بررسي و تحليل ضعف اخلاقي از منظر آگوستين و توماس آكوئيناس؛ با بهره گيري از آموزه هاي اسلامي

ضميمهاندازه
4.pdf315.34 کيلو بايت

سال هفتم، شماره سوم، پياپي 27، تابستان 1395

مهدي عليزاده / استاديار دانشگاه علوم و فرهنگ اسلامي                                                    alizadeh111@gmail.com

دريافت: 26/12/1394 ـ پذيرش: 01/06/1395

چكيده

«ضعف اخلاقي»، پديده اي رواني است و اين پرسش را مطرح مي كند كه چگونه انسان با وجود آگاهي از نادرستي يك عمل، بدان دست مي زند. اين مقاله به بررسي ديدگاه دو تن از متالهان مسيحي و فيلسوفان مدرسي درباره ضعف اخلاقي، يعني آگوستين و آكوئيناس مي پردازد. از نگاه آگوستين، گناه اخلاقي هنگامي پديد مي آيد كه آدمي، اراده اش از خير سرمدي و نامتناهي غافل باشد و يا اينكه از آن روي گردان باشد. آدم، نخستين انساني بود كه با ضعف ارادة خود، دچار گناه شد و آن موجب سقوط وي گرديد. اين ضعف اراده، در نسل آدم جريان يافته و موجب بروز شرور اخلاقي در وي مي گردد. توماس بر اين باور است نفس را دو قوه است كه از اين دو، يكي پست تر و ديگري برتر است؛ اولي ميل و دومي را اراده مي نامد. از نظر وي، براي انجام فعل اخلاقي، صرف داشتن معرفت كافي نيست، بلكه صدور فعل، نيازمند شكل گيري ساير مبادي فعل اختياري است. از نظر وي، انسان عادي به عنوان يك فاعل اخلاقي خطاكار، هرگز از روي لجبازي و با برنامه ريزي قبلي مرتكب گناه نمي شود، بلكه فقط در شرايطي كه از اختيار برخوردار است، دچار سوء استفاده از قدرت انتخاب خود مي شود. درحاليكه انسان فاسد و شرور به عكس، «از روي انتخاب» مرتكب عمل زشت مي شود؛ زيرا اين گونه اعمال، اساساً در راستاي اصول و اهدافي است كه براي زندگي خود برگزيده است.

كليدواژه ها: ضعف اخلاقي، ضعف اراده، توماس آكوئيناس، آگوستين.