توحید

بررسی تحلیلی ـ انتقادی نظریۀ حزقیال کافمن دربارۀ ریخت‌شناسی توحید و شرک

* ميلاد اعظمي‌مرام / دانشجوي دكتري اديان و عرفان، دانشگاه تهران    miladazamimaram@gmail.com
مجتبي زرواني / دانشيار گروه اديان، دانشگاه تهران
دريافت: 31/04/1398 ـ پذيرش: 02/09/1398
چکیده
محققان کلاسیک اسفار خمسه، و در رأسشان یولیوس ولهاوزن، معتقد بودند که بررسی انتقادی اسناد اسفار خمسه بیانگر یک پیشرفت دینی است که طی آن، یک‌خدایی یهوه‌ای نهایتاً به توحید اخلاقی انجامید. به باور حزقيال کافمن، تحلیل ریخت‌شناختی ادیان جهان، نظریۀ پیشرفت دینی را تأیید نمی‌کند و دو ریخت متفاوت دینی (توحید و شرک) را نشان می‌دهد. توحید با فعالیت‌های حضرت موسي علیه السلام آغاز شد و دیگر ادیان منشعب از آن (مسیحیت و اسلام) را نیز شامل می‌شود؛ بقیۀ ادیان ذیل مقولۀ شرک جای می‌گیرند. مطابق تحلیل او، دین عبرانیان به‌لحاظ ساخت، با دین جهان باستان ذاتاً متفاوت است و به همین دلیل نمی‌تواند پیشرفت منطقی آن باشد؛ به‌ویژه اینکه شواهد تاریخی نیز چنین پیشرفتی را تأیید نمی‌کنند. به اعتقاد او، جهان دینی عبرانیان به‌رغم استفاده از مواد شرک، محصول خود بود و عناصر بیگانه نقشی اساسی و خلاق در فرهنگ دینی آن نداشت. با این‌حال، نظریۀ او برخلاف دعوی خودش، همه‌جا با شواهد تاریخی و کتاب مقدسی سازگار نیست. نظریۀ او دست‌کم سه ضعف اساسی دارد: نخست اینکه او به‌اشتباه اسرائیل عهد قدیم را با اسرائیل تاریخی یکسان می‌گیرد؛ دوم او در تفکیک جهان‌بینی عبرانیان از همسایگانشان بر تفاوت‌ها تأکید دارد و از تعامل‌ها چشم می‌پوشد؛ در حالي‌که مطالعات مقایسه‌ای نشان از تعامل الگوهای فکری و دینی عبرانیان با همسایگان دارد؛ سوم اینکه ظاهراً نظریۀ تمایز مطلق توحید اسرائیلی از شرک باستان، بازتاب دغدغۀ الهیاتی اوست.
کلیدواژه‌ها: اسفار خمسه، شرک، بسیارخدایی، اساطیر، جادو، توحید.
 


 

شماره مجله: 
43
شماره صفحه: 
47

تبیین نقدهای شکندگمانیک‌وزار (= گزارش گمان‌شکن) به راه‌حل معتزله برای مسئلة شر و عدل الهی و داوری دربارة آن

خديجه رحمتي / دانشجوي دکتری ادیان و عرفان، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران مرکزي    khrahmati@yahoo.com
انشاءالله رحمتي / استاد گروه فلسفه، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران مرکزي
محمدرضا عدلي / استاديار دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران مرکزي
دريافت: 20/02/1398 ـ پذيرش: 05/07/1398
چکیده
مسئلة شر و حل آن، یکی از مسائلی است که بشر از قدیم‌الایام با آن درگیر بوده‌ است. کتاب شکند‌گمانیک‌‌وزار نوشتة مردان‌‌فرخ، از نوادر کتاب‌های کلامی زردشتی است که نویسندة آن معتقد است دین منتخب او راه‌حل منطقی مسئلة شر است و به همین دلیل ناقض توحید. نوشتار حاضر به تلازمی که مردان‌فرخ به آن اشاره کرده است و نیز اصل عدالت که از مهم‌ترین ارکان و دغدغه‌های مکتب معتزلی است، می‌پردازد و با تبیین اِشکال مردان‌فرخ و تحلیل مؤلفه‌های توحید، تلازم مذکور را نفی می‌کند؛ همچنين بیان مي‌دارد که با تکیه بر راه‌حلِ معتزلیِ شر، اصولاً صدور شر از ایزد محال، و وجود حوادث و موجودات نا‌خوشایند، بنا به حکمت و مصلحت خداوند، صلاح بندگان و لطف به آنهاست. او در حوزة شرور انسانی و عدم انتساب آنها به خداوند بنا بر قرائت معتزلی، مسئلة عدالت خداوند را مطرح می‌کند که ضمن قبول آن از سوی این مقاله، با ارائة راهکار جدیدی راه‌‌حل معتزلی رد و پاسخی در‌خور به آن داده می‌شود. 
کلید‌واژه‌ها: توحید، عدل، ثنویت، معتزله، خیر و شر، اختیار، اراده و مشیت الهی.
 


 

شماره مجله: 
41
شماره صفحه: 
29
محتوای تغذیه