معرفت ادیان، سال نهم، شماره اول، پیاپی 33، زمستان 1396، صفحات 97-114

    بررسی و تحلیل نظام اخلاقی دین صابئین مندائی

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ عزیز سواری / دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه شهید چمران اهواز / azizsawari@gmail.com
    مسعود صفائی مقدم / استاد، دانشگاه شهید چمران اهواز
    سید جلال هاشمی / استادیار، دانشگاه شهید چمران اهواز
    قیس مغشغش السعدی / استاد دانشگاه توبینگن آلمان، مرکز شرق‌شناسی و مطالعات اسلامی
    چکیده: 
    هدف این پژوهش، بررسی و تبیین نظام اخلاقی یکی از قدیمی ترین ادیان توحیدی و تنها آیین عرفانی زنده‌ی جهان، یعنی دین صابئین مندائی است که با روش توصیفی– تحلیلی و با مراجعه به منابع مقدس آنان، به ویژه گنزا ربا و تعالیم یحیی علیه السلام انجام گرفته است. این پژوهش پس از معرفی مختصری از تاریخ و عقاید دینی صابئین مندائی، به تحلیل مبانی نظام اخلاقی آنان، در سه حوزه‌ی الهیات، انسان شناسی و معرفت شناسی پرداخته است. برای کشف و تبیین نظام اخلاقی این آیین، دیدگاه الهیاتی، انسان شناختی، و معرفت شناختی این دین، مبنای بررسی مولفه های نظام اخلاقی، یعنی نظریه ارزش، اصول اخلاقی و هدف غایی اخلاق قرار گرفته است. در نهایت، نشان می دهد که اصول «خدامحوری اخلاقی، محبت، مسئولیت اخلاقی و قاعده زرین»، چهار اصل بنیادین نظام اخلاق دین مندائی هستند که در نظام های اخلاقی سایر ادیان به روشنی قابل مشاهده اند.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    An Analysis of the Moral Code of Manda'i Sabaeans
    Abstract: 
    This research seeks to investigate the moral code of one of the oldest monotheistic religions and only living mystical religion in the world, i.e. Manda'i Sabaeans. This paper cites Sabaeans' sources, specially 'Ginza Rba' and 'The Book of John' using a descriptive-analytical method. It expounds the foundations of Sabaeans' moral code in theology, anthropology and epistemology and touches on their history and beliefs. The anthropology and epistemology of this religion should be the basis for studying the components of the moral code of this religion in order to discover its moral code. This paper concludes that "moral theism, affection, moral responsibility and the golden rule" are the four fundamental principles of Manda'i's moral code which is true of the moral systems of other religions.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

    مقدمه
    رابطة دین و اخلاق، یکی از مسائل مشترک فلسفة اخلاق، فلسفة دین، الهیات، معرفت‌شناسی دین و فلسفة سیاست به‌شمار می‌رود و از جهات متعدد درخور بررسی‌ها و تأملات فیلسوفانه است. ریچرد ماوو(Mouw) می‌گوید: دین و اخلاق هر دو می‌کوشند به این سؤال که «انسان‌ها چگونه باید زندگی خود را سامان دهند تا انسانیت آنان شکوفا شود» پاسخ دهند. ازآنجاکه بررسی این سؤال، یکی از دل‌مشغولی‌های جدی فیلسوفان است، آنان ناگزیرند در رابطة دین و اخلاق هم فلسفه‌ورزی کنند. به نظر وی، فیلسوفانی که به بررسی رابطة دین و اخلاق تعلق‌خاطر دارند، به طور خاص به بررسی موضوعات زیر می‌پردازند:
    1. مرجعیت خداوند در زندگی اخلاقی؛
    2. نقش دین در پرورشِ هویت و بلوغ اخلاقی آدمی؛
    3. نقش جهان‌بینی دینی در شکل‌گیری تصورات ما از مسائل اخلاقی؛
    4. قابلیت نظام‌های اخلاقی دینی در پاسخ‌گویی به مسائل اخلاق عملی(فنایی، 1384، ص8).
    در اين زمينه در عرصة اديان و پژوهش‌هاي ادياني، مطالعه راجع به اخلاق و اخلاقيات، از اهميت بسياري برخوردار است. امروزه بخش وسيعي از مطالعات اخلاقي، بر مطالعة اخلاق در اديان، اعم از تطبيقي و يا غيرتطبيقي متمركز است(حسینی قلعه بهمن، 1394، ص 115).
    این پژوهش، «نظام اخلاقی دین صابئین مندائی» را با توجه به منابع مقدس آنان، شناسایی، تبیین و ارائه مي‌كند. دین صابئین مندائی، یکی از قدیمی‌ترین ادیان توحیدی جهان است(حسینی خامنه‌ای، 1388، ص65)، که بازماندگان آن بیش از دو هزار سال با گمنامی و سکوت در خوزستان و جنوب عراق، در کناره‌های رودخانه‌های کارون، کرخه، دجله و فرات، به عنوان یک اقلیت قومی/ دینی به حیات خود ادامه می‌دهند. غير از مردم خوزستان، مردم ساير مناطق ايران، عمدتاً اطلاعي از موجوديت صابئین مندائی ندارند. مردم خوزستان نيز اكثراً اطلاعاتي نادرست و مبهمی از ايشان دارند(عربستانی، 1383، ص210). از جمعیت مندائیان ایران، آمار رسمی و دقیق در دست نیست، ولی غالباً جمعیت آنان بین ده تا پانزده هزار نفر برآورد می‌شود.
    در مطالعات دین‌پژوهان غربی و مستشرقان، از این آیین، به عنوان تنها سنتِ زنده و خالص گنوستیکی (عرفانی) جهان از دوران گذشتة باستان یاد شده که توانسته تا به امروز کتب مقدس، مناسک و زبان دینی خود، یعنی «زبان مندائی» را در دو شکل گفتاری و نوشتاری به طور کامل نگه دارند(هابریل، 2013، ص 586). اگرچه پیشینة پژوهش‌ و مطالعات مندائی‌شناسی به بیش از چهار و نیم قرن پیش (یعنی از سال 1560 میلادی) بازمی‌گردد(یامایوشی، 1966، ص89).
    اما با نگاهي اجمالی، بیشتر مطالعات دربارة موضوعاتی همچون خاستگاه تاریخی، خط و زبان آنان انجام گرفته شده‌اند با وجود داشتن کتاب‌های متنوع دینی، تعلیمی و تربیتی مانند گنزا ربا(Ginza rabba)، تعالیم حضرت یحیی (دراشا اد یهی«Derasha ed Yahya»)، کتاب روان‌ها (سیدرا اد نشماثا)، هزار و دوازده سؤال (الف و ترسر شیالا)، کتاب حساب (دیوان اباثر) و... پژوهش دربارة نظام اخلاقی مندائی تاکنون مغفول باقی مانده است. درحالی‌که اغلب محققانی که دربارة صابئین مندائی پژوهش کرده و یا برخورد مستقیمی با آنان داشته‌اند، به اخلاق «آرام و مسالمت‌آمیز» آنان اشاره نموده‌اند (دراور، 1969؛ بارکلی، 2002؛ فروزنده، 1377؛ عربستانی، 1383). همان‌طور که بانو دیولافوا(Diulafua) فرانسوی، در سفرنامة مشهور خود با نام  ایران، کِلده و شوش دربارة صابئین مندائی می‌گوید: «طایفه صابئین، اخلاق ملایمی دارند و در امانت و صداقت ضرب المثل هستند»(دیولافوا، 1887، ص 569).
    متون مقدس دین صابئین مندائی، نشان می‌دهد که بخش وسیعی از آموزه‌های آنان، سرشار از مسائل و تعالیم اخلاقی است که از جانب پروردگار بلندمرتبه (حیی ربی قدمایی) به سوی پیامبران آنان وحی شده تا امکان خودسازی و رسیدن به کمال را برای انسان‌ها فراهم نماید. علاوه بر آموزه‌های کتب مقدس، ادعیه‌ای که مندائیان به هنگام اجرای مناسک متنوع خود، بر زبان جاری می‌سازند، نیز حاوی پیام‌های اخلاقی است که شایسته تتبع و بررسی هستند. بر این اساس، اين پژوهش درصدد است با بهره‌گیری از منابع مقدس، «نظام اخلاقی دین صابئین مندائی» را بررسی نمايد.
