل‌کرده که جذب جنبش شده‌اند، جوانان نخبه‌ای هستند که از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل شده، ولی بیکارند. پنطیکاستی‌ها با ایجاد فرصت‌های شغلی برای آنان این‌گونه افراد را جذب مي‌کنند و در برخی موارد، پس از سپری کردن آموزش‌های لازم، از آنها جهت مسیونری و حتی رهبری کلیساها استفاده می‌کنند (وايت، 2015). شاهد بر این مسئله، کلیساهایی است که امروزه توسط دختران و پسران جوان بنا و اداره می‌شود (پاراسیتاو، 2010).
    2.3.6. از لحاظ میزان سلامت جسمی و روحی ـ روانی
    بر اساس میزان سلامت جسمی و روحی‌ ـ روانی افراد، پنطیکاستی‌ها به سراغ سه دسته از افراد رفته‌اند:
    الف) افرادی که از سلامت کامل جسمی برخوردار نیستند؛ مبتلایان به بیماری‌های صعب‌العلاج؛ و معلولان
    جسمی ـ حرکتی: پنطیکاستی‌ها با حضور در بیمارستا‌ن‌ها و کلینیک‌ها براي مراقبت و سرپرستی بیماران، به‌ويژه آنهایی که دارای بیماری‌های صعب‌العلاج‌اند، سعی می‌کنند که با ارائة خدمات پزشکی به این‌دسته از افراد از درد و رنج آنها بکاهند و به‌منظور تقویت روحیة آنها، با عرضة ایمان به روح‌القدس، از آنان بخواهند تا با امید به دریافت عطایای شفابخش، با بیماری خود مبارزه کنند و به سلامتی کامل خود خوش‌بین باشند (میلر، 2007، ص42؛ واکر، 2010، ص120؛ لوگو، 2006، ص54).
    در مناطق آفریقایی و کشورهای جهان سوم، به علت وجود بیماری‌هایی همانند ایدز، سل و مالاریا، و با توجه به اینکه در این مناطق نیاز به مراقبت‌های درمانی و مشاوره‌های روحی بیش از ديگر نقاط است، پنطیکاستی‌ها حضور فعّال‌تری دارند (واکر، 2010، ص121؛ لندِ، 2013، ص123).
    ب) افرادی که دچار ناهنجاری‌های اجتماعی شده‌اند: این‌دسته از افراد شامل گروه‌های مختلفی می‌شوند، که به‌تفصیل خصوصیات آنها ذکر می‌شود:
        بزهکاران؛ این‌دسته از افراد شامل معتادان مي‌شود؛ چه آنهایی که به مشروبات الکلی اعتیاد دارند و چه آنهایی که گرفتار مواد مخدر و حتی سیگار شده‌اند. پنطیکاستی‌ها سعی می‌‌کنند با معاشرت با این افراد و برشمردن مزایای معنویت پنطیکاستی، آنان را به ترک اعتیاد تشویق و به سوی خود جذب کنند (میلر، 2007، ص84؛ برگس، 2006، ص445؛ واریش اوبلا، 2009).
        زندانیان؛ افرادی که به دلايل مختلف در زندان‌ها افتاده‌اند. پنطیکاستی‌ها با حضور در زندان‌ها، در قالب مشاوره به دنبال آرامش روحی و روانی چنین افرادی هستند (برگس، 2006، ص137).
        قربانیان خشونت‌های جنسی؛ چه آنهایی که از سوی محارم خود مورد تجاوز واقع شده‌اند و چه آنهایی که به صورت وحشیانه توسط فردی هتک حرمت شده‌اند (میلر، 2007، ص70؛ تاکر، 2011، ص40).
        قربانی خشونت‌های روحی؛ افرادی که از سوی والدین خود مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند (میلر، 2007، ص84).
        دخترانی که به‌واسطة شرايط بد اقتصادی خانواده‌شان، به فروش رفته‌اند و در خانه‌های فساد، سالن‌های رقص، رستوران‌ها و... مشغول به کارند یا تن به فحشا می‌دهند (برگس، 2006، ص445).
        قربانیان نژادپرستی؛ افرادی از نژادهای مختلف غیر سفیدپوست، که در کشورهای اروپایی و آمریکایی مورد تجاوز و هتک حرمت‌ نژادپرستان واقع می‌شوند (همان، ص14).
