تحليل چرايي بدعت‌آميز بودن جنبش بگينها در مسيحيت

ضمیمهاندازه
5.pdf646.92 کیلو بایت

سال نهم، شماره اول، پياپي 33، زمستان 1396

فاطمه كيائي / استاديار اديان و عرفان تطبیقی، گروه معارف اسلامی دانشگاه پيام نور، ايران                    ft.kiaei@gmail.com

دريافت: 21/12/1395 ـ پذيرش: 15/06/1396

چکیده

اين مقاله، به معرفی بگینها، یکی از مهم‌ترین جنبش‌های زنانه قرون وسطای مسیحی می‌پردازد و با تعریف مقولات سنت و بدعت در آن‌ دوره، درصدد توضیح اتهام بدعت علیه ایشان است. کلام بومی، که حاصل به‌کارگیری زبان محلی به جای لاتین، تکیه بر تجارب عرفانی، به جای متون مقدس رسمی در عرصه تفکر دینی، انتقال قدرت از مردان طبقات بالا به سطوح پائین و زنان و افزایش چشمگیر مخاطبان است، پس از الهیات مدرسی و رهبانی پدید آمد و ظهور بگینها حاصل آن است. زنان عارف پرشوری که با رد ممنوعیت‌های دستگاه کلیسایی، نوع جدیدی از حیات جمعی دین‌دارانه ابداع کردند و با مطالعه کتاب مقدس، شهود و موعظة تجارب خویش به زبان مادری، واسطه‌گری کلیسا در امر نجات را زیرسوال بردند و باب جدیدی در کلام و عرفان مسیحی گشودند. عواملی چون خروج از سیطره کلیسا و عدم وابستگی به هرگونه مرجع بشری، باور به دستیابی انسان به کمال و نجات در حیات دنیوی، بی‌نیازی از انجام شعائر کلیسایی و تعلیم اموری مخالف ایمان کاتولیک، مهم‌ترین اتهامات ایشان است.

کلیدواژه‌ها: بدعت، سنت، کلیسا، بگینها، عرفان مسیحی، مایستر اکهارت.


شماره مجله: 
33
شماره صفحه: 
77