    روش پژوهش
    این پژوهش، از نوع نظری بنیادی است. پژوهش بنیادی، برای کسب دانش بیشتر و کشف قوانین کلی حاکم بر پدیده‌ها انجام می‌شود. در عین حال، پایه‌ای برای برنامه‌ریزی فعالیت‌های عملی فراهم می‌کند(دلاور، 1384، ص50). روش پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی است. در روش توصیفی تحلیلی، اطلاعاتی که از طریق بررسی اسناد، مدارک و کتاب‌ها به‌دست می‌آید، به گونه‌ای سامان داده می‌شود که بتوان به پرسش‌های پژوهشی پاسخ داد(سرمد، بازرگان و حجازی، 1376). منابع اصلی پژوهش، کتب مقدس و اسناد دست اول صابئین مندائی، همچون گنزا ربا، تعالیم یحیی و... است. این کتب، به زبان مندائی (آرامی شرقی) نگاشته شده‌اند، اما در سال‌های اخیر روحانیون صابئین، اقدام به ترجمۀ بخش بزرگی از این کتب از زبان مندائی، به زبان عربی و فارسی كرده‌اند.
    صابئین مندائی چه کسانی هستند؟
    «همانا کسانی که ایمان آورده و کسانی که یهودی شده‌اند و مسیحیان و صابئین، هر کس از آنان به خدا و جهان آخرت ایمان داشته باشد و عمل شایسته نماید، پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهناک خواهند شد»(بقره: 62).
    یکی از سؤالات اجتناب‌ناپذیری که ذهن پژوهشگران حوزة مندائی‌شناسی را از همان دوران نخست تا به امروز، به خود مشغول نموده، این است که «صابئین مندائی چه کسانی هستند؟»(هارت، 2010، ص 1). اگرچه سابقة تحقیق و پژوهش پیرامون دین صابئین، از زمانی آغاز گردید که نام آنان در سه سوره از قرآن کریم(بقره: 62؛ مائده: 17؛ حج: 69)، به عنوان یک دین مستقل، در کنار سه دین بزرگ ابراهیمی(اسلام، یهود و نصاری) بيان گردید، اما تاکنون دیدگاه‌ها و نظرات ضد و نقیضی در میان محققان و پژوهشگران، دربارة منشأ، هویت و عقاید این دین مطرح و ارائه شده‌اند(دراور، 2006، ص 5). آنچه پس از یک بررسی اجمالی در این‌باره به نظر می‌رسد، تشتت آراء و سردرگمی محققان قدیم و جدید است(عباسی، 1390، ص16). برخی، صابئین را ستاره‌پرست و گروهی آنها را پرستندة ملائکه، جمعی آنها را از یهود، عده‌ای آنها را امت ابراهیم می‌شمارند. بعضی، آنها را اهل کتاب و دارای پیامبر مخصوصی می‌پندارند. گروهی هم معتقدند: آنان همان حرانیانی هستند که از ترس مأمون، خود را صابئین و اهل کتاب معرفی کرده، تا از مرگ نجات یابند(عبدالموله، 1374، ص 4). اما خود صابئین مندائی ادعا می‌کنند که موحد، معتقد به معاد و عمل صالح و مؤمن به نبوت انبیایی همچون حضرت آدم، نوح، سام‌بن نوح، حضرت یحیی‌بن زکریا می‌‌باشند.
    اسناد مکتوب مندائی، محل سکونت اولیة آنان را اطراف رودخانة اردن و فلسطین اعلام کرده‌اند(بارکلی، 2002، ص3). بر اساس روایت کتاب حران کویتا، مندائیان بیش از دو هزار سال پیش، پس از وفات آخرین پیامبر و حامی خود، یعنی حضرت یحیی، تحت آزار و اذیت قوم یهود قرار می‌گیرند. سرانجام به رهبری شخصی به نام اردوان، مجبور به ترک وطن می‌شوند. پس از عبور از ارتفاعات میدیای و توقف در حران، کم‌کم به بین‌النهرین و خوزستان وارد می‌شوند(بدوی، 2008، ص2). علت سکونت دایمی ایشان در مناطق جدید، وجود ثبات سیاسی و تسامح دینی حکومت‌های آن دوره گزارش شده است. زمان ورود مندائیان به ایران و عراق، بر اساس نظر ماتسوخ، در اوایل قرن دوم میلادی بوده است(بارکلی، 2002، ص 1). در این مدت، صابئین مندائی قومی مغفول و ناشناخته باقی مانده‌اند که با حدت از دیانت و مناسک دینی خود پاسداری کردند(عربستانی، 1383، ص210).
    از ارکان دینی مندائی، می‌توان به تعمید در آب جاری(مصبتا)، نماز سه وقت(براخا)، روزه(روزة بزرگ و روزة کوچک)، صدقه به نیازمندان(زدقا) اشاره كرد. کتاب مقدس صابئین مندائی، گنزا ربا نام دارد که به معنی گنج بزرگ است. تعالیم این کتاب از سوی خداوند ازلی، به اولین پیامبر آنان یعنی حضرت آدم الهام شده است. به این کتاب، «صحف آدم» نیز گفته می‌شود. کتاب مهم دیگر دینی و تربیتی مندائیان، دراشا اد یهیا یا تعالیم یحیی است که در آن آموزه‌های دینی و پندهای اخلاقی آخرین معلم آنها، یعنی حضرت یحیی‌بن زکریا (یوهانا یهیا) بیان شده‌اند (المدنی، 2009، ص392).
    مغشغش السعدی (2015) در کتاب خود با عنوان طقوس الصابئة المندائین؛ رموز و معانی ـ مناسک دین صابئین مندائی؛ نماد و رمزها» - برخی از مهم‌ترین عقاید دینی مندائی را به صورت زیر فهرست‌بندی کرده است:
    الف. ایمان به وجود آفریدگار بزرگی به نام «هیی ربی قدمایی» در ورای همه هستی‌ها؛
    ب. اقرار به یکتایی و عدم شرک به خداوند (هیی ربی). خدایی که واحد است و از همة آفریده‌های خود برتر، بی‌نیاز و بر همة آنها سیطره و غلبه دارد (اصل توحید)؛
    ج. اعتقاد به وجود جهان‌های مختلف و گسترده همچون عالم انوار (آلما دنهورا)، که جهان برتر، مطلق و کامل است، امشونی کشطا (جهان حقیقت)، اشخنتا (جایگاه عالی نور)، مطراثی (جهان برزخ)، تیبل (زمین مادی) و آلما دهشوخا یا جهان تاریکی (جهنم)؛
    د. اعتقاد به وجود فرشتگانی از جنس نور (اُثرا‌ها و ملکاها)، که مجری و کارگزار ارادة هیی ربی در عالم هستی‌اند (ایمان به ملائکه). همچنین، اعتقاد به وجود جن و فرشتگان آتش (ملاخی)؛
    ه‍ . اعتقاد به نبوت پیامبرانی همچون آدم، شیث‌بن آدم، نوح، سام‌بن نوح و حضرت یحیی، که برای هدایت و تربیت مردم از سوی خداوند بزرگ به سوی آنان مبعوث شده‌اند (اصل نبوت)؛
    و. اعتقاد به جاودانگی و نامیرا بودن نفس آدمی که در نهایت، پس از مرگ به موطن اصلی خود (کُنا) که در عالم انوار است بازمی‌گردد،(اصل معاد). نفس آدمی پس از بازگشت به موطن اصلی خود، برای دوره‌ای که در عالم زمینی بوده است، مورد محاسبه و مؤاخذه قرار می‌گیرد. این محاسبه از طریق هفت جایگاه به نام «مطراثی»، یا مطهرات یکی پس از دیگری صورت می‌گیرد؛
    ز. تأکید بر انجام اعمال صالح، داشتن اخلاق حسنه و نهی از انجام دادن رذائل. عمل صالح به عنوان نجات‌دهنده، تکیه‌گاه، زاد و توشه آدمی پس از مرگ معرفی شده است. از اعمال و ارزش‌های نیکی که در دین مندائی عمل به آنها توصیه فراوان شده، می‌توان به صدقه (زدقا)، روزه (صوما زوطا و ربا)، احترام به پدر، مادر، همسر و معلم (ربی) خودشناسی، کسب علم و معرفت اشاره کرد. همچنین، تعالیم مندائی پیروان خود را از منکراتی همچون، شرک، کفر، زنا، سرقت، دروغ، قتل، شرابخواری به شدت منع کرده است؛
    ح. تأکید بر انجام و شرکت در مناسک دینی؛
    ط. نداشتن تبلیغ دینی براي جذب افرادی از دیگر ادیان. به عبارت ديگر دین صابئین مندائی، یک دین بسته و غیرتبشیری ست. حتی ازدواج با یک فرد غیرمندائی، برای مندائیان جایز نیست(مغشغش السعدی، 2015، ص 20ـ14).