        پسران و دخترانی که به دلايل مختلف از خانة خود فرار کرده‌اند و به امید دستیابی به زندگی بهتر، در شهرها و در کشورهای مختلف، در پناه‌گاه‌ها حیران و سرگردان‌اند (میلر، 2007، ص70؛ تاکر ، 2011، ص43).
        دختران جوانی که هنوز به سن ازدواج نرسیده‌ و در اثر رابطه‌ای خواسته یا ناخواسته باردار شده و از لحاظ روحی آسیب دیده‌اند و در برخی موارد از سوی خانواده‌های خود طرد می‌شوند (همان، ص40).
    ج) افرادی که دارای مشکلات روحی و عاطفی‌اند: این گروه نیز شامل دسته‌ای از افرادی است که مورد توجه پنطیکاستی‌ها واقع شده‌اند؛ افرادی همانند (میلر، 2007، ص79، 86، 97؛ تاکر، 2011، ص41؛ برگس، 2006، ص445).
        آنان که عزیزی را از دست داده‌اند؛ کسانی که یکی از اطرافیان نزدیک یا دوستان صمیمی خود را از دست داده‌اند.
        زوج‌هایی که به دلایل مختلف در زندگی زناشویی خود با شکست مواجه شده و از یکدیگر طلاق گرفته‌اند.
        فرزندان طلاق؛ جوانان، نوجوانان و کودکانی که به علت متارکة پدر و مادر دچار مشکلات عاطفی و روحی شده‌اند.
        افرادی که فاقد اعتماد به نفس‌اند و توانایی تصمیم‌گیری در مسائل مهم زندگی خود را ندارند.
        فرزندانی که دارای پدر و مادری شاغل هستند و چون والدینشان دائماً درگیر کارند، توجه کافی به فرزندان ندارند و فقدان محبت از سوی والدین آنها را آزار می‌دهد.
        افرادی که به‌ دلايل مختلف دچار بیماری‌های روحی و روانی همانند افسردگی شده‌اند.
        خانواده‌هایی که در آن والدین همیشه با یکدیگر درگیری دارند.
        افرادی که به علت شرايط خاص روحی‌شان نمی‌توانند هرگز با کسی معاشرت داشته باشند و غالباً خصومت‌های فراوانی با دیگران دارند.
        زنانی که به علت از دست دادن شوهرانشان بیوه شده‌ و دچار خلأ عاطفی گشته‌اند.
        کودکانی که از نعمت داشتن پدر و مادر محروم‌اند؛ همانند کودکان سرراهی، که غالباً در یتیم‌خانه‌ها نگهداری می‌شوند.
        کودکانی که تنها فرزند خانواده‌اند و برادر یا خواهری ندارند.
        افرادی که پس از مهاجرت و ترک وطن توانایی بازگشت به وطن را ندارند.
        والدینی که به‌واسطة داشتن فرزندانی هنجارشکن، دچار مشکلات روحی شده‌اند. 
    در نتیجه، یکی از نقدهای جدی که بر پنطیکاستی‌ها وارد می‌شود، این است که مخاطبان آنان عموماً از اقشار آسیب‌پذیر و محروم جوامع، و به‌اصطلاح افراد مستضعفی هستند که در کشورهای جهان سوم زندگی می‌کنند (اعم از مستضعف علمی، مذهبی، اقتصادی، جسمی و روانی). از‌این‌رو، پنطیکاستی‌ها هیچ‌گاه حاضر نشدند تا به سراغ متدینان راسخ بروند و آنها را به آیین پنطیکاستی بکشانند.
    2.4. تحلیلی بر نقش زنان در جنبش پنطیکاستی
    پنطیکاستی‌ها و کاریزماتیک‌ها معتقدند بر مبنای آزادی‌ای که روح‌القدس به این جنبش عطا کرده است، زنان می‌توانند همانند مردان در اجتماعات کلیسایی شماسی کنند؛ تعلیم دهند و حتی رهبری یک کلیسا را برعهده بگیرند (دیویس، 2013). آنها مجوز این امر را از کتاب مقدس اخذ کرده‌اند. در کتاب اعمال رسولان 2: 16-18 آمده است: «آنچه امروز صبح شاهد آن هستید، یوئیل نبی قرن‌ها قبل پیشگویی کرده بود. خدا از زبان او فرمود: "در روزهای آخر، تمام مردم را از روح خود پر خواهم ساخت تا پسران و دختران شما نبوت کنند و جوانان شما رؤیاها و پیران شما خواب‌ها ببینند. بله، تمام خدمتگزارانم را، چه مرد و چه زن، از روح خود پر خواهم کرد، و ایشان نبوت نموده، از جانب من سخن خواهند گفت"».
