خشونت مذهبي در پناه نص گرايي(ظاهرگرايي) در اسلام و مسيحيت؛ با تأكيد بر سلفي گري اسلامي و بنيادگرايي مسيحي

سال ششم، شماره دوم، پياپي 22، بهار 1394

روح الله شهامت دهسرخي / دانشجوي كارشناسي ارشد اديان ابراهيمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ره

سيدعلي حسني/ استاديار گروه اديان مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ره seyedAli5@Gmail.com

دريافت: 16/1/1394 ـ پذيرش: 28/5/1394

چكيده

امروزه به طور فزاينده، شاهد بروز گسترده خشونت و افراط در پوشش باورهاي مذهبي هستيم. در اسلام و مسيحيت نيز طيف هايي همچون سلفيان و بنيادگرايان با ادعاي تحقق خلوص ديني، به استنباط نادرست از متون ديني مبادرت مي ورزند كه در برخي موارد، بروز گرايشات خشن و تندروي ديني را به دنبال داشته است. در تحليل چرايي شكل گيري افراط و خشونت ميان دو طيف مذكور، افزون بر انگيزه هاي سياسي، با عوامل متعددي مواجه هستم. از جمله مهم ترين آنها رويكرد نص گرايانه به متون ديني است.
اين مقاله، با هدف همگرايي بيشتر اسلام و مسيحيت در برخورد با افراطي گري مذهبي، به بررسي برخي مصاديق گروش به نص گرايي، در استنباط آموزه هاي ديني از قرآن و كتاب مقدس پرداخته و ارتباط اتخاذ اين شيوه با بروز افراط مذهبي را مورد ارزيابي قرار داده است. اثبات ارتباط مستقيم ميان گرايشات نص گرايانه در تحقق بسياري از خشونت هاي موجود ميان سلف گرايان و بنيادگرايان، از جمله مهم ترين نتايج اين تحقيق است.

كليدواژه ها: بنيادگرايي، سلف گرايي، خشونت ديني، نص گرايي، متن گرايي، ظاهرگرايي.