    چارچوب نظری پژوهش
    کاوش در هر نظام اخلاقی، نیازمند تحقیق در حوزة مبانی و پیش‌فرض‌ها، مفاهیم و گزاره‌ها، گستره و قلمرو دانش اخلاق است(نجارزادگان، 1388، ص5). به عبارت دیگر، هر نظام اخلاقي، بر پايه‌ها و بنيان‌هايي سامان مي‌يابند. تفاوت نگرش افراد نسبت به اين بنيان‌ها، نظام‌هاي اخلاقي گوناگوني را به ارمغان مي‌آورد و بسياري از اختلافات اخلاقي را موجب مي‌شود. اين بنيان‌ها، که به «مبانی اخلاق» معروف‌اند، در مقولات مختلفی همچون الهیات، هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، معرفت‌شناسی، ارزش‌شناسی قرار گرفته‌اند. از سوي دیگر، در داخل هر نظام اخلاقي، عناصری همچون نظريه ارزش، اصول مبنائي، تبیین عوامل انگيزشي، تبیین ضمانت اجرا و توجيه نظام اخلاقي ديده مي‌شود(حسینی قلعه‌بهمن، 1394، ص 118).
    همچنین، در توجیه نظام‌های اخلاقی، زبان و منطق آن نظام در اولویت قرار دارد. هريک از نظام‌های اخلاقی، برای اخلاق زبان و منطق خاصی را در نظر می‌گیرند. مکتب‌های مختلف اخلاقی، هريک بیانگر ترجیحات متفاوتی هستند که در این خصوص برگزیده‌اند. بر اساس این ترجیحات، ماهیت اخلاق و فعل اخلاقی، و نیز کارکردهای اخلاق، از یک مکتب به مکتب دیگر متفاوت شده است. در این میان، از صابئین مندائی نیز انتظار می‌رود در حوزة اخلاقیات از منطق و زبان ویژه خود برخوردار باشند. اتفاقاً دیرپایی حیات دینی این گروه، علی‌رغم محرومیت‌ها و محدودیت‌ها و قلّت عِدّه و عُدّه، نشانه‌ای است از حضور یک نظام اخلاقی مستحکم در میان آنها، که داراي زبان و منطق خاصی است.
    این موارد، چارچوب نظری این مطالعه را تشکیل می‌دهد. ازاین‌رو، در این پژوهش ابتدا مبانی اخلاقی دین صابئین مندائی، در سه مقولة «الهیاتی، انسان‌شناسی و معرفت‌شناسی» تحلیل می‌شوند. مبانی الهیاتی مندائی، به طور خلاصه به بحث دربارة خداوند و صفات او و نوع ارتباط وی با ارزش‌های اخلاقی می‌پردازد. در مقولة انسان‌شناسی، دربارة ساحت‌ها، ویژگی‌ها، ابعاد، حدود اختیار، و ارزش‌های وی بحث می‌شود. در مقولة معرفت‌شناسی، بحث از امکان معرفت، ابزار معرفت، حدود شناسایی آدمی در ارتباط با اخلاق پرداخته خواهد شد. پس از تحلیل این مبانی سه‌گانه، مؤلفه‌های نظام اخلاقی در عناصری همچون «نظرية ارزش، اصول اخلاقی، و هدف غایی اخلاق» بررسی و تحلیل خواهند شد.
    1. مباني نظام اخلاقی صابئین مندائی
    مبانی الهیاتی مندائی
    مراجعۀ مستقیم به کتب مقدس مندائیان، نظیر گنزا ربا و تعالیم یحیی، بیانگر این موضوع است که پدیدآورندۀ جهان هستی، خدای یگانه‌ای است که در تعالیم مندائی به «هیی ربی قدمایی» معروف است. نخستین فرشته‌ای که در جهان نور آفریده شد، به صراحت به وجود این خداوند بزرگ این‌گونه شهادت داد: اكا هيّى، اِكا مارى، اكا مندا اد هيّى: هست خداوند، هست پروردگارم، هست علم خداوند
    اعتقاد به وجود این پروردگار، اصلی‌ترین عقیدة دینی مندائیان محسوب می‌شود. به‌طوری‌که همه ارکان و اصول دیگر دینی مندائی، هویت خود را از این اصل کسب می‌کنند. تمام بوثه‌های (آیات)، کتب مقدس و حتی همة ادعیۀ مناسک مندائی با عبارت «بشمیهون اد هیی ربی» به معنی «به نام خداوند بزرگ» آغاز می‌شوند. گنزا ربا، صفات کمال بسیار زیادی را به این پروردگار جهانیان منسوب مي‌كند. در صفحات آغازین گنزا ربا آمده است:
    به نام خداوند بزرگ
    پروردگارم را با قلبی پاک ستایش می‌کنم، ای خداوند همه هستی‌ها. ستایش باد نامت، مالک نور، درخشش پاک و نور، عظیمی که نامت هرگز باطل نمی‌شود. ای شفیق و ای تواب و ای مهربان، نجات‌دهندة همه مؤمنین و برقرارکنندۀ همه پاکان، متعال و ستایش شده، قدرتمند، دانا و آگاه و بینا، مسلط بر همه چیز هستی. پروردگار عالم‌های بالایی، میانی و تحتانی، سیمای عظیم و با شکوهی که نه دیده می‌شود و نه قدرتش محدود می‌شود، در حکومتش رفیقی وجود ندارد و شریکی در سلطنتش موجود نیست. مرگ و فساد به او راه نمی‌یابد. از ازل بوده و پدیدآورندۀ همه چیزهاست(انجم صابئين مندائي ايران، 1395، ش 180، ص3).
    برخی از مهم‌ترین صفات هیی‌ربی، که در کتب مقدس مندائی آمده، بدین قرارند:
    الاها: الله/ هیی: زنده / ربّا: بزرگ/ ماری: سرور/ قدمایی: ازلی/ قیوما: پابرجا/ هاد: یکتا/ ابریخا: مبارک/ اتریص: منزّه/ آسی: شفادهنده/ اشبیها: ستایش شده/ شلاما: صلح/ امشبا: ستایش شده/ ایمرا: فرمان دهنده/ باسطا: گسترش‌دهنده/ بان: آفریننده/ برصوفا ربّا: سیمای عظیم/ تیابا: آمرزش‌دهنده/ دخیا: پاک/ رهصانا: امین/ رهمانا: بخشنده/ ریوانا: مهربان/ زدیق: صادق/ شلیا: هدایت‌کننده/ کشطا: عادل/ ملکا: پادشاه/ مندا: عارف/ هانانا: مهربان/ هیاسا: غفور/ هیلا: قوی/ یادا: عالم و...(گنزاربا، 2001، ص 1ـ5).
    بنابر تعالیم مقدس مندائی، اصل و اساس همۀ جهان هستی و علت هر وجودی، هیی ربی قدمایی است که خداوندی یکتا (هادیوثا)، بی‌نظیر (نخرایی) و غنی (یتیری) می‌باشد. در عین حال، همۀ موجودات و مخلوقات، هستی و وجود خود را از او به عاریه گرفته‌اند، بنابراین، نسبت به او فقر ذاتی دارند(مغشغش السعدی، 2015، ص 9). او منشأ زندگانی و حیات کل نظام هستی است و این حیات را به موجوداتی تفویض کرد. 
    چنانچه او وجود نداشت هیچ چیز به وجود نمی‌آمد(گنزا ربا، 2001، ص 2).
    هیی ربی، از ذات خویش تجلی یافت (انیانی) و این تجلی با اراده و خواست خویش انجام گرفت. هستی نیز با همین ارادة هیی ربی و یا به تعبیر متون مقدس مندائی با «کلمه» (میمرا)، در مراحل مختلف و طی دوره‌های زمانی گوناگونی پدید آمد(دراور، 1960، ص 1).
    ابتدا فقط خداوند بود و هیچ چیز نبود. خداوند خواست خلقت را آغاز نماید(انجم صابئين مندائي ايران، 1395، ش 188 ص 4).