    پنطیکاستی‌ها گمان می‌کنند هنگامی‌که متن از تعبیر «دختران و خدمتگزاران» استفاده می‌کند، توجیهی است برای آنکه زنان می‌توانند به‌عنوان شماس، ارشد کلیسا و... منصوب شوند؛ درحالی‌که در طول عصر عهد جدید که عطایای معنوی به کار گرفته می‌شد، زنان در هیج اجتماعی به‌عنوان شماس یا واعظ موقعیتی نداشتند. به‌علاوه در هیچ جای عهد جدید نیز این مسئله ذکر نشده است؛ بلکه در واقع عکس قضیه صادق است؛ زیرا همان‌گونه‌که در اول تیموتائوس 2: 11-16 آمده است:
    زنان باید در سکوت و با اطاعت کامل به فراگیری مسائل روحانی بپردازند. اجازه نمی‌دهم زنان به مردان چیزی یاد دهند و یا بر آنان مسلط شوند. زنان باید در جلسات کلیسایی ساکت باشند. علت این امر آن است که خدا نخست «آدم» را آفرید و بعد «حوا» را؛ و این آدم نبود که فریب شیطان را خورد، بلکه حوا فریب خورد و گناه کرد. از این جهت، خدا زنان را به درد زایمان دچار ساخت؛ اما اگر به او ایمان آورند و زندگی آرام و با محبت و پاکی را در پیش گیرند، روح ایشان را نجات خواهد داد.
    علاوه بر این، در اول قرنتیان 14: 34 آمده است: «به زنانتان بگویید که در کلیسا ساکت باشند؛ به خاطر این است که به آنها اجازه داده نشده که صحبت کنند؛ بلکه به آنان دستور داده شده تا تحت فرمان باشند؛ همان‌طورکه در کتاب تورات فرموده بود».
    برخی از پنطیکاستی‌ها برای آنکه از این پیام صریح کتاب مقدس شانه خالی کنند، عنوان می‌کنند که این پیام در واقع صرفاً برای مردم قرنتی بوده است و چون پولس در آن زمان درگیر مسائل فرهنگی مرتبط با قرنتیان بود، از‌این‌رو نمی‌توان آنرا به امروز پیوند زد؛ و در واقع به‌نوعی مرجعیت پولس را در این زمینه زیر سؤال می‌برند؛ لیکن پولس در اول قرنتیان 14: 37 پاسخ این اتهامات را از قبل داده است: «اگر ادعا می‌کنید که عطای نبوت یا سایر عطایای روح‌القدس را دارید، پس اولین کسانی باشید که دریابید آنچه که می‌گویم، احکام خود خداوند است».
    درست است که پولس مشکلات زیادی با قرنتیان شهوتران داشت و آنها مرجعیت او را قبول نمی‌کردند و از‌این‌رو با تندی صحبت کردن با آنها بجا و شايسته بود، ولی پنطیکاستی‌ها نیز ظاهراً چنین مشکلی با او دارند و مرجعیت او را زیر سؤال می‌برند. از‌این‌رو به‌سادگی اوامر او را دربارة زنان نادیده می‌گیرند!! (همان).
    با وجود تمام این نواهی که در کتاب مقدس دربارة زنان مشاهده می‌شود، این زنان بودند که طلایه‌داران جنبش تکلم به زبان‌ها بودند؛ زیرا از نظر پنطیکاستی‌ها، اگنس آزمن اولین کسی بود که تکلم به زبان‌ها داشت. از‌این‌رو، اگر زنان را از این جنبش حذف کنیم، پایه و اساس تاریخی آن زیر سؤال خواهد رفت (دبلیو کلود، b2012، ص35).
    البته در کتاب مقدس به زنان اجازه داده شده است تا زنان دیگر (تیتوس 2: 3-4)، و همچنین کودکان (دوم تیموتائوس 1: 5 و 3: 15) را تعلیم دهند؛ لیکن از اینکه بر مردان غلبه یابند یا به تعلیم آنان بپردازند، منع شده‌اند (اول تیموتائوس 2: 12).
