مارتين لوتر

ايمان و عقلانيت؛ بررسي تطبيقي ديدگاه توماس آكوئيناس و مارتين لوتر

سال هفتم، شماره دوم، پياپي 26، بـهار 1395

محمدرضا اسدي / كارشناس ارشد اديان مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ره                       reza.shaer@gmail.com

محمد جعفري / استاديار گروه كلام مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ره                           mjafari125@yahoo.com

دريافت: 08/11/1394 ـ پذيرش: 20/3/1395

چكيده

ديربازي است كه مسيحيت شاهد بحث رابطة ايمان و عقلانيت و تبيين مرزهاي ميان اين دو است؛ بحث مهمي كه با باور ديني و مذهبي افراد سروكار دارد و اختلافات فراواني در ميان انديشمندان بزرگ مسيحي به وجود آورده است. ازآنجاكه توماس آكوئيناس، يكي از بزرگ ترين الهي دانان كليساي كاتوليك و مارتين لوتر، يكي از تأثيرگذارترين شخصيت هاي كليساي پروتستان بوده و اين دو فرقه تحت تأثير فراوان انديشه هاي آنان است، مقايسة انديشة آنان در اين مسئله مي تواند بسيار حائز اهميت باشد. اين مقاله با رويكرد تحليلي و بررسي اسنادي، درصدد واكاوي تطبيقي بحث ايمان و عقلانيت از ديدگاه اين دو چهرة شناخته شدة مسيحي است. بي ترديد فهم رويكرد آنان، براي شناخت دقيق تر اين كليساهاي بزرگ و مهم مسيحي راه گشا خواهد بود. يافته هاي اين مقاله، حاكي از اين است كه آكوئيناس يك عقل گراي غيرافراطي و لوتر يك ايمان گراي غيرافراطي است و به رغم پذيرش اجمالي دو عنصر ايمان و عقلانيت از جانب هر دو، اختلافاتي جدي در مباني فكري آنان وجود دارد.

كليدواژه ها: ايمان و عقل، عقل و دين، مارتين لوتر، پروتستان، ايمان گرايي، عقل گرايي، آكوئيناس.


 

شماره مجله: 
26
شماره صفحه: 
69

تحليلي بر پارادايم لوتر در باب انسان شناسي؛ در تعارض با پارادايم رسمي كليسا

سال هفتم، شماره دوم، پياپي 26، بـهار 1395

مهدي قاسمي/ دانشجوي دکتري الهيات مسيحي دانشگاه اديان و مذاهب قم                        mahdiqasemi53@gmail.com

قربان علمي/ دانشيار دانشکده الهيات دانشگاه تهران                                                                           gelmi@ut.ac.ir

دريافت: 15/10/1394 ـ پذيرش: 23/03/1395

چکيده

با ظهور اومانيسم و نهضت اصلاح ديني، آگاهي جديدي دربارۀ فرديت انسان به وجود آمد و نحوۀ ارتباط انسان با خدا و آمرزيدگي، کانون توجه الهيات لوتر قرار گرفت. لوتر با درک اوضاع جديد، پارادايمي نو در باب انسان، آزادي اراده، و نوع رابطۀ او با خدا و ايمان وضع کرد. پيش تر خدا در تلقي کليساي قرون وسطايي، موجودي دور از دسترس بشر و هستي بود، اما وي با رد واسطگي کليسا در همة شئون، به خدايي در دسترس انسان اشاره کرد که مجال گفت وگوي مستقيم دارد. تحول مفهومي لوتر در باب آمرزيدگي بر اين اصل مبتني بود که خداوند، انسان را گويي آمرزيده است و جايگاه آمرزيدگي خدا در خارج از وجود شخص گناهکار قرار دارد. بنابراين، آمرزيدگي، اکتسابي و نه اعطايي است. اين پارادايم جديد، مخالف ديدگاه رايج آگوستيني در قرون وسطا مبني بر جايگاه عدالت در درون انسان بود که راه ورود کليسا براي هدايت انسان را باز مي کرد. اما جوهرۀ پارادايم لوتر در باب انسان ، آزادي او در برابر انسانِ اسير کليسا و شريعت بود. لذا بندگي آزادمنشانۀ انسان فقط در سايۀ اراده اي آزاد ميسور است.

کليدواژه ها: انسان شناسي ديني، پارادايم ديني، مارتين لوتر، فيض، آمرزيدگي، انسان شناسي.

 


 

شماره مجله: 
26
شماره صفحه: 
53
محتوای تغذیه