    آنچه که مبنای الهیاتی مندائی را به مقولة اخلاق پیوند می‌دهد، این است که تعالیم مقدس، منشأ و خاستگاه همة ارزش‌های نیک و فضایل را «هیی ربی قدمایی» معرفی کرده‌اند. در دین مندائی، خداوند از حیث وجودی خیر مطلق است(سواری، 1392، ص239). در گنزا ربا، اعتقاد به خدای ارزش آفرین، اساس ایمان دانسته شده است: «ایمان حقیقی تو در آن است که اعتقاد داشته باشی که خداوند برپا کنندة تمام فضایل و خوبی‌هاست(گنزا ربا، 2001، ص172).
    بنابراین، با قبول این اصل می‌توان پایه‌ای برای اخلاق مندائی ایجاد کرد. نه‌تنها هیی‌ربی، به وسيلة فرمان‌هاي خود بشر را به راه حقيقي زندگي راهنمايي كرده است،‌ بلكه خود را نمونه‌اي مي‌سازد تا همه از او پيروي كنند.
    خداوندی که همه‌اش نور، همه‌اش رحمت، همه اش حق و همه‌اش نیکی و زیبایی است»(همان، ص12).
    مبانی انسان‌شناسی مندائی
    انسان در دین مندائی، به عنوان برترین مخلوق هیی‌ربی و نمایندة او بر روی زمین، موجودی متشکل از دو بعد مادی و غیرمادی است. بعد مادی، همان جسد یا به زبان مندائی «پِغرا» نام دارد که با مرگ نابود شده و به منشأ خود یعنی خاک بازمی‌گردد. پغرای آدمی توسط فرشتگان ساخته شده و وظیفه‌ای موقتی و کوتاه دارد. بنابراین، نباید به خواسته‌های او دل بست. بعد غیرمادی، شامل «نشمتا» و «روها» است. نشمتا موجودی ذاتاً پاک، گرامی و نفخه‌ای الهی است که از عالم نور توسط ملائکة مقرب در جسد آدمی دمیده شد. نشمتا، شریف‌ترین، پاک‌ترین و حقیقی‌ترین بُعد در انسان‌شناسی مندائی را به خود اختصاص داده است(سواری، صفایی مقدم و هاشمی، 1395، ص177). تمام بوثه‌های مقدس مندائی، بيانگر کمال و نیکویی اوست: ای مرواریدی که از خزانه اسرار هیی بیرون آمدی؛ ای پاکیزه‌ای که آن تنۀ گِلی را خوشبو نمودی؛ ای فرزند آزادگان پاک... (گنزا ربا، 2001، ص131).
    بُعد دیگر آدمی، «روها» نام دارد که در حقیقت همان خواسته‌های جسم (پغرا) برای ادامه زندگی دنیوی است که به صورت نیازهای اساسی ظاهر شده است؛ با برآوردن نیازهای خاکی (زمینی) همچون آب، هوا، غذا و غریزه جنسی اشباع می‌گردد. روها برای بر آوردن این نیازها، بدن را به جنب و جوش و تکاپو وادار می‌کند. در این میان، نقش اساسی نشمتا کنترل و خنثا نمودن شهوات و رغبات روها است. در نتیجه، نفس (جزء شریف) با روها (جزء پست یا دانی) مدام در حال «کشمکش» است. ارضا و آرمش نشمتا، از طریق انجام عباداتی همچون تسبیح، دعا، تعمید و صدقه (زدقا) و انجام عمل صالح میسر است(مغشغش السعدی، 2015، ص15).
    یکی از نکات قابل توجه مقولة انسان‌شناسی مندائی، وجود نظیر یا همزاد نورانی (دموثا)، برای هر انسانی در جهان «امشونی کشطا» یا جهان حقیقت است که پس از مرگ، نشمتای انسان پس از طی مراحلی به آن می‌پیوندد. کارهای نیک و پسندیده هر فرد در این جهان، به‌ویژه صدقه (زدقا)، اخلاق حسنه، داشتن فرزندان صالح برای برپایی مناسک دینی به نام وی پس از مرگ، از عوامل مؤثر تسهیل حرکت نشمتا و موجب تسریع التحاق وی به نظیرش می‌گردد.
    بر این اساس، در آموزه‌های دین مندائی مرگ پایان راه نیست، بلکه آغاز مرحله‌ای جدید در صیرورت و حرکت آدمی به سوی کمال به‌شمار می‌آید. مرگ، پایان مأموریت نشمتا در زمین و مرحله‌ای اجتناب‌ناپذیر برای ارتقا و حرکت آدمی، به موطن اصلی خویش یعنی جهان نور است. بر این اساس، گنزا ربا از مرگ به حق (کشطا) یاد کرده و بازماندگان متوفی را از گریه و عزاداری بر مردگان نهی می‌نماید؛ زیرا مرگ تولدی دوباره است.
    بر مردگان خود گریه و زاری نکرده و بر آنها عزاداری نکنید. جامة خود را نَدَرید و موی خود را نَکَنید هر کس مردگان خود را دوست دارد، برای آنها طلب آمرزش کرده و به یاد آنان آنان دعا و تسبیح بخواند، با این اعمال که نشمتای آنها مسرور و آرامش پیدا می‌کند(گنزا ربا، 2001، ص18).
    دین مندائی، اعتقادی به گناه نخستین آدمی و خروج وی از بهشت ندارد. جسد آدم، به همراه حوا بر روی زمین (تیبل) و توسط فرشتگانی همچون ابثاهیل خلق شد. نشمتای آنان از جهان نور در آنان دمیده شد. از انسان، اصالتی نورانی و به سوی نورانی یا به تعبیری «هویتی از اویی به سوی اویی» دارد: راهم به سوی هیی ربی است و مقصد و نیتم، حرکت من بسوی اوست(همان، ص 15).
    از مبانی مهم دیگر انسان‌شناسی مندائی، وجود اراده و اختیار در افعال و کنش‌های آدمی است. خداوند به انسان قدرت انتخاب داده که راه حق را در پیش گیرد و به سعادت حقیقی، که همان بازگشت پیروزمندانه به مبدأ یا جهان نور، نائل شود، یا برعکس آدمی می‌تواند با اختیار خویش و دوری از تعالیم مقدس راه کفر و باطل را در پیش گرفته که نتیجه‌ای جز ذلت، خسران و پشیمانی ندارد.
    از دیگر مبانی مهم مقولة انسان‌شناسی مندائی مرتبط به اخلاق، «کرامت» آدمی نسبت به سایر موجودات عالم است. مسجود فرشتگان شدن آدمی به هنگام دمیده شدن نشمتای پاک، نمایندة جهان نور در زمین بودن آدمی، نزول دین و معارف اخلاقی، آموزش سایر مناسک به آدم و همسرش حوا در هنگام خلقت، تجهیز و مسلح نمودن وی با علم الهی (ناصوراتا)، دلایلی برای کرامت آدمی در دین مندائی محسوب می‌شوند(سواری، 1392، ص 343).
    «ایجاد کنید ميوه‌ها و درختان، حيوانات اهلي و حيوانات وحشي، پرندگان بالدار و ماهيان در دريا، براي خدمت دادن به آدم»(انجم صابئين مندائي ايران، 1395، ش 183، ص 4).
    با توجه به آنچه گذشت، نشمتا که بعد حقیقی آدمی است و از عالمی دیگر پا به این سرا نهاده، بذر همة فضایل و ارزش‌های جهان نور را با خود به این جهان (تیبل) آورده است. پس ذات آدمی پاک و مفطور به فطرت خداوند است. در نتیجه، ارزش‌ها در وجود آدمی ریشه دار و اصیل و رذایل عناصری عَرَضی هستند. پس انسان می‌تواند با بهره‌مندی از تربیت مطلوب و با پیروی از آموزه‌های مقدس انبیای الهی، این بذرهای بالقوه و درونی خود را شکوفا ساخته و به کمال و در نهایت، به جهان نور یا سعادت دائمی و ابدی برسد.
    مبانی معرفت‌شناسی مندائی
    اولین و مهم‌ترین پرسش در حوزۀ معرفت‌شناسی، تعیین تکلیف توانایی شناخت انسان است. دین مندائی، شناخت را برای آدمی امری امکان‌پذیر و ممکن می‌داند. جهان هستی از وجه نظر این دین، قابل شناسایی است و انسان توانایی شناخت آن را دارد. به همین دلیل، خداوند پس از خلقت جسم انسان و دمیدن نشمتا در آن او را به وسیلۀ فرشتگان مورد تعلیم حکمت و اخلاقیات قرار داد: «به آدم و حوا و نسلش دانش یاد ده تا شیطان آن‌ها را نفریبد»(ماهنامه بیت مندا، ش 185، ص3).
