مصطفي آزاديان

جهان‌بيني «رگ وده»، جهان بيني متناقض!

سال سوم، شماره اول، زمستان 1390، ص 71 ـ 92

Ma'rifat-i Adyān, Vol.3. No.1, Winter 2012

مصطفي آزاديان*

چكيده

اين مقاله، جهان بيني آيين هندو را بر اساس آموزه هاي «رگ وده» در سه مسئلة خداشناسي، جهان شناسي و چگونگي پيدايش آن، و انسان شناسي بررسي مي كند. رگ وده در باب خداشناسي مشركانه مي انديشد؛ اگرچه در برخي از سرودها، اعتقاد به يك خدا و اعتقاد به وحدت وجود فلسفي نيز مشهود است. شناخت جهان هستي و چگونگي پيدايش آن نيز بسته به نوع شناخت سرايندگان سرودها، متعدد بيان شده است: بر طبق يك بيان، خدايان جهان را آفريده اند و مطابق ديدگاه ديگر، خدايان به واسطة جهان هستي تولد يافته اند. رگ وده در زمينة انسان شناسي معتقد است افراد طبقات عالي داراي ارزش و كرامت ذاتي، و انسان هاي طبقات زيرين بي ارزش و دون پايه اند. انسان بايد در اين جهان مطابق با قانون ريتا زندگي كند؛ هم به اخلاق پايبند باشد و هم با نيايش و تقديم نذورات و قرباني به درگاه خدايان، ارتباط خوبي با آنها برقرار نمايد. انسان با مرگ خود نابود نمي شود، بلكه به دنيايي جاويد قدم مي گذارد. در ادامه، پس از بيان تناقضات و اختلافات موجود در اين جهان بيني، استدلال به سوره نساء آيه 82 اثبات مي شود كه جهان بيني «رگ وده»، الهي نيست؛ بلكه ساخته و پرداختة انديشه هاي انسان هاي برجستة روزگار كهن است.

كليدواژه ها: رگ وده، خدا، خدايان، جهان شناسي، انسان شناسي

شماره مجله: 
9
شماره صفحه: 
71

اخلاق بودايي: مباني و ساحت‌ها

، سال دوم، شماره دوم، بهار 1390، ص 143 ـ 168
Ma'rifat-i Adyān, Vol.2. No.2, Spring 2011

مصطفي آزاديان*

چكيده

آيين بودا، آييني اخلاقي است كه دغدغه‌هاي عملي دارد تا نظري. دغدغة بودا، رهايي انسان از رنج و نيل به مقام نيروانه است. اين مقاله، پس از معرفي اجمالي آيين بودا، دربارة مباني، غايت، مراتب و قلمرو اخلاق بودايي بحث كرده و در پايان، برخي آموزه‌هاي آن را نقد و بررسي مي‌كند. مباني اخلاقي آيين بودا، عبارتند از: چهار حقيقت شريف، به اضافۀ قانون كرمه و اصل تناسخ. همة انسان‌ها نمي‌توانند به غناي كامل اخلاقي برسند؛ يك فرد بودايي بايد خود را از آز، كينه و فريب برهاند و در برخورد با ديگران، مهربان و غمخوار باشد. از ديدگاه بودا، شخص با رهايي از دلمشغولي‌هاي فردي، اجتماعي، خاموش كردن همة تمايلات و خواهش‌هاي نفساني، از رنج و تولّد مكرر در اين جهان نجات مي‌يابد و به آرامش و رستگاري ابدي مي‌رسد.

كليدواژه‌ها: رنج، تشنگي، كرمه، تناسخ، اخلاق فردي، اخلاقي اجتماعي، نيروانه.

شماره مجله: 
6
شماره صفحه: 
143

ثنوي‌گري در آيين گنوسي و نقد آن

، سال اول، شماره چهارم، پاييز 1389، ص 57 ـ 82

Ma'rifat-i Adyān, Vol.1. No.4, Fall 2010

مصطفي آزاديان*

چكيده

اين مقاله به اجمال به بيان ثنوي‌گريِ آيين گنوسي مي‌پردازد. گنوسيس نوعي معرفت و شناخت باطني است كه به ادعاي ايشان، از طريق آن مي‌توان از جهان مادي و شرّ نجات يافت و به عالم معنوي و خير نايل آمد. آيين گنوسي به ثنويت اعتقاد دارد و خداي واقعي و متعالي را از خداي خالق اين جهان متفاوت مي‌داند. به اعتقاد گنوسي‌ها، جهان مادي، جهاني شرّ و فاسد و مخلوق خداي خودخواه ونادان است. گنوسي‌هاي مسيحي، خداي يهود «يهوه» را خالق اين دنياي مادي مي‌دانند و شريعت تورات را نيز مطابق خواست اين خدا مي‌دانند. از آنجا كه ماده شرّ است، جسم و بدن انسان نيز شرّ مي‌باشد. بايد با رياضت و عزلت‌گزيني آن‌را ضعيف و به تقويت روح كه از عالم بالا و معنوي است، پرداخت. روح از خداي خير است و بايد به منشأ اصلي خود، معرفت شهودي پيدا كند تا بتواند از عالم مادي نجات يابد؛ اما از آنجا كه در اين جهان گرفتار آمده، منشا خود را فراموش كرده است. خداي خير و متعالي براي نجات روح انسان، فرزند خود عيسي مسيح را به ياري‌اش فرستاد تا او را به ياد خداي خير و جايگاه اصلي‌اش بيندازد.

اعتقاد گنوسي‌هاي مسيحي، درباره حقيقت عيسي مسيح و جهان مادي و خالق آن و نيز درباره شريعت يهود به بيراهه رفته است. از اين‌رو، كليساي راست كيش مسيحي، اعتقادات گنوسيسي را خطرناك و بدعت‌آميز دانست و در قرن دوم ميلادي، رأي به تكفير آنها صادر كرد.

كليد واژه‌ها: گنوسيس، ثنويت، خداي متعالي، خالق، صانع شر، نجات، عيسي مسيح.

شماره مجله: 
4
شماره صفحه: 
57
محتوای تغذیه