    2.5. آزادی در دریافت عطایا، آموزه‌ای کتاب مقدسی؛ آری یا نه؟
    پنطیکاستی‌ها بر این باورند که هر کسی قادر است به‌صرف ایمان به روح‌القدس، از روح‌القدس پر شود و عطایا را، که از آنها با عنوان نشانه‌ها و شگفتی‌ها (Signs and Wonders) یاد می‌شود، دریافت کند. امروزه استفاده از عطایای روح‌القدسی، به‌ویژه عطیة تکلم به زبان‌ها و عطیة شفا، از مهم‌ترین راهکارهای پنطیکاستی‌ها در تبشیر محسوب می‌شود. برای مثال، لیوینگ استون، محقق پنطیکاستی دراین‌باره می‌گوید: «جنبش پنطیکاستی دنیای اسلام را نخواهد شکافت، مگر از طریق نشانه‌ها و شگفتی‌ها» (لیوینگستون، 1993، ص26). سؤال مهمی که در اینجا مطرح می‌شود، این است که آیا کتاب مقدس نیز این نکته را تأیید می‌کند؟ آیا شاهدی بر استفاده از این عطیه در سراسر تاریخ کلیسا، پس از عصر رسولان، وجود دارد؟ در این قسمت به این سؤالات پاسخ خواهیم داد.
    اگر به تاریخ کلیسای اولیه مراجعه کنیم، درمی‌یابیم که پس از سال هفتاد میلادی، دیگر اثری از این عطایا مشاهده نمی‌شود. وقتی آخرین حواری قلم خود را روی زمین گذاشت، عهد جدید کامل شد و الهام به پایان رسید. از‌این‌رو، تمام آنچه که بشر نیاز داشت، تدوین شد. عهد جدید متمم عهد عتیق قرار گفت و درنتیجه کتاب مقدس تکمیل شد. با توجه به این‌ نکته، دیگر نیازی به الهام شفاهی و زبانی نخواهد بود (اچ پل، 2001، ص74).
    از سوي دیگر، همان‌گونه‌که در اول قرنتیان 13: 8-10 آمده است، «زمانی که از هر جهت کامل شدیم، دیگر نیازی به عطایا نخواهد بود». از‌این‌رو پس از نوشته شدن 27 کتاب عهد جدید، دیگر همه چیز کامل شد. بنابراین، ظهور عطایا متوقف شد. با توجه به این نکات، اصرار پنطیکاستی‌ها بر ظهور مجدد عطایا، با مبانی کتاب مقدسی تناقض دارد (دبلیو کلود، b2012، ص23؛ همو، a2012، ص134).
    نتیجه‌گیری
    پنطیکاستی‌ها بر این باورند که آموزة آزادی در روح‌القدس، به مؤمن پنطیکاستی در انتخاب استراتژی‌های تبشیری، نحوة انجام عبادت، امر کشیشی و میسیونری، برداشته شدن فاصله‌ها و دریافت عطایای روحانی، آزادی و اختیار تام اعطا می‌کند و همین مسئله موجب افزایش تعداد ایمان‌داران پنطیکاستی در اقصی نقاط عالم شده است. لیکن این آموزه با اشکالاتی روبه‌روست:
    1.    اقدام پنطیکاستی‌ها در جذب مسیحیانِ سست‌ایمانِ ديگر فرقه‌ها و اعتراض شخصیتی همچون پاپ ژان پل دوم در کنار استفاده از رویکردهای تهاجمی، خصمانه و مظلوم‌نمایانه در مقابل ادیانی همچون اسلام، قابل انعطاف بودن استراتژی‌های تبشیری آنها را زیر سؤال می‌برد.
    2.    با توجه به تعالیم صریح کتاب مقدس دربارة نحوة برگزاری جلسات عبادی، به‌کارگیری روش‌های ابداعی از سوی پنطیکاستی‌ها در جلسات عبادی، و استفاده از موسیقی‌های شهوانی، به آموزة آزادی در نحوة پرستش و عبادت نیز خدشه وارد می‌کند.
