فلسفه ارسطويى

نسبت سنجي اخلاق پولسي و اخلاق فضيلت ارسطويي

سال هفتم، شماره چهارم، پياپي 28، پاييز 1395

مهراب صادق نيا / استاديارگروه اديان ابراهيمي دانشگاه اديان و مذاهب                                 sadeghniam@gmail.com

حميده اميريزداني / دانشجوي دكتري مطالعات تطبيقي اديان دانشگاه اديان و مذاهب   amiryazdanihamideh@gmail.com

دريافت: 28/04/1395 ـ پذيرش: 10/09/1395

چكيده

مسئله اخلاق نزد ارسطو و پولس، پاسخ به اين پرسش است كه چگونه بايد بود؟ و نه، چه بايد كرد؟ موضوع در هر دو اخلاق، فضايل هستند و نه اعمال. در نتيجه، اخلاق در هر دو، از مجموعه قواعد و اصول رفتاري، به پرداختن به خويشتن بدل مي شود. با اين حال، اختلاف مباني پولس و ارسطو، امكان يكساني اين دو متفكر  را  در  سامان دهي نـظرية اخـلاقي واحدي فروكاهد. شالوده اخلاق پولس بر پايه سه اصل ايمان، اميد و عشق است. ارسطو بر فضايل چهارگانة عدالت، حكمت، شجاعت و عفت تأكيد دارد كه هريك پيامدهاي معرفت شناختي چندي را در حوزه اخلاق بـه دنبال دارد. ثانياً، تأكيد بر نـقش فيض در سعادت انسان، در اخلاق پولس از يك سو و تعريف متفاوت فضيلت و تكيه  بر  نقش معرفت شناسانه حكمت عملي در اخـلاق ارسطو از سوي ديگر، اين تفاوت را بارزتر مي سازد. به رغم تأثير پولس از فرهنگ يوناني در شكل دهي الهياتش، وي كاملاً مستقل از اخلاق فضيلت ارسطو، مباني اخلاقي خويش را ساماندهي كرده است. تعريف اخلاق فضيلت نزد ارسطو، بررسي مختصات كلي اخلاق پولس و بازخواني سه اصل مذكور در رسالات وي و شرح و بسط تمايز آن با اخلاق ارسطو، از جمله موضوعاتي است كه اين پژوهش بدان پرداخته است.

كليدواژه ها: پولس، ارسطو، اخلاق  فضيلت، ايمان، اميد، عشق، داوري نهايي.

 

شماره مجله: 
28
شماره صفحه: 
49
محتوای تغذیه