دين و دولت در انديشه ژان كالون

ضميمهاندازه
5.pdf718.72 کيلو بايت

سال هشتم، شماره اول، پياپي 29، زمستان 1395

 

بهروز حدادي / استاديار دانشگاه اديان و مذاهب                                                           Behrooz.haddadi@gmail.com

دريافت: 31/04/1395 ـ پذيرش: 11/11/1395

چكيده

در اين مقاله رابطة دين و دولت، از نگاه كالون بررسي شده است. وي با رويكرد و خاستگاهي الهياتي به رابطه اين دو مي‌نگريست كه عناصري چون گناه، نجات در مسيح، تقدير ازلي و دعوت در آن، اهميت بسياري داشت. ولي آيا وي به‌عنوان مصلح بزرگ كليسا، نگاهي مردم‌سالار و ستم‌ستيز به مقوله دين و دولت داشت؟ آيا كالون آن‌گونه كه مي‌انديشيد، عمل كرد و در انديشه او ثبات و استمرار وجود داشت؟ كالون با اعطاي مشروعيت ديني به دولت مدني و كليسا، هريك را داراي نقش و كاركردي مستقل مي‌داند، اما دست بالا را به كليسا مي‌دهد. وي، از نظام سلطنتي و فردي بيزار است، اما نوعي جمهوري اريستوكراسي را ترجيح مي‌دهد. البته چندان جايگاهي براي رأي مردم و حق اعتراض و اجازه مقاومت مدني قائل نيست؛ زيرا نهاد قدرت، نهاد تعيين‌شده توسط خداوند است و به‌رغم آنكه به لحاظ نظري، نهاد قدرت مدني را مستقل مي‌دانست، در عمل آن را در خدمت نهاد دين قرار داد.

كليدواژه‌ها: كالون، دين و دولت، جمهوري و دموكراسي، مردم.