زهرا عليزاده بيرجندي

انگاره‌هاي فرجام‌گرايانه در معراج پيامبر(ص) و ارداويراف‌‌نامه

 سال سيزدهم، شماره دوم، پياپي 50، بهار 1401، ص7-22

نوع مقاله: پژوهشي
زهرا عليزاده بيرجندي / دانشيار گروه تاريخ، دانشگاه بيرجند    Zalizadehbirjandi@Birjand.ac.ir
دريافت: 26/02/1400 ـ پذيرش: 20/07/1400

شماره مجله: 
50
شماره صفحه: 
27

مجادلات قلمي با اهل كتاب و شبهه‌زدايي از دين مطالعة موردي: رسالة لب الخطاب

سال نهم، شماره چهارم، پياپي 36، پاييز 1397

محمد ولي‌پور / دانشجوي دكتري تاريخ تمدن و ملل اسلامي، دانشگاه آزاد اسلامي مشهد    m.valipoor@cfu.ac.ir
طاهره عظيم‌زاده تهراني / دانشيار گروه تاريخ تمدن و ملل اسلامي، دانشگاه آزاد اسلامي مشهد
زهرا عليزاده بيرجندي / دانشيار گروه تاريخ، دانشگاه بيرجند
اردشير اسدبيگي / استاديار گروه تاريخ تمدن و ملل اسلامي، دانشگاه آزاد اسلامي مشهد
دريافت: 20/06/1397 ـ پذيرش: 22/10/1397
چکیده
اندیشه‌ورزان مسلمان از سده‌های نخستین اسلامی با شبهات و ایرادات وارده بر دین از سوی اهل کتاب مواجهه بوده‌اند و در روند این رویارویی و در پاسخ به شبهات، آثار قلمی از سوی علما تدوین شد. از اوایل سدة نوزده میلادی به سبب اوج‌گیری تکاپوهای استعمارگران و افزایش فعالیت هيئت‌هاي تبشیری، مجادلات قلمی علماي مسلمان روند فزاینده‌ای پیدا کرد. ابعاد شناختی این آثار و نحوة صورت‌بندی گزاره‌های معرفتی، جایگاه ویژه‌ای به این آثار در مطالعات دینی بخشیده است. با توجه به اهمیت این آثار، مقالة پیش‌رو به بررسی یکی از رساله‌های شاخص در این زمینه به نام لب الخطاب فی رد شبهات اهل کتاب، اثر محمدباقر بیرجندی اختصاص دارد. این نوشتار با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی درصدد بررسی روش و آشنایی با براهین نویسندة لب الخطاب در شبهه‌زدایی از دین است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نویسندة اثر يادشده با بهره‌گیری از استنادات تاریخی، ارائة براهین عقلانی و استفاده از گزاره‌های کتب عهدین، تناقضات آن را آشکار كرده و به شبهه‌زدایی از دین پرداخته است.
کلیدواژه‌ها: لب الخطاب، شبهات اهل کتاب، جدال احسن، مناظرات، محمدباقر بیرجندی.


شماره مجله: 
36
شماره صفحه: 
7

واكاوي عوامل مؤثر بر داد و ستدهاي آييني در جاده ابريشم؛ با تأكيد بر نقش اديان هندي

سال هفتم، شماره چهارم، پياپي 28، پاييز 1395

زهرا عليزاده بيرجندي/ دانشيار گروه تاريخ دانشگاه بيرجند                                      zalizadehbirjandi@birjand.ac.ir

زهرا حامدي/ استاديار گروه تاريخ دانشگاه آزاد اسلامي داراب                                          z_hamedi2003@yahoo.com

اكرم ناصري/ دانشجوي دكتراي تاريخ ايران دانشگاه فردوسي مشهد                                     akram.naseri@stu.um.ac.ir

دريافت: 20/04/1395 ـ پذيرش: 21/08/1395

چكيده

جاده ابريشم نمونة بي نظير از تعامل اديان و آيين هاي كشورهايي است كه در مسير اين جاده قرار داشته، و يا در طول اين شاهراه تردد مي كرده اند. در اين زمينه، نقش اديان هندي در تبادلات آييني و ارتباط ميان فرهنگي، به دلايل خاص برجسته است. اين رويارويي هاي آييني در مسير جاده ابريشم، ضمن اينكه پيامدها و تأثيرات گوناگوني به همراه داشته، در شكل گيري هويت اين جاده از گذشته تا به امروز نقش آفريني كرده است.                          
پيامدهاي حاصل از اين ارتباط آييني را مي توان در ابعاد گوناگون هنري، انديشه اي، اجتماعي و سياسي دسته بندي كرد. در واقع تحليل و ارزيابي اين تأثيرات، در بسياري از تحولات هنري از جمله تحول مجسمه سازي و نقاشي و ويژگي تلفيقي بودن هنر و معماري فرهنگ هاي حاشيه جاده ابريشم معنا پيدا مي كند.       
افزون بر تحول سبك هاي هنري، تحولات آييني و صبغة التقاطي برخي مذاهب، كه ناشي از جابجايي عقايد مختلف در طول جاده ابريشم و رويارويي آنها با يكديگر است، تبيين خواهد شد. اين مقاله، با روش تحليلي بر آن است كه موقعيت كشور هند در داد و ستدهاي آييني جاده ابريشم، تأثير رويارويي هاي آييني و عوامل مؤثر بر آن و روند گفت وگوي اديان در جاده ابريشم را مورد بررسي قرار دهد. يافته هاي پژوهش حكايت از اين دارد كه تأثير نگرش ها و تمايلات سياسي قدرت هاي مسلط بر جاده ابريشم و مباني عقيدتي و بنيان هاي فكري آيين ها در تبادلات آييني است.

كليدواژه ها: جاده ابريشم، هند، تحولات آييني، اديان هندي.

 

شماره مجله: 
28
شماره صفحه: 
107
محتوای تغذیه