    3.    اگر آزادی در روح‌القدس به این معناست که همة اقشار جامعه، از هر طبقه و نژاد، با هر سطح علمی، مذهبی و اقتصادی، و با هر میزان سلامت جسمی و روحی، می‌توانند جزء ایمان‌داران پنطیکاستی محسوب شوند، لیکن رویة تبشیری پنطیکاستی‌ها از نکتة دیگری حکایت می‌کند؛ چراکه آمار حکایت از آن دارد که میسیونرهای پنطیکاستی بیشتر به سراغ مستضعفان جوامع رفته‌اند، نه افرادی که از لحاظ میزان تدین، علمیت، سلامت جسم و روح و وضعیت معیشت، در سطح خوبی بوده‌اند.
    4.    اصالت جنبش پنطیکاستی، بنا بر تعالیم صریح کتاب مقدس دربارة چگونگی حضور زنان در اجتماعات و مسئلة رهبری و کشیشی زنان، زیر سؤال می‌رود؛ زیرا پنطیکاستی‌ها معتقدند که شروع این جنبش به‌واسطة عطیه‌ای بود که از یک زن آشکار شد.
    5.    به گواهی تاریخ کلیسا و تصریح کتاب مقدس، پس از اتمام کتاب مقدس، دیگر نیازی به عطایا نیست. ازاین‌رو پس از عصر رسولان، دیگر عطیه‌ای آشکار نشد و همین امر می‌تواند گواهی بر رد ادعای پنطیکاستی‌ها مبنی بر بازگشت مجدد دوران عطایا باشد؛ زیرا با متن مقدس در تناقض است.
    نکات فوق ما را به این جمع‌بندی می‌رساند که آموزة آزادی در روح‌القدس، از ابداعات پنطیکاستی‌هاست که هرگاه خواسته‌اند، در جهت پیشبرد اهداف تبشیری‌شان از آن استفادة ابزاری کرده و تعدادی از افراد مستضعف را به آیین خود کشانده‌اند. 

    References: 
    • کتاب مقدس.
    • Alexander, Paul, 2009, Signs and Wonders: Why Pentecostalism Is the World's Fastest Growing Faith, John Wiley & Sons.
    • Anderson, Allan, 2000, Evangelism and the Growth of Pentecostalism in Africa, Centre for Missiology and World Christianity, University of Birmingham.
    • ——— , 2005a, The Origins of Pentecostalism and Its Global Spread in the Early Twentieth Century, Transformation: 175-85.
    • ——— , 2004, "Structures and Patterns in Pentecostal Mission." Missionalia: Southern African Journal of Mission Studies 32, No. 2: 233-249.
    • ——— , 2005b, "Towards a Pentecostal Missiology for the Majority World." Asian Journal of Pentecostal Studies 8, No. 1: 29-47.
    • Blake, Jonathan S, 2014, "Stability in Sacred Competition? Pentecostals in the Global Religious Marketplace".
    • Burgess, Stanley M, 2006, Encyclopedia of Pentecostal and Charismatic Christianity. Routledge.
    • Burgess, S. M. (Ed.), 2002, The new international dictionary of Pentecostal and charismatic movements, Zondervan Publishing House.
    • Davis, William, 2013, Why I am no longer a Pentecostal 2, Seek Old Path,Vol. 24, No. 7, July: 49-56
    • Derrick Mashau, T, 2013, "Ministering Effectively in the Context of Pentecostalism in Africa: A Reformed Missional Reflection." In die Skriflig 47, No. 1: 10-17.
    • Dilger, Hansjörg, 2009, "Doing Better? Religion, the Virtue-Ethics of Development, and the Fragmentation of Health Politics in Tanzania." Africa Today 56, No. 1: 89-110.
    • Gifford, Paul, 1992, "New Dimensions in African Christianity".
    • H. Pohl, Alfred, 2001, 17 Reasons Why I Left The Tongues Movement, Canada: Bethel Baptist Print Ministry.
    • Hackett, Conrad, Brian Grim, Marcin Stonawski, Vegard Skirbekk, and Michaela Potančoková, 2012, "The Global Religious Landscape." Paper presented at the Pew Research Center’s Forum on Religion & Public Life. Washington DC.
    • Hjalmeby, Erik J, 2007, "A Rhetorical History of Race Relations in the Early Pentecostal Movement, 1906-1916".
    • Horn, Nico, 2008, "Religion and Human Rights in Namibia." African Human Rights Law Journal 8, No. 2: 409-31.
    • Kärkkäinen, Veli-Matti, 2004, "Pentecostal Theology of Mission in the Making." Journal of Beliefs & Values 25, No. 2: 167-76.
    • Lende, Gina, 2013, The rise of Pentecostal power Exploring the politics of Pentecostal growth in Nigeria and Guatemala, (PHD),MF Norwegian School of Theology.
    • Liardon, Roberts, 2006, The Azusa Street Revival: When the Fire Fell-an in-Depth Look at the People, Teachings, and Lessons. Destiny Image Publishers.
    • Livingstone, Greg, 1993, Planting Churches in Muslim Cities: A Team Approach. Baker Academic.
    • Lugo, Luis, Sandra Stencel, John Green, Timothy S Shah, Brian J Grim, Gregory Smith, Robert Ruby, et al, 2006, "Spirit and Power: A 10-Country Survey of Pentecostals." Paper presented at the Pew Forum on Religion and Public Life.
    • Ma, Wonsuk, 2007, 'When the Poor Are Fired Up': The Role of Pneumatology in Pentecostal-Charismatic Mission." Transformation 24, No. 1: 28-34.
    • McClung, L Grant, 1988, "Theology and Strategy of Pentecostal Missions." International Bulletin of Missionary Research 12, No. 1: 2-6.
    • Miller, Donald E, and Tetsunao Yamamori, 2007, Global Pentecostalism: The New Face of Christian Social Engagement. Univ of California Press.
    • Parsitau, Damaris Seleina, and Philomena Njeri Mwaura, 2010, "God in the City: Pentecostalism as an Urban Phenomenon in Kenya.".
    • Rausch, Thomas P, 2010, "Catholics and Pentecostals: Troubled History, New Initiatives." Theological Studies 71, No. 4: 926-50.
    • Smith, Brian H, 1998, Religious Politics in Latin America, Pentecostal Vs. Catholic. Notre Dame UP.
    • Tucker, Stacey U, 2011, "Unto the Least of These: The Pentecostal Church and Social Ministry".
    • W. Cloud, David, 2012a, Charismatic Confusion , Canada: Bethel Baptist Print Ministry.
    •  ________ , 2012b, Tongues Speaking, Canada: Bethel Baptist Print Ministry.
    • ________ , 2014, End-Time Confusion: The International House of Prayer, Canada: Bethel Baptist Print Ministry.
    • ________ , 2015, Directory of Contemporary Worship Musicians, Canada: Bethel Baptist Print Ministry.
    • ________ , 2016, What Every Christian Should Know about Rock Music, Canada: Bethel Baptist Print Ministry.
    • ________ , 2011, The Transformational Power of Contemporary Praise Music Canada: Bethel Baptist Print Ministry.
    • Währisch-Oblau, 2009, Claudia. The Missionary Self-Perception of Pentecostal/Charismatic Church Leaders from the Global South in Europe: Bringing Back the Gospel. Brill.
    • Walker, Daniel Okyere, 2010, "The Pentecost Fire Is Burning: Models of Mission Activities in the Church of Pentecost." University of Birmingham, 2010.
    • White, Peter, 2015, "A Missional Study of Ghanaian Pentecostal Churches' Leadership and Leadership Formation." HTS Theological Studies 71, No. 3: 01-08.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    ابوزاده گتابی، یاسر، طاهری آکردی، محمدحسین.(1398) «آزادی در روح‌القدس» از نگاه مسیحیت پنطیکاستی؛ آموزه‌ای اصیل یا ابزاری تبشیری؟. فصلنامه معرفت ادیان، 10(2)، 41-60

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    یاسر ابوزاده گتابی؛ محمدحسین طاهری آکردی."«آزادی در روح‌القدس» از نگاه مسیحیت پنطیکاستی؛ آموزه‌ای اصیل یا ابزاری تبشیری؟". فصلنامه معرفت ادیان، 10، 2، 1398، 41-60

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    ابوزاده گتابی، یاسر، طاهری آکردی، محمدحسین.(1398) '«آزادی در روح‌القدس» از نگاه مسیحیت پنطیکاستی؛ آموزه‌ای اصیل یا ابزاری تبشیری؟'، فصلنامه معرفت ادیان، 10(2), pp. 41-60

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    ابوزاده گتابی، یاسر، طاهری آکردی، محمدحسین. «آزادی در روح‌القدس» از نگاه مسیحیت پنطیکاستی؛ آموزه‌ای اصیل یا ابزاری تبشیری؟. معرفت ادیان، 10, 1398؛ 10(2): 41-60