جاودانگي روح

بررسي حقيقت مرگ در دين زرتشت

سال هفتم، شماره سوم، پياپي 27، تابستان 1395

سید محمد حاجتی شورکی / دانش پژوه کارشناسی ارشد دین شناسی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره Hajati65@chmail.ir

سید اکبر حسینی قلعه بهمن / دانشیار گروه اديان موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره akbar.hosseini37@yahoo.com

دريافت: 18/01/1395 ـ پذيرش: 24/06/1395

 

چكيده

دین زرتشت، از جمله ادیانی است که پیروان آن خود را در زمره ادیان توحیدی به شمار می آورند. بر اساس باورهای زرتشتیان، روح انسان با مرگ از بین نرفته، به حیات خود ادامه می دهد. مرگ در نگاه ایشان، جدایی روح از تن بوده و آن را به منزلة انتقال به عالم دیگر دانسته اند. آنچه موجب تمایز دین زرتشت از سایر ادیان توحیدی شده، نگاه آنان به چیستی مرگ است. در نظر آنان، مرگ از جمله شرور در عالم بوده که خالق و پدیدآورنده آن اهریمن است، و اهورامزدا به طور مستقیم در ایجاد آن دخالتی ندارد. مرگ بر موجودات عالم تحمیل شده، وظیفه مؤمن زرتشتی این است که با مرگ و سایر اموری که در نظر آنان شرّ است، به مقابله و مبارزه بپردازد. این مقاله، با نگاه توصیفی ـ تحلیلی و بر اساس متون اوستایی، پهلوی و مستندات زرتشت پژوهان نگاشته شده است. نویسنده، با فرض توحیدی بودن دین زرتشت، به نقد و بررسی انتساب این امور به دین اصیل زرتشت پرداخته است.

كليدواژه ها: جاودانگی روح، مرگ، اهریمن، خالقیت، دیومرگ، شرور.

 

شماره مجله: 
27
شماره صفحه: 
115

الهيات اميد: يك الهيات، دو سنت، دو رويكرد؛ بررسي جاودانگي روح و حيات پس از مرگ از ديدگاه كارل رانر و يورگن مولتمان

سال پنجم، شماره اول، پياپي 17، زمستان 1392

زهره عبدخدائي / دانشجوي دكتري فلسفه تطبيقي دانشگاه علّامه طباطبائي   zohreh.a@gmail.com
دريافت: 15/12/1392ـ پذيرش: 11/3/1393
چكيده
كارل رانر، فيلسوف و الهيدان كاتوليك، با بيان روح در جهان، كه ريشه در انسان‌شناسي استعلايي روح دارد، بحث جاودانگي روح پس از مرگ را مطرح مي‌كند. وي با نقد ديدگاه افلاطون، قائل به بقاي ارواح پس از مرگ در همين دنيا بوده و جهان را به سان پيكري براي ارواح دانسته، معتقد است: برزخ ارواح و پاك‌سازي آنها در همين دنيا صورت مي‌گيرد. ديگر فيلسوف و الهيدان پروتستان، يورگن مولتمان، با ابزار الهيات اميد، نظريه جاودانگي روح افلاطون را تكامل بخشيده و فرجام دنيا را اميد به رستگاري همه انسان‌ها مي‌داند. او گرچه امكان منطقي وجود جهنم را منكر نمي‌شود، اما خواست خدا بر سوزاندن و بقاي در عذاب بندگان را منافي عشق خدا به بندگان مي‌داند. اين مقاله، درصدد است تا با بررسي و تحليل نظرات اين دو فيلسوف با دو رويكرد متفاوت، اما با يك الهيات و همچنين با تأمل در انتقاداتي كه از سوي هم‌كيشان آنان وارد گرديده، ريشه اظهارت اخير كليسا مبني بر نمادين بودن بهشت و جهنم را دريابد.
كليدواژه‌ها: جاودانگي روح، حيات پس از مرگ، كارل رانر، يورگن مولتمان.

شماره مجله: 
17
شماره صفحه: 
43
محتوای تغذیه