نسترن حبيبي خياوي

فرجام‌شناسیِ انسان با توجه به مهابهاراتا و ارداویراف‌نامه

سجاد دهقان‌زاده / استاديار اديان و عرفان، دانشگاه شهيد مدني آذربايجان
سيمين ياري / کارشناس ارشد اديان و عرفان، دانشگاه شهيد مدني آذربايجان    s.ysimin@yahoo.com
نسترن حبيبي خياوي / کارشناس ارشد اديان و عرفان، دانشگاه تهران
دريافت: 24/01/1398 ـ پذيرش: 23/06/1398
چکیده
«باور به حیات پس از مرگ» یکی از واکنش‌های نظری انسان به عطش جاودانگی است و برجسته‌ترین تجلّیگاه آن، ادبیات دینی می‌باشد. مهابهاراتا و ارداویراف‌نامه دو متن کلاسیک دینی هستند که به‌ترتیب به فرهنگ دینی هندویی و زرتشتی تعلق دارند. یودیشتیرا و ویراف، که اساساً وجود انسانی را در دو سنّت دینی متفاوت نمادپردازی می‌کنند، در قالب نوعی سفر روحانی، وضعیت انسان‌ها را در دنیای دیگر تجربه و توصیف مي‌نمايند. جُستار پیش‌رو با تطبیق این دو متن دینی درمی‌یابد که در هر دو متن، مرگ امری محتوم، اما نامطلوب است؛ هرچند نه به معنای نابودی، بلکه به معنای گذر از یک نشئة وجودی به مرتبۀ وجودی دیگر. در این دو متن دینی، کردار صحیح، دوشادوش پندار نیک و گفتار نیک، اهمیت بسزایی در سعادت آدمی دارد و نسیان جوهر الهی و اسارت مادی، ناشي از عدم بصیرت است. با وجود این، برخلاف مهابهاراتا که فرجام انسان را بر اساس هم آموزۀ سمساره (بازتولد) و هم انگارۀ بهشت و دوزخ تبیین می‌کند، ارداویراف‌نامه فقط از استقرار در بهشت یا دوزخ پس از مفارقت روح از بدن و عبور از پل چینود سخن می‌گوید.
کلیدواژه‌ها: ارداویراف‌نامه، بهشت، دوزخ، مرگ، مهابهاراتا.
 


 

شماره مجله: 
41
شماره صفحه: 
101
محتوای تغذیه