    معرفت در دین صابئین مندائی، چنان داراي اهمیت و جایگاه ویژه‌ای است که خود واژۀ «مندا» ـ که کلمه‌ای آرامی شرقی است ـ به دانش یا معرفت(الزهیری، 2007، ص14) و حتی عقل(المرانی، 1981، ص147) ترجمه شده است. ازاين‌رو، می‌توان دین مندایی را دین معرفت یا دین شناخت دانست و مندائیان را همان پیروان شناخت و معرفت ترجمه کرد(فروزنده، 1377، ص14).
    بنا به روایت کتب مقدس مندائی، معرفت اولین رسالتی است که خداوند آن را به نخستین انسان، یعنی حضرت آدم و همسرش حوا ارزانی نمود «مندا اد هیی هو شلیها قدمایی»(المرانی، 1981، ص147). خداوند باری تعالی، به بشر معرفت را آموخت و حکمت خود را گسترانید تا انسان خدا، خود و جهان را بشناسد. کسب معرفت، یک امر واجب و وظیفه تلقی شده است. پس کسی که معرفت را فرا نگیرد و به دنبال دانش نرود و یا دیگران را در صورت توانایی، تعلیم ننماید از گناهکاران محسوب می‌شود(همان، ص 471).
    ـ خوشا به حال آن کسی که خداوند به او معرفت می‌بخشد و ننگ باد بر جاهلان(المرانی، 1981، ص44).
    ـ ننگ بر حکیمی باد که به کسی از حکمتش سودی نمی‌رسد(همان).
    معرفت و علم نخستین الهی، به آدمی به صورت وحی و الهام بود. با ندای نخستین الهی «هادا شوتا اد هيي قدمايي» و به صورت کشف و تجلی «گلا و غلا» نازل گشت. این معرفت، به شکل تعلیم و تربیت بر دوش رسولان و پیامبران منتقل گشت. اولین کسی که وظیفۀ انتقال معرفت به آدمی را داشت، فرشته مقرب الهی «مندا اد هیی» بود که اولین و قدیمی‌ترین مخلوق خداوند بود «مندا اد هيي شليها قدمايي». این فرشته، معرفت را به حضرت آدم، شیث، سام و در نهایت، به حضرت یحیی تعمیدگر (يوهانا مصبانا) انتقال داد. به همین دلیل، آموزه‌های این انبیاء تعالیم دین مندائی را تشکیل می‌دهند(مغشغش السعدی، 2015، ص 20).
    یکی از نکات کلیدی نظریة معرفت‌شناسی مندائی مرتبط با مقولة اخلاق، این است که دین صابئین مندائی، علت اساسی کفر، شرک و انجام رذایل اخلاقی‌ای همچون دروغ‌گویی، دزدی، زنا، سحر و... را نادانی و جهل دانسته، راه‌حل و درمان و پیشگیری آن را افزایش علم و معرفت آدمی معرفی می‌کند. هنگامی که نور معرفت بر دل‌های گناهکاران بیفتد، این‌گونه در پیشگاه خداوند اعتراف کرده و دست از جنایات خود برمی‌دارند: «دروغ‌گویان عطرم را استشمام کردند و گفتند: آقای ما، قبل از روشنی نورت جاهل بودیم و اکنون آگاه شدیم و دیگر دروغ نخواهیم گفت. ساحران عطرم را استشمام کردند و قلب‌هایشان به لرزه درآمد و طلب بخشش نمودند و گفتند نادان بودیم و اکنون آگاه شدیم و دیگر به سراغ سحر و جادو نخواهیم رفت. بدکاران سخنانم را شنیدند و دل‌هایشان پر از صلح و صفا گشت(گنزا ربا، 2001، ص 36ـ35).
    در نتیجه، جهل و نادانی مهم‌ترین عامل در گرایش افراد به گناه و همچنین بداخلاقی‌هاست. پس بهترین وسیله برای جلوگیری از غوطه‌ور شدن افراد در گناه و گرایش به رذایل اخلاقی، افزایش معرفت، آگاهی و غفلت‌زدایی از آنان است.
    2. مؤلفه‌ها و عناصر نظام اخلاقی صابئین مندائی
    نظریه ارزش صابئین مندائی
    از نخستین وظایفی که بر عهدة فلسفه اخلاق است، ارائه طرح کلی نظریة اخلاقی است. هر نظام اخلاقی، با توجه به مبانی و پیش‌فرض‌های خاص خود، اقدام به ارائه اصول و قواعدی کلی می‌پردازد و در پی اين است که معیارهای کلی خوبی و بدی، و درست و نادرست را ارائه کند(موسوی گیلانی و روزبه، 1394، ص 15). مك‌ناوتن(McNaughton) در بيان نظريه ارزش مي‌نويسد: «نظريات اخلاقي در پي فراهم آوردن روشي كلي براي حل مسائل اخلاقي خاص هستند. روشي موجه براي تعيين اينكه چه انواعي از افعال درست و چه انواعي نادرستند»(مک ناوتن، 1998، 1391، ص 229). نظریه‌های اخلاقی، براساس معیارهایی که برای تصمیم‌گیری در مورد درست یا نادرست بودن رفتار در اختیار ما قرار می‌دهند، به دو دستة عمده تقسیم می‌شوند: 
    1. نظریه‌های اخلاقی ناپیامدگرا: بر اين اساس، برخی کارها فی‌نفسه نادرست است؛ نه به خاطر پیامدهای بدی که به بار می‌آورند.
    2. نظریه‌های اخلاقی پیامدگرا: به نظریه‌هایی گفته می‌شود که براساس آنها «باید کاری را انجام داد که بیشترین پیامدهای خوب را به‌بار می‌آورد. خود این مسئله که چه نوع کاری انجام می‌دهیم، فی‌نفسه اهمیتی ندارد»(گنسلر، 1387، ص252).
    از گروه نخست، می‌توان به نظریه‌های وظیفه‌گرایانه‌ای همچون نظریة کانت، نظریات امر الهی و از گروه دوم، می‌توان به نظریه‌های غایت‌انگارانه‌، لذت‌گرایانه، خودگرایی، فایده‌گرایی اشاره کرد که هريک دارای انواع و تقریرهای مختلفی است(فرانکنا، 1392).
    بیشتر نظام‌های اخلاقی می‌کوشند تا حدواسطی میان این دو دیدگاه افراطی بیابند. وظیفه‌گرایان می‌پذیرند، این قاعده که باید در مسیر به حداکثر رسانیدن سعادت بشر تلاش کرد، لااقل یکی از مهم‌ترین قواعد است و غایت‌گرایان می‌پذیرند که برخی قواعد هست که باید از آنها تبعیت کنیم. حتی زمانی که پیامد تبعیت از آنها در وضعیت مورد بحث، احتمالاً زیان‌آور باشد(اسمیت، 1392، ص350).
    اكنون با توجه به اين گروه‌ها، در نظرية ارزش دین صابئین مندائی آنچه بيشتر به چشم مي‌خورد، نظریه‌ای مبتنی بر «امر الهی» است که همان‌گونه که گفته شد، خود زیرمجموعه‌ای از نظریات وظیفه‌گرايانه اخلاقی است. نظریة امر الهی، دیدگاهی است مبنی بر اینکه اخلاق، لااقل از جهتی، وابسته به ارادة خداوند است. در نظریات امر الهی، این وابستگی، بر مبنای اوامری از سوي خداوند که بیانگر ارادة اوست، بیان شده است(کوئین، 2005، ص371).
