تحليل نقش مايه هاي اساطيرِ آن جهاني

ضميمهاندازه
8.pdf1.1 مگابايت

سال هفتم، شماره سوم، پياپي 27، تابستان 1395

سروناز پريشانزاده / دانشجوي دكتري پژوهش هنر دانشگاه الزهرا عليها السلام             Sarvenazparish@Gmai.com

ابوالقاسم دادور/ استاد دانشكده هنر دانشگاه الزهرا عليها السلام                                                                             

مريم حسيني / استاد دانشكده ادبيات دانشگاه الزهرا عليها السلام

دريافت: 16/01/1395 ـ پذيرش: 21/06/1395

چكيده

شمايل هاي ديني، نوعي بيان تصويري و روشي براي بازنمايي مفاهيم و معاني دروني دين است. هنرمند درك خود از امور فرامادي و نامتناهي را در قالب تجربيات محسوس و قابل درك باز نمايي مي كند؛ بدين معنا هنر به وسيلۀ تجسم تصويري و نمادين، راهي به ژرفناي بُعد معرفت شناختي دين مي گشايد تا از طريق تفسير و تأويل، درك امور قدسي را ممكن سازد. اين نمادهاي مصور در طول تاريخ موجب شكل گيري اسطوره ها شده اند. اين مقاله با روشي توصيفي و تحليلي و تحليل محتوا درصدد است شمايل نگاري مسيحي در روسيۀ قرن پانزدهم ميلادي را از جهت نقش مايه هاي نمادين موجود در آن، كه سابقۀ تاريخي آن به اساطير پيشين بازمي گردد، در مقايسه اي تطبيقي با نگارگري بازديد پيامبر اسلام از دوزخ در قرن نهم هجري در ايران را بررسي كرده، و وجوه اشتراك و افتراق و تأثير و تأثر آنها بر يكديگر را مورد واكاوي قرار دهد. نتايج حاصله از اين پژوهش، بيانگر اين است كه بر اساس پيوند هميشگي اسطوره با تصاوير نمادين با كاركردهاي اخلاقي و معرفتي، شمايل هاي دوزخي در هر دو فرهنگ اسلامي و مسيحي را مي توان نوعي تصوير اسطوره اي قلمداد كرد كه نظريۀ نقش مايه هاي آيكونوگرافيك، مي تواند در آشكارگي زيرساخت هاي محتوايي و شكلي آنها نقش مؤثري داشته باشد.

كليدواژه ها: دانش نقش مايه ها، اسطوره، معراج نامۀ حضرت محمد صلي الله عليه و آله، شمايل نگاري عيسي مسيح عليه السلام، آن جهاني.