نقد كتاب مقدس: خاستگاه تاريخي ـ معرفتي و تأثير آن بر مطالعات قرآني

ضميمهاندازه
3.pdf1.22 مگابايت

سال هشتم، شماره اول، پياپي 29، زمستان 1395

نفيسه اميري دوماري / دانشجوي دكتري علوم قرآن و حديث دانشگاه قم                                   nafise.amiri@yahoo.com

جعفر نكونام / دانشيار گروه علوم و قرآن و حديث دانشگاه قم                                                     jnekoonam@gmail.com

دريافت: 25/07/1395 ـ پذيرش: 08/12/1395

چكيده

رهيافت انتقادي به كتاب مقدس، پديده‌اي نوظهور و از نتايج عصر روشنگري بود. كتاب مقدس، كه تا آن زمان به عنوان منبع قدسي دين تلقي مي‌شد، همچون ساير متون كهن با تكيه بر ابزارهاي علمي مورد قضاوت و استنطاق واقع شد. مهم‌ترين پيامد اين رويكرد، مناقشه و اختلاف در مورد اعتبار كتاب مقدس است. تعميم كاربست شيوه‌هاي مختلف نقد كتاب مقدس به قرآن، چالش‌هايي را در حوزة مطالعات قرآني ايجاد كرده است كه بايد پيش از استفاده از اين روش‌ها، كارآمدي يا عدم كارآمدي آنها دربارة قرآن بررسي و تحليل شود. در اين مقاله، ابتدا عوامل و زمينه‌هاي نقادي كتاب مقدس به تصوير كشيده شده، سپس كاربست برخي روش‌هاي انتقادي برگرفته از كتاب مقدس در مورد قرآن، معرفي و تحليل شده‌اند.                                     
بررسي‌ها نشان مي‌دهد، متن قرآن كريم، بر خلاف كتاب مقدس، به نحو متواتر و از طريق قرائت و حفظ نسل‌ها نقل شده و متن آن، بي‌كم‌و‌كاست حفظ گرديده است. لذا نمي‌توان متن قرآن را همانند متن كتاب مقدس، به نقد كشيد و دربارة متن آن، زيادت و نقصان ادعا كرد.

كليدواژه‌ها: نقادي كتاب مقدس، مطالعات قرآني، رنسانس، نهضت اصلاح ديني، عصر روشنگري.