    در گنزا ربا هیی ربی، تأسیس‌کننده هنجارهایی برای رفتار بشر، از طریق صدور اوامری از عالم نور، به وسیلة وحی (فرشتگان نور و در رأس آنها هیبل زیوا) معرفی شده است. مهم‌ترین نمونة این دستورات اخلاقی، در بخش اول کتاب گنزا ربا، بر حضرت آدم و همسرش حوا (آدم و هوا) و نسل‌شان، پس از دمیده شدن روان در جسد آنان تجلی یافت:
    ... پس به سوی آدم و همسرش حوا روانه شو، و آنان را با صدایی رسا و زیبا بخوان.... پس بپا خیزید و با نماز، تسبیح گویید خداوند همة هستی‌ها، و این عمل را سه بار در روز و دو بار در شب به جای آورید. برای فرزندان خویش همسر گزینید تا نسل شما در جهان فراوان گردد. آن‌گاه که با همسرانتان نزدیکی کردید، غسل کنید و خویشتن را پاک نمایید. زنا و فساد و دزدی نکرده و فرزندان مردم را مَکشید. از عهدی که با خدای خود بسته‌اید، بر نگردید. زشتی و دروغ را مپسندید. به طلا و نقره و ثروت دنیایی دل مبندید. از یاد گرفتن سحر پرهیز کرده و به دروغ شهادت ندهید. پدر و مادر و برادران بزرگتر از خود را گرامی دارید. به نابینایان و نیازمندان صدقه دهید؛ زیرا که این عمل در آخرت باعث نجاتتان خواهد شد. اگر به کسی صدقه دادید، بر ملایش نکنید، اگر با دست راستتان صدقه دادید، دست چپ باخبر نشود و اگر با دست چپ صدقه دادید، دست راست‌تان خبردار نشود تا صدقه‌گیرنده رسوا نشود. هر کس نیکوکاری کرده و از عمل خویش تعریف نماید، در آخرت به حسابش نخواهد آمد(گنزا ربا، 2001، ص 37ـ36).
    گنزا ربا و کتاب تعالیم یحیی، بسیاری از این قواعد و اوامر اخلاقی الهی را بيان و تشریح کرده است.
    اصول مبنایی نظام اخلاقی مندائی
    مقصود از «اصول مبنایي اخلاق»، يعني اصولي که مبناي احکام اخلاقي قرار مي‌گيرند و احکام اخلاقي بر آنها مبتني است. وجود اصول بنيادين در هر نظام اخلاقي، دست‌كم داراي دو ثمرة اساسي است. اول. با اينكه خود از اصلي ديگر استنتاج نمي‌شوند. اما، مبناي به‌دست آوردن احكام و گزاره‌هاي اخلاقي ديگري قرار مي‌گيرند. دومين ثمرة داشتن اصول بنيادين، راه برون‌رفت از تعارضات اخلاقي است(حسيني قلعه بهمن، 1394، ص123). بر اساس نقش زیربنایی اصول، تلاش در جهت کشف و تعیین و تدوین آنها، همواره تلاشی مهم بوده و به علت پایه و اساس بودن آنها برای تلاش و فعالیت‌های بعدی، همیشه و در همه زمینه‌ها مورد توجه واقع می‌شده است(صفایی مقدم، 1386، ص82). اصول بنیادین نظام اخلاقی مندائی، عبارتند از: اصل خدامحوری اخلاقی، اصل مسئولیت اخلاقی، قاعده زرین، اصل محبت.
    اصل خدامحوری اخلاقی
    مهم‌ترین اصل مبنایی نظام اخلاقی دینی صابئین مندائی، اصل خدامحوری می‌باشد؛ زیرا مبدأ و مقصد نهایی و رب حقیقی انسان و همة جهانیان (کلهون آلمی)، خداوند بزرگ یا هیی ربی است. بر اساس اصل خدامحوری اخلاقی، آدمی باید در همة اعمال و رفتارهای خویش، خداوند را ناظر خویش و محور عمل خود قرار دهد. در گنزا ربا، توصیه شده است که خداوند باید در همة شئون زندگی آدمی حضوری پررنگ داشته باشد:
    ـ در هنگام برخاستن و نشستن، غذا خوردن و نوشیدن، استراحت و خوابیدن و در همة اعمالی که انجام می‌دهید، نام خدا را یاد کنید و ستایش نماید مالک برتر نور، خداوند همه هستی‌ها را(گنزا ربا، 2001، ص3).
    ـ و همیشه یاد پروردگارت در ذهن و قلبت، هنگام صحبت کردن و هنگام سکوت، هنگام ایستادن و هنگام نشستن و هنگام رفتن و هنگام آمدن حاضر باشد(دراشا اد یهیی، 2001، ص210).
    این اصل، از چند جهت با اخلاق پیوند می‌یابد. از جمله «ارزش بخشیدن به کار اخلاقی»، «تعیین معیار تشخیص فعل اخلاقی»، «نیرودهی و ایجاد امیدواری» و «ایجاد انگیزه برای پالایش رذایل و تداوم کسب فضایل»(نجارزادگان، 1388، ص41).
    یکی از قواعد اخلاقی مربوط به این اصل، خلوص نیت در عمل است. به عبارت ديگر، یک فعل اخلاقی، نه‌تنها باید از لحاظ شکل ظاهری درست انجام گیرد، بلکه باید قصد و روح عمل تنها و تنها برای خدا باشد. در غیر این صورت، عمل فاقد ارزش و اعتبار خواهد بود. نیت در اعمال عبادی، همچون براخا(مغشغش السعدی، 2015) و افعال اخلاقی همچون صدقه(زدقا)، نمود زیادی پیدا می‌کند. اعمالی که فاقد نیت خالص الهی باشند، فاقد ارزش اخلاقی هستند.
    اصل مسئولیت اخلاقی
    پذيرش مبنای اراده و اختیار آدمی، مستلزم احساس مسئولیت و پاسخگو بودن فرد نسبت به اعمال خويش است. اصل مسئولیت اخلاقی، حاکی از اين است که فرد بايد نسبت به مقاصدی که در نظر گرفته و اعمالی که برای نیل به آنها انجام می‌دهد، احساس مسئولیت کند:
    ـ هر انسانی از اعمال خود مورد بازخواست قرار می‌گیرد و هیچ انسانی، به جای دیگری در حساب مشارکت نمی‌کند(گنزا ربا، 2001، ص200).
    البته تا پيش از 15 سالگی، مسئولیت فرد (دختر یا پسر) بر عهدۀ پدر و مادر است. در حقیقت این سن، سن استقلال و بر دوش گرفتن مسئولیت در قبال اعمال خویش است تا پيش از آن، والدین مسئول اعمال فرزند خود بودند(سواری، 1392، ص313).
    ـ و بدانید که پدران تا پانزده سالگی مسئول اعمال فرزندان خویش‌اند، پس کسی که فرزندان خود را موعظه ننماید و آنها را بیدار نسازد و نماز اول وقت به آنها نیاموزاند و آنها را به راه حق و ایمان فرا نخواند، تمام گناهانی که انجام می‌دهند، پدران مسئول خواهند بود(گنزا ربا، 2001، ص77).
    اصل مسئولیت، با توجه به حوزه‌های و ابعاد مختلف آن، قواعد اخلاقی زیادی را در رفتار آدمی تبیین می‌کند. مسئولیت اخلاقی فرد در برابر خدا، (همانند انجام اعمال عبادی و شرکت در مناسک دینی، شکرگزاری)، مسئولیت اخلاقی فرد در برابر خویش (اعمالی مانند طهارت، تهذیب و تزکیه نفس، کسب روزی حلال، معرفت نفس)، مسئولیت فرد در برابر جامعه (تعلیم و تعلم، صدقه، همیاری، امر به معروف و نهی از منکر)، مسئولیت فرد در برابر محیط زندگی (حفظ محیط‌زیست، آباد نمودن آن و مخالفت با هر نوع تخريب، بهره‏كشي، آلودگي، از بين بردن منابع يا هرگونه استفاده انحصارگرايانه غير اخلاقي و غير متعارف از اکوسیستم‌ها).
    با توجه به این اصل، تربیت اخلاقی مندائی، بايد بتواند در افراد احساس مسئوليت دربارۀ محيط‌زيست خود، طبيعت و امكانات موجود در آن ایجاد کند. بر اساس آموزه‌های دین مندائی، هدف از خلقت همة موجودات زمین، بهره‌وری و رفاه حال انسان‌ است. رفتار غیراخلاقی با حیوانات، از بین بردن اکوسیستم‌های طبیعی، کشتن به قصدی غیر از استفاده از گوشت آنها، گناه‌های کبیره محسوب می‌شوند.
    ـ همانند کارگرانی باشید که زمین را آباد کرده و در اطراف جوی‌های آن گیاهان و سبزه می‌کارند(گنزاربا، 2001، ص26).
    اصل محبت و همدلی
    دین مندائی، بر به‌کارگیری محبت و مهربانی در همة شئون زندگی عنایت و توجه ویژه‌ای دارد. هیی ربی، به عنوان اولین معلم و کامل‌ترین اسوة نیک، نسبت به آفریده‌های خود مهربان و لطیف بوده و به آنها محبت و عشق می‌ورزد. «نیها»، یکی از صفات هیی ربی، که به «مهربان»، «لطیف» و «دوستدار» ترجمه شده است(عبدربه و عوده، 2004، ص185).
