قيامت

قريب‌الوقوع بودن حكومت خدا در كتاب مقدس و قرآن

سال دهم، شماره چهارم، پياپي 40، پاييز 1398

سميه پناهي / دانشجوي دکتري تفسير تطبيقي، دانشگاه قم    s.panahe@gmail.com
جعفر نکونام / دانشيار دانشگاه قم
دريافت: 1398/02/15 ـ پذيرش: 1398/07/06
چکیده
از جمله موضوعات مشترک و محوری قرآن و عهدین، حکومت خداست؛ به این معنا که در آخرالزمان حکومت بر جهان به‌طور مطلق از آن خدا خواهد بود و در آن، نیکوکاران و بدکاران جزای عمل خود را خواهند دید. موضوع مقالة حاضر، قریب‌الوقوع بودن حکومت خداست و اينکه مراد از آن چیست؟ در این مقاله ضمن گزارش عبارات قرآن و کتاب مقدس، نظریاتی که در تفسیر چنین تعبیری به دست داده شده‌اند، بررسی و نقد می‌شوند. دربارۀ تعبیر «قریب‌الوقوع بودن حکومت خدا»، شش نظریه یا احتمال در طول تاریخ مطرح شده است: نخست اينکه اين خبر حقیقی است و زمان دقیقی نیز دارد. نظریۀ دوم این بوده که هرچند اين خبر حقیقی است، اما نمی‌توان برای تحقق آن، زمان مشخص کرد. در نظریۀ سوم هم بر حقیقی بودن اين خبر تأکید می‌شد؛ اما اظهار می‌گردید که به دليل عدم آمادگی لازم در مردم، زمان برپایی حکومت خدا پیوسته به تأخیر می‌افتد. نظریۀ چهارم نيز بر حقیقی بودن آن خبر مبتني است؛ منتها برخلاف سه نظر نخست، آن را روحانی می‌شمارد. در نظریة پنجم، خبر قریب‌الوقوع بودن حکومت خدا فقط تحریضی برای اخلاقی زیستن دانسته شده است. در نظریة ششم، برپایی حکومت خدا آرزواندیشانه به‌شمار آمده است. از این میان، دومین نظریه، مشهورترین و مقبول‌ترین ديدگاه در نظر پیروان ادیان ابراهیمی است. روش تحقیق در پژوهش حاضر، تطبیقی و تاریخی است؛ یعنی مضامین مربوط به قریب‌الوقوع بودن حکومت خدا در عهد قدیم و عهد جدید و نیز قرآن، به ترتیب تاریخی بررسی و مقایسه می‌شود. رویکرد این پژوهش پدیدارشناسانه است.
کلیدواژه‌ها: حکومت خدا، ملکوت خدا، ساعه، قیامت.


 

سال انتشار: 
دهمين
شماره مجله: 
40
شماره صفحه: 
431

تأويل، ابزار عوام‌فريبي در بهائيت

سال دوم، شماره سوم، تابستان 1390، ص 167 ـ 192
Ma'rifat-i Adyān, Vol.2. No.3, Summer 2011

 

اميرحسين منطقي*

چكيده

اديان ساختگي براي ادامه حيات خويش، به هر چيزي متمسك مي‌شوند تا مشروعيت خود را اثبات نمايند. بهائيت نيز به لحاظ ماهيت خود، خارج از اين قاعده نيست؛ بدين منظور دست به دامن «تأويل» مي‌شود. اين مقاله با رويكرد نظري و روش كتابخانه­اي، با هدف خلع سلاح اين مدعيان، با پس از تعريف واژه تأويل، بررسي ارتباط آن با «تنزيل» و «اقتباس» و همچنين بررسي خود اين واژه در قرآن و بيان نمونه­هايي از تأويلات بهايي، درصدد ابطال اين مدعا برآمده است.

كليدواژه‌ها: باب، بها، تأويل، امي، علم لدني، قيامت، بهشت و جهنم.

سال انتشار: 
دومين
شماره مجله: 
7
شماره صفحه: 
167

فروپاشي و قيامت چهارگانه در پورانه‌هاي هندويي و عرفان اسلامي

سال دوم، شماره سوم، تابستان 1390، ص 137 ـ 165
Ma'rifat-i Adyān, Vol.2. No.3, Summer 2011

 

محمدرسول ايماني*

چكيده

در پورانه‌هاي هندويي، براي ادوار مختلف جهاني، انتهايي ترسيم مي‌شود كه «پَرلَيه» نام دارد. علاوه بر اين، فروپاشي(مهاپرليه)، انواع ديگري از فروپاشي را نيز در اين متون مي‌توان يافت كه پورانه‌ها آنها را از جهاتي «پرليه» نام نهاده‌اند. چنين وضعيتي از توصيف پايان عالم در سنّت اسلامي و مشخصاً در ساحت عرفان نيز قابل مشاهده است. در متون عرفاني نيز ضمن پذيرش قيامتي، كه در قرآن كريم توصيف شده، با نظر به حقايق و حكمت‌هاي نهفته در آن، مصاديق ديگر از قيامت تبيين شده است كه با احتساب قيامت شرعي، تعداد آنها بر چهار نوع بالغ مي‌شود. اين نوشتار با رويكرد تحليلي با معرّفي چهارنوع فروپاشي در سنّت پورانه‌اي و سنّت عرفاني، به بررسي تطبيقي اين آموزه‌ها در دو سنّت پرداخته، و با روشي تطبيقي، نقاط اشتراك، افتراق و امتياز اين آموزه در اين دو سنّت ديني را بررسي كرده است.

كليد واژه‌ها: پورانه‌هاي هندويي، عرفان اسلامي، قيامت، قيامت كبري، قيامت صغري.

سال انتشار: 
دومين
شماره مجله: 
7
شماره صفحه: 
137
محتوای تغذیه