    ـ خداوندی که لطیف و مهربان است. غضب و کینه‌توزی در او راه نمی‌یابد(کنزاربا، 2001، ص 13).
    اساسی‌ترین محبت موجود در دین مندائی، پیوند انسان مؤمن با خدای خویش است. در گنزاربا، محبت بین خدا و مؤمن به زیباترین وجه ترسیم شده است. گویا محبت به خدا، همچون اکسیری است که وقتی بر دل مؤمن مندائی بیفتد، همة هستی با متعلقاتش در برابر چشم او خوار و بی‌ارزش می‌شوند:
    ـ از آن روزی که محبت تو در دلم افتاد، عاشق عدل شدم، و از آن روزی که محبتت در دلم افتاد، شیفته حق شدم، از آن را روزی که تو را شناختم، فهمیدم که دنیا ارزش و اعتباری ندارد و همه خوشی‌های آن پایان پذیرند، برای من از پدر و مادرم عزیزتر شدی، عزیزتر از خواهران و برادرانم و فرزندانم و همسرم، دیگر مال و کاخ‌ها برای من اهمیتی ندارند، دیگر لباس‌های رنگارنگ و عطرهای خوشبو برای من اهمیتی ندارند، نه مقام و نه پادشاهی، دیگرمن خودم را یافتم، مرا با هستی چه؟(همان، ص 300ـ299).
    آموزه‌هایی مندائی، از مؤمنان می‌خواهد در روابط اجتماعی خود با محبت برخورد کنند:
    ـ ای مؤمنان و ای پاکان، نسبت به همدیگر محبت ورزید(همان، ص 17).
    همچنین، سفارش شده است که ارتباط بین زوجین، بر اساس احترام متقابل، همدلی و محبت باشد و زن و مرد پشتیبان همدیگر باشند:
    ـ اگر برای خود همسری برمی‌گزینید، پس از بین خود انتخاب کرده و آنها را دوست داشته باشید. نسبت به هم پشتیبان باشید و همچون توجه چشمان به گام‌ها، از همدیگر مواظبت نمایید(همان، ص 19).
    همدلی و محبت به فقرا و ستمدیدگان جامعه، یک فریضة واجب الهی است که با اعمالی همچون صدقه (زدقا) نمود پیدا می‌کند. دین مندائی، چنان بر صدقه دادن تأکید نموده که روحانیون مندائی از آن به عنوان یک رکن دینی از آن یاد می‌برند:
    ـ صدقه واقعی این است که گرسنه را سیر و تشنه را سیراب کنی. محبت حقیقی این است که به فقیران و ستمدیدگان محبت کنی(همان، ص 176ـ175).
    گسترة محبت به روابط انسانی محدود نشده، بلکه توصیه شده است یک فرد مندائی، باید تمام آفریده‌های خدا را دوست داشته باشد:
    ـ اساس عبادت تو در این است که به آفریده‌های خدا محبت کنی(المرانی، 1981، ص146).
    قاعدة زرین
    قاعدة زرین، مقتضی این است که ما با دیگران فقط آن‌گونه رفتار کنیم که در همان موقعیت رضایت می‌دهیم با ما رفتار شود، این قاعده در همه ادیان الهی آمده و چه‌بسا مهم‌ترین قاعدة زندگی است. قاعدة زرین را بسياري از امت‌های مختلف، لااقل در گفتار در حد وسیع پذیرفته‌اند. این اصل، یک مبنایی برای آموزش و پرورش اخلاقی است. می‌توان آن را در مرکز قانون‌نامه‌های اخلاقی، دینی و اجتماعی بی‌شماری یافت(سینگر، 1967، ص225). این قاعده در گنزا ربا دقیقاً ذکر شده است.
    ـ ای مؤمنان: هر آنچه را که برای خود می‌پسندید، برای دوستان خود بپسندید و هر آنچه را که برای خود نمی‌پسندید، برای آنان نیز نپسندید(گنزاربا، 2001، ص20).
    قاعدة زرین، تقریباً اصلی جهانی است؛ یعنی هنجارهای مشترک میان همة انسان‌ها و در همة زمان‌ها و مکان‌ها. این قاعده، به خوبی خلاصة اخلاقیات است. اصول عزت نفس، آینده‌نگری و ضابطه قانون جهانی، (که می‌گوید: «فقط آن‌طور رفتار کن که از هر کسی در همان موقعیت می‌خواهی ـ دفارغ از تفاوت‌های فرضی در زمان و شخص، ارتباط وثیقی با قاعدة زرین دارد. می‌توان قاعدة زرین را بر مبنای تقریباً همة رویکردهای اخلاقی استوار کرد. مثلاً، می‌توان قاعدة زرین را بر مبنای قرار دادهای اجتماعی، احساسات شخصی، سود شخصی، خواست خدا و یا حقایق بدیهی بنا کنیم(گنسلر، 1998، ص 218).
    هدف نهایی اخلاق از دیدگاه دین مندائی
    بر اساس آنچه در بررسی مبانی اخلاق مندايي مطرح شد، خداوند (هیی ربی قدمایی)، نه‌تنها آغاز و منتهای جهان هستی است، بلکه مبدأ خیر، رحمت، و منشأ همة کمالات است. میل و تقرب به این منشأ، کمال و اقیانوس جمال، ارزشمند و خود موجب ایجاد سعادت واقعی می‌گردد. بدین ترتیب، هدف غایی اخلاق مندائی را می‌توان «استعلا و به کمال رسانیدن نفس آدمی جهت بازگشت به مبدأ خود یعنی جهان نور» دانست. بوثه‌های زیادی از کتب مقدس، این هدف غایی را مورد توجه کانونی خود قرار داده‌اند:
    ـ نیکوکاران عادل، مؤمن و کامل به سوی جهان نور صعود خواهند نمود(گنزا ربا، 2001، ص70).
    کمال و اوج این حرکت، هنگامی است که انسان به یقین و علم و معرفت حقیقی نائل آید و با آرامش نفس و در عالمی سرشار از نور، پاکی و در نهایت، اطمینان قلبی به جوار حضرت حق راه یابد و در زمرة فرشتگان جهان نور و بندگان کامل خدا در آید:
    ـ من به آنجا (جهان نور) خواهم رفت با قلبی مطمئن؛ زیرا که پروردگارم مرا طلب نموده و مرا در زمرة بندگان کامل خود در آورد(همان، ص 97).
    انجام برخی کردارهای غیراخلاقی و ناپسند، همچون تفکرات سوء، فسق و فساد، تجسس، زنا، سرقت، ریاکاری، دروغ‌گویی، تفرقه انداختن، ربا و... موانع رسیدن آدمی به جهان نورند. به همین دلیل، حضرت یحیی، اسوة اخلاق مندائی، در توصیه‌های خود به مؤمنان، آنان را این‌گونه از انجام منکرات برحذر می‌کند:
    فرزندانم بر حذر باشید و بترسید از اینکه در این دنیا فُسق و سرقت نمایید؛ زیرا فاسق و سارق به سوی کمال عروج نمی‌کنند و به جهان نور نمی‌رسند. فرزندانم بر حذر باشید و اگر برای شهادت دادن احضار می‌شوید، شهادت دروغ نگویید کسی که شهادت دروغ بدهد در نزد خداوند محکوم می‌شود. خداوندی که هر کس را بر اساس اعمال خویش محاکمه می‌کند. فرزندانم بر حذر باشید و از هر عملی که باعث ایجاد تفرقه و دشمنی بر علیه دوستانتان می‌شود، اجتناب کنید(دراشا اد یهیی، 2001، ص145).
    نتیجه‌گیری
    بررسی اخلاق در ادیان، از جمله موضوعاتی است که ما را در شناخت مشترکات فرهنگی ادیان بسیار یاری می‌کند. در این میان، دین صابئین مندائی به عنوان یکی از کهن‌ترین ادیان توحیدی، دارای اهمیت و جایگاه ممتازی است. تحقیق و تفحص در مورد نظام اخلاقی دین صابئین مندائی، به‌ویژه با مراجعه به اسناد قدیمی آنان، تنها بيانگر نظام اخلاقی یک دین کوچک باستانیِ در حال انقراض نیست، بلکه همان‌طور که هابریل می‌گوید «اینان نمونه‌ای از فرهنگ زندة امت‌های گذشته‌اند» و لیدی دراور در کتاب معروف خود با عنوان صابئین مندائی در ایران و عراق، می‌نوسید: «اینجا زمان متوقف شده است». بنابراین، نظام اخلاقی مندائی، نمونة دقیقی از نظام‌های اخلاق ملت‌ها در حداقل دو هزار سال پیش می‌باشد. مطالعة اخلاق در دین مندائی، با توجه به داشتن منابع دینی مکتوب قدیمی و بکر، می‌تواند ما را در فهم اخلاق جوامع گذشتة دوران باستان یاری نماید و مهر تأییدی در نظریة «فطری بودن برخی از ارزش‌های اخلاقی در نهاد آدمی» باشد. انسان‌ها صرف‌نظر از زمان و مکان، دارای برخی ارزش‌های ثابت و مطلقی‌اند.
    از سوي ديگر، نظام اخلاقی دین صابئین مندائی، با ساير تعالیم ادیان الهی همپوشانی زیادی دارد. اصول «خدامحوری اخلاقی، محبت، مسئولیت اخلاقی و قاعده زرین»، چهار اصل بنیادین نظام اخلاق دین مندائی‌اند که در نظام‌های اخلاقی ساير ادیان به روشني قابل مشاهده‌اند.

    References: 
    • اسمیت، پاتریک، 1967، «دین و اخلاق 2»، دانشنامة فلسفة اخلاق، ترجمه انشاء الله رحمتی، 1392، تهران، سوفیا، 370- 339.
    • انجم صابئين مندائي ايران، 1395، ماهنامه بیت مندا، ش 183، 185، 188، www.beitmanda.com.
    • بدوی، نعیم، 2008، حران کویتا، بغداد، مرکز البحوث و الدراسات المندائیة.
    • حسینی خامنه‌ای، سیدعلی، 1388، تحقیق فی حکم الصابئه تحقیق فی حکم الصابئه، فتوای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مبنی بر موحد بودن صابئین مندائی، ترجمه سلیم جیزان، اهواز، تراوا.
    • حسینی قلعه بهمن، سید اکبر، 1394، «تحليلي بر ساختار نظام اخلاقي در اديان»، معرفت ادیان، ش 25 ، ص 130ـ113.
    • دراشا اد یهیا: مواعظ و تعالیم یحیی بن زکریا علیه السلام، 2001، ترجمه امین فعیل حَطاب، بغداد: مرکز البحوث و الدراسات المندائیه (M.R.S.C).
    • دراور، لیدی، 2006، الصابئه المندائیون فی العراق و ایران، ترجمه غضبان رومی و نعیم بدوی، دمشق، دار المدی و الثقافة و النشر.
    • دلاور، علی، 1384، مبانی نظری و عملی پژوهش در علوم انسانی و اجتماعی، تهران، رشد
    • دیولافوا، مادام ژان، 1887، ایران، کلده، شوش، ترجمة علی محمد فره‌وشی، تهران، دانشگاه تهران.
    • الزهیری، عصام خلف، 2007، الدین الأول؛ مدخل الی الدین المندائی، الجزء الأول؛ الطفل، المراه، التعمید و الزواج، هلند، موسوعة لعیون المعرفیة.
    • سرمد، زهره؛ بازرگان، علی و حجازی، الهه، 1376، روش‌های تحقیق در علوم رفتاری، تهران، آگاه.
    • سواری، عزیز، 1392، بررسی مبانی فلسفی دین صابئین مندائی و استخراج آموزه‌های تربیتی از آنها، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید چمران اهواز.
    • سواری، عزیز، مسعود صفایی مقدم، سیدجلال هاشمی، 1394، «بررسی تحلیلی مقوله انسان‌شناسی فلسفی دین صابئین مندائی»، انسان‌پژوهی دینی، سال دوازدهم، ش 34، ص 188ـ167.
    • سینگر، مارکوس، 1967، «قاعده زرّین»، دانشنامة فلسفة اخلاق، ترجمه انشاءالله رحمتی، تهران، سوفیا، ص 228ـ225.
    • صفایی مقدم، مسعود، 1386، مبانی تربیت از نگاه امام سجاد، اهواز، رسش.
    • عباسی، حسین، 1390، «جستاری پیرامون صابئین مندائی» کتاب ماه دین، ش 163، ص 30ـ11.
    • عبد ربه، خلف و عوده، خالد، 2004، قاموس مندائی ـ عربی، بغداد، مرکز البحوث و الدراسات المندائیة.
    • عبدالموله، عبدالحسین ،1374، تحقیقی پیرامون منشأ و خاستگاه و عقاید صابئین و خدمات آنها به اسلام، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید چمران اهواز.
    • عربستانی، مهرداد، 1383، تعمیدیان غریب: مطالعه‌ای مردم شناختی در دین‌ورزی صابئین مندائی ایران، چاپ دوم، تهران، افکار.
    • فرانکنا، ويليام كي، 1392، فلسفة اخلاق، ترجمه هادي صادقي، قم، طه.
    • فروزنده، مسعود، 1377، تحقیقی در دین صابئین مندائی؛ با تکیه بر متون مندائی، تهران، سماط.
    • فنایی، ابوالقاسم، 1384، دین در ترازوی اخلاق، تهران، مؤسسه فرهنگی صراط
    • کوئین، فیلپ، 2005، «دین و اخلاق 1»، دانشنامة فلسفة اخلاق، ترجمه انشاءالله رحمتی، 1392، تهران، سوفیا ، 348ـ333.
    • گنزا ربا، کتاب مقدس صابئین مندائی، 2001، ترجمه جمعی از روحانیون و دانشمندان صابئین مندائی، بغداد، مرکز البحوث و الدراسات المندائیه (M.R.S.C)
    • گنسلر، هری‌جی، 1998، فلسفه‌ اخلاق، ترجمه‌ حمیده بحرینی، تهران، آسمان خیال.
    • المدنی، محمد نمر، 2009، الصابئه المندائیون العقیده و التاریخ، دمشق، دار و مؤسسة رسلان.
    • مرانی، ناجیه، 1981، مفاهیم صابئیه مندائیه؛ تاریخ، دین، لغه، بغداد، شرکه التایمس.
    • مغشش السعدی، قیس، 2015، طقوس الصابئه المندائین؛ رموز و معانی، آلمان، دربشا.
    • مك ناوتن، ديويد، 1383، نگاه اخلاقي: درآمدي به فلسفه اخلاق، ترجمه حسن ميانداري، تهران، سمت.
    • موسوی گیلانی، سیدجعفر و روزبه، محمد رسول، 1394، «ساختار کلی نظام اخلاقی اسلام»، معرفت، ش 210، ص 30ـ13.
    • نجارزادگان، فتح الله، 1388، رهیافتی بر اخلاق و تربیت اسلامی، تهران، معارف.
    • Buckley, J, 2002, The Mandaean: Ancient Texts and Modern People, Oxford University Press.
    • Drower, E. S, 1960, The secret Adam, London, Oxford University Press.
    • Hart, Jennifer, 2010, The mandaean, a people of the book, PhD theses, Department of Religious Studies, Indiana University.
    • Haberl, Charles G, 2013, »Dissimulation or Assimilation? The Case of the Mandaeans«, Brill Publishers, numen (60), 586-615 
    • Haberl, Charles G, 2010, »The cultural survival of mandaeans«, ARAM, V 22, p. 209-226.
    • Yamauchi, Edwin M, 1966, »The Present Status of Mandaean Studies«, Journal of Near Eastern Studies, V. 25, No, 2, p. 88-96.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    سواری، عزیز، صفائی مقدم، مسعود، هاشمی، سید جلال، مغشغش السعدی، قیس.(1396) بررسی و تحلیل نظام اخلاقی دین صابئین مندائی. فصلنامه معرفت ادیان، 9(1)، 97-114

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    عزیز سواری؛ مسعود صفائی مقدم؛ سید جلال هاشمی؛ قیس مغشغش السعدی."بررسی و تحلیل نظام اخلاقی دین صابئین مندائی". فصلنامه معرفت ادیان، 9، 1، 1396، 97-114

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    سواری، عزیز، صفائی مقدم، مسعود، هاشمی، سید جلال، مغشغش السعدی، قیس.(1396) 'بررسی و تحلیل نظام اخلاقی دین صابئین مندائی'، فصلنامه معرفت ادیان، 9(1), pp. 97-114

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    سواری، عزیز، صفائی مقدم، مسعود، هاشمی، سید جلال، مغشغش السعدی، قیس. بررسی و تحلیل نظام اخلاقی دین صابئین مندائی. معرفت ادیان، 9, 1396؛ 